ازدواج ( دائم یا موقت؟)
ناشناسسلام من پسری ۱۸ ساله هستم که به شدت مسائل جنسی و برقرار رابطه با جنس مخالف اذیتم میکنه خیلی مشتاق به ازدواج هستم و کنکور هم در پیش رو دارم و قصد ادامه تحصیل هم دارم و از نظر کار هم آرایشگری و یه شرکت در آینده خواهم رفت ... حالا ۲ سوال برام پیش اومده ? ۱.با این حال من ازدواج کنم یا نه؟ ۲.یا ازدواج موقت رو در پیش بگیرم که نیاز جنسی برطرف بشه تا موقع ازدواج دائم؟ اگه میشه راهنماییم کنید?
در مورد نامزادم ک با هاش کات کردم
ناشناسسلام خسته نباشد من با نامزادم ک یک شب مشروب خورده بودم مست بودم حرفاهی بد وبی راهی بهش زدم و اون با من بهم زده حتی به خانواده من گفته ک به تفاهوم نرسیدم و اون میاد مخفیانه استوری های واتساپ منو چک میکنه دلیلش چی میتونه باشه
یه دختر رو دوست دارم
ناشناسسلام خسته نباشید راسیتش من ۱۹ سالمه و عاشق یه دختر ۲۳ ساله شدم ک از خودم بزرگتره ولی همدیگرو دیدیم و ایشون توی یه شهر دیگه هستند و به نوعی از لحاظ فرهنگی کمی متفاوتیم من درون کنکور نتیجه گرفتم و بخاطر ایشون خوندم و دوست داشتنمونم دو طرفه هسش وقتی به علاقه شدیدی ک دارم فکر میکنم میبینم با تمام وجود دوسش دارم ولی در این میان نمیدونم چجوری به خانواده بگم چون اون هم درون یه شهر دیگه هستن و من رضایتشونو میخام پیشنهاداتی شده برای ازدواج از طرف خونوادم با دیگران چون آداب رسوم ما زود ازدواج کردنه ولی من زودی ازدواج نخواهم کرد و به هیچکس جز شخصی که علاقه دادم دل نمیدم لطفا اگه میشه راهنمایی کنین ک چگونه با این مسئله برخورد کنم و من هم به شخصه خیلی به دختره علاقه دارم و هر راهی به جز جدایی رو طی میکنم چون یه عشق و علاقه ی دو طرفس حتی اون هم جز من کسیو نمیخاد!
کمکم کنید؟؟؟
ناشناسبا سلام من. عاشق یع پسری ام خانوادم مخالفت میکنن میگن تا درس تو نخونی خبری از ازدواج نیست گفتیم باشع قبول حالا که دارم درسمو میخونم به کل بهم میگن پسره رو فراموش کن به نظر تون باید چیکار کنم؟؟؟؟ اگه پا به پای هم وایستیم اجازع میدن بهم برسیم؟؟ به کمک. تون احتیاج دارم ??
سلام تروخدا تا قبل اینکه عقد کنم راهنمایم کنید
ناشناسوقت بخیر من سه ماهه ک صیقه هستم با نامزدم از روزی که پا گزاشتن در خونه ما همش میگن دستمون خالیه توقعاتتون بالا نباشه ما تا الان خیلی ملاضشونو کردیم نزاشتیم بهشون سخت بگزره ولی تا بهش میگم مثلا برای عقد قربان رسم داریم باید لباس بیارین یا بهش میگم برام فلان چیو بخر هی میگه ندارم من کارگرم سریع به کل خونوادش خبر میده اگه باهم حرفمون میشه سریع همه رو باخبر میکنه میگه که ازم همچین چیزی خواسته خواهرش تو زندگیمون دخالت میکنه حتی درمورد لباس پوشیدن من ی ادم ضعیفی هست که نمیتونه در برابر مشکلات قوی باشه و هی میگه من میترسم بعد عقد ازم ایراد بگیری درصورتی ک من هیچ ایرادی ازش نگرفتم همش میگه دو دلم برا عقد کردن تروخدا بهم بگین ازدواج باهمچین ادمی درست هست یا نه یا چجوری میتونیم این مشکلاتو قطعی حل کنیم
بی انگیزگی جوانان
ناشناسسلام از طرف قشر طلاب??♀️ مینویسم✍??? پسری تقریبا ۱۸ساله هستم ، بی هدف،بی انگیزه، بی رغبت نسبت هر موضوعی، افرادی را در زندگی ام مشاهده کرده ام که طلبه بودن اما با ۴۰سال سن هنوز مجرد و بی انگیزه اند ، نسبت به درس و مشق هیچ انگیزه ای ندارم چرا که میدانم آخر و عاقبت ندارد(هرچند علاقه وافر دارم?) ، نمی دانم چکار کنم ، گُنگ ترین حالت ممکن را دارم، فصل امتحانات نزدیک است ، دوستانم هر سال با تلاش زیاد نمره زیادتری نسبت به من میگیرند و من هم هرسال رو به افت، نمی دانم شاید زندگی آن چیزی که فکر میکردم نبود ، در آداب و رسوم ما ازدواج برپایه سن و سال نیست ، برپایه فهم و شعور نیست ، فقط و فقط کسی ازدواج میکند که پول و ثروت و مقام و منصب خوبی داشته باشد (یعنی معیار اصلی خانواده ها شده پول پرستی) ، پسری ۱۸ساله با ماهی ۴۳۰تومن شهریه مراجع تقلید چگونه با این پول بتواند خرج خودش را بدهد(خرج کرایه تاکسی هم نمیشود)، چگونه شکست های برادرانم را ببینم و بسوزم که همه این دردها فقط مرحمش پول است، چگونه بخواهم از ازدواج در پیش پدرم صحبت کنم وقتی که برادر بزرگترم با فاصله سنی ۱۵سال از من هنوز مجرد است(یکی از رسوم ما این است که پسری که کوچکتر است حق ندارد از برادر بزرگتر خود زودتر ازدواج کند)، نمی دانید مشکلات قشر طلبه یکی دوتا نیست ، تا این مشکل را حل کنیم مشکل دیگری سر راهمان هست، مگر ما دل نداریم ، مگر ما آدم نیستیم ، دوستان غیر طلبه من وضعیت بهتری از لحاظ روحی نسبت به من دارند(بشاش و بیخیال) ، نمی دانم کدام مشکلم را بگویم پسر ۱۸ساله های توی خیابان را ببینید و با من قیاس کنید او موهای خامه ای دارد من موهایم سفید شده است، او با عین نداری و بی پولی خوش است و من در عین دارایی(نسبت به او) غمگین، افسرده ام ، حس و حال هیچ کاری را ندارم ، چندباری خواستم خودکشی کنم ، ن اینکه از جهنم بترسم ، ن ، فقط از غصه خوردن های پدر و مادرم و ناراحتیشان خجالت کشیدم، نمی دانم شاید فقط مارا به این دنیا آوردند که استادیوم خالی از تماشاگر نباشد(پول دارها بازیکنان اصلی هستند) ✍?یک طلبه??♀️
خب من چکاردکنم دوسش دارم
ناشناسببنید من گفتم باوپسر خاله ام رابطه دوستی داریم و بهم گفت دو ماه باهم باشیم اخلاق بدونیم میام خواستگاری اما مامانش راضی نیست به نظر تون چکارکنم چطوری مامان اش راضی کنم از اون طرف خواستگار دارم اما دلم نیست ازدواج کنم چون من پسرخاله ام دوست دارم و با مامان اش راجب من حرف زد دعواشون شد راجب ازدواج با من و از خونه زد بیرون به منم گفت نمیشه بیام خواستگاری منم گفتم نمیخام به خاطر من ناراحت بشن خانوادتت نیا و تموم کردمم الان یه روز تموم شده رابطه تون ولی یه بار پیام داد گفت من دلم تنگ شده منم تنگ شده به نظر تون برم ببینمش یا نه بزارم تموم بشه چکار کنم ?خیلی حالم بده به فکر خودکشی به سرم میزنه باز چشام. پر اشکه میگم بیخیال از اون طرف خانوادم میگن ازدواج. کن بدبخت شدمم افسردگی گرفتمم میگه بیا بریم عقد کنیم بریم شمال بیخیال همه چکار کنم تو خدا کمک کنید مامانش راضی نمیشه هر کاری کردیم اما خودش مگه صبر کن کم کم راضی میشه ولی الان 3ماه راضی نیست چکار کنم الان رابطه مون تموم ولی دوسش دارم??
پیش از ازدواج
ناشناسسلام من یه دختر ۱۴ ساله هستم.و میخوام با پسری که دوسش دارم ازدواج کنم و یه ساله که خواستگارمه و پدرم اصلا راضی نمیشه به این دلیل که اون تحصیلاتش خیلی کمه و از این جور بهانه ها و میگه که باید تو هم تحصیلاتتو ادامه بدی و خودم هم به ادامه تحصیل خیلی علاقه دارم . اما راستش شرایط جغرافیایی من و آداب و رسوم محل زندگی من جوری هست که دخترا از سن کم ازدواج میکنن و بعد از اینکه سنشون بالاتر رفت دیگه براشون خواستگار نمیاد و اینکه من یه عمه و پسر عمه ی شروری دارم که به خاطر اینکه من با پسرعمم ازدواج نکردم همش واسم حرف در میارن و حرفای زشتو ناپسندی دربارم به مردم میگن و حتی میخوان فراتر از اینا هم برن و این موضوع خیلی منو اذیت میکنه اینکه همش منو تهدید میکنن من با خانوادم در مورد این موضوع صحبت کردم و پدرم بهشون اخطار داد و اینکه این موضوع از دو سال قبل شروع شده بود و هربار هم بدتر از دیروز این کار ها تکرار میشه اما من باز نگران آینده ام هستم و میخوام ازدواج کنم .تحت فشار عصبی قرار گرفتم و بخدا نمیتونم این وضعیتو تحمل کنم .میشه کمکم کنید و بگید چیکار کنم تا ایندم بهتر باشه ؟؟؟
به نظر تون چکار کنم کمک کنید به من
ناشناسسلام من دختر ی هستم که تا حالا وارد هیچ رابطه نشدم اما با پسرخاله دوست داشتم.خیلی گذشت تا احساس کردیم واقعاهمو دوست داریم.اون گفت دوماه باهم باشیم اخلاق هم بدونیم میام خواستگاری.اما بعدش باباش قوت کرد و زندگی سختی داشتن چون بچه اخر خرجی برعهده اونه مادر پیری داره و خواهر مجرد راجب من با خانوادش حرف زده مامانش راضی نیست مگه اگه ازدواج کنه ما بدون نمیتونیم و بهانه بابااش میگره مامانش نمیزاره بیاد خواستگاریم همه فامیل میدونن دوستم داره خانوادم به مامانشگفت بزار بهم برسن اما راضی نیست چکار به نظرتون من دوسش دارم خیلی نمیتونم چیکار کنم?بزارم تموم کنم الانم موندم هرکار کردیم مامانش راضی نمیشه اونم.میگه اگه بیام خواستگاری مامانم دق کنه چی خواهرمجرد ام چی میشه یا ام بیام بریم محضر عقد کنیم بدون هیچکس چکار کنم تو خدا یه راه جلو من بزارید
نمیدونم واقعا دوسش دارم یا نه فقط ادعا میکنم که دوسش دارم
ناشناسسلام. من دختری ۱۵ ساله هستم ک سه چهار ماه پیش با ئ پسری رل زدم که تو اون زمان خودم با یکی دیگه رل بودم و به خاطر این با اون کات کردم و اومدم با این پسره رل زدم و این پسر هم که الان باهاش رلم قبلاً با یکی از دخترای فامیل دورشون رل بود که الان اون دختره با یکی دیگه ازدواج کرده الان رل من که بعد از دواج رل قبلیم ی بار دست ب خودکشی زده بود ولی موفق نشده بود ..الآنم هر روز با هم دعوامون میشه من از اولشم ن از قیافش خوشم اومد ن از صداش فقط هم دلم براش سوخت که گفت خیلی تنهام و هم اینکه احساس خوبی نسبت بهش داشتم فک میکردم میتونم بعدا با هاش ازدواج کنم و... ولی الان خودمو گم کردم همش بهم میگه که رفتارات عوض شده مثل قبل نیستی و... من الان خودمو گم کردم نمیدونم قبلاً اصلا باهاش چجوری رفتار میکردم ..و اینکه ما اصلا از نزدیک هموندیدیم و خیلی باهم فاصله داریم ولی چون تو ۱۳ بدر تولدش بود گفت که میخوام بیام پیشت و بعدش منصرف شد ..اون چیزی که آزارم میده اینکه ی روز بهم گفت که دوست داری الان پیشم بودی بعلت میکردمو بوست میکردم ... منم گفتم ک تو با رل قبلیتم از این کارا میکردی بوسش میکردی بغلش میکردی و...گفت آره ...الان غرور من بهم اجازه نمیده که بفهمم عشقم قبلاً ی دختر دیگرو بوس کرده و بغل کرده ..ایا این احساسات طبیعیه و ما تو آینده میتونیم با هم ازدواج کنیم و اینکه من از کجا بفهمم باهاش رابطه جنسی داشته یا نه و اگه رابطه داشته تو اینده اگه باهم ازدواج کنیم با مشکل موجه میشیم یا نه و اینکه ما هر روز باهم دعوا میکنیم با اینکه از ته دلم دوسش نداشتم ولی دلم میخواست باهاش باشم و باهاش حالم خوبه آیا دعوا کردنمون به ماه تولدمون ربط داره که اون فروردین ماهی هس و من شهریور و میگن که اصلا خوب نیس این با با هم باشند واکه باهم باسن همش دعوا میکنن آیا این حرف درسته یا ی خرافاته؟!لطفاً زود جوابمو بدین خیلی ممنون ?
- 1
- 2
- ...
- 11(current)
- ...
- 17
- 18