مشاوره پیش از ازدواج

مشاوره پیش از ازدواج

چ جوری ب خانوادم بگم کسیو دوست دارم؟ 

ناشناس

سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما متخصصین بزرگوار. بنده ۱۸ ساله هستم و حدود دوماهی هست که با دختری اشنا شدم و در طی دو سه هفته اخیر باهم صحبت کردیم متوجه شدیم که ما دونفر همدیگرو دوست داریم و به قولی عاشق همیم و این بنده خدا اونجور ک صحبت میکرد میگفت دوس داره حتی باهم ازدواج کنیم. تو این مدت من دیدم ک واقعا ب من احساس داره و ابراز علاقه میکنه حتی یک روز یک دفعه دیدم رفته برام گل خریده اورده. منم بهش گفتم ک حقیقت دخترا معمولا ی مقدار زودتر از پسرا ازدواج میکنن چون دغدغه و فکر خدمت سربازی رو ندارم ولی پسرا باید برن خدمت و بعد اون دنبال ی شغل و ... باشند که برای دختر ی مقدار سخته بخواد این دوران رو تحمل کنه ولی ایشون میگن با توجه ب عشقی ک به تو دارم حاضرم صبر کنم.و فکر و ذکرتم پول و شغل و خونه و... نباشه باهم یه جوری درستش میکنیم.

 126

مشاوره ی پیش از ازدواج 

ناشناس

سلام. من یه دختر 17 ساله هستم و یه خواستگار دارم ک با اجازه ی خانوادم قرار شد بیشتر باهم دیگ آشنا بشیم. تو این دوره ی آشناییمون من کم کم بهش علاقه مند شدم ولی یه رفتارای خاصی داره مثلا اجازه نمیده بیرون برم یا حتی برم خونه ی برادرم یا حتی نمیزاره با دوستام رفت و آمد کنم و باهاشون وقت بگذرونم و فقط فشارش رو اینه ک بشینم تو خونه و درس بخونم فکر میکنه همه چیز درسه و من نباید حتی برای چن ساعت تفریح داشته باشم. راستش شکاکه وقتی به خانوادم میگم میگن ک اولشه از هم دورین بیشتر آشنا بشین درست میشه. از یه طرفم من میترسم باهاش ازدواج کنم ولی این رفتاراش و سخت گیریاش ادامه داشته باشه و باعث بشه من منزوی بشم و از همه به جز خودش دور بشم. لطفا راهنماییم کنید

 40

ازدواج..... 

ناشناس

سلام خسته نباشید من دخترم ۱۶ سالمه زندگی با خانوادم رو دوست ندارم و فکر میکنم بهتره زود ازدواج کنم بنظرتون ازدواج تو این سنا مشکلی داره ؟

 76

امادگی لازم برای ازدواج چیست 

ناشناس

سلام من دختری ۱۸ ساله هستم و با ازدواج مشکلی ندارم ولی متاسفانه تنبل هستم و شرایط کرونایی مزید علت شده که غیر از خواب و فضای مجازی کار مفید دیگری انجام ندهم دوست دارم مسئولیت پذیر شوم و همسر همراهی برای همسر اینده و دخترخوب و مفیدی برای خانواده خود باشم اما چگونه

 42

درست رفتارکردن.درنامزدی 

ناشناس

سلام من دوساله نامزد کردم باهم دیگ خوبیم ولی بعضی اوقات دعواهایی میکنیم مثلا در دعوا به من میگه که بهت شک دارم یا اعتماد ندارم و بعضی اوقات هم خواهراشو میزنه تو سرم دیگ خسته شدم

 80

عاشق دختری شدم که زنداییم معرفی کرده، اما اگ مامانم بفهمه، ناراحت و عصبی میشه 

ناشناس

سلام،زندایی من دختری ک 2سال از من کوچیکتر هس رو معرفی کرده و ساکن جنوبه،قراره به هرطوری ک شده،ما همو ببینیم، اما مامانم هنوز نمیدونه و نمیخاد ک بفهمه زنداییم معرف بود.چون سر رابطه دختر و پسر نوجوان،مخالفت میکنه و من هروقت هم ک به مامانم میگم، میگه چرا همش خودتو درگیر این چیزا میکنی(چون دوستی نوجوانی،درحد چند روزه)؟میگم توی زندگی هرکسی پیش میاد،یکیش هم من اما ما همو دوست داریمو مادر دختر هم خبر داره اما میخام بدونم چجوری به مامانم بگم ک رفتار منفی نکنه،و بهش بفهمونم ک همون اول پشتم باشه و مخالف نباشه حتی دختر هم منو دوست داره و همو برای ازدواج میخایم. قبلا گفته بود اگر احتمالا اینجوری شد،بهم بگو، بدون ترس اما الان میترسم بگم،چون نمیخام مخالفت مامانم، باعث از دست دادن دختر بشه. درضمن،از زمان بااطلاع مامانش، مامانش خیلی کمکمون کرد عشقمه.طاقت دوری تا آخر عمررو ندارم. چکار کنم?

 140

از کجا بدونم دوسمم داره 

ناشناس

سلام من یکی خیلی دوستت دارمم از کجا بدونم اونم من دوستت داره ولی خب چجوری هست وقتی حالم بد میشه ناراحت میشه یا فوری میفهمه چی شده من و همیشه میگه کنارتمم ایا من باور کنم از کجا بدونم؟ میشه راهنمایی کنید حتا خانوادمم میدونه این رابطه ولی خب خانواده اون ناراضی من میترسمم این همه عاشقش بشمم بعد نشه بهش برسمم چیکار کنم به نظر شما ولی خب خودش میگه صبر کن. تا اینجا خیلی وابستش شدم که حتا از کارمم گذشتم ببشتر وقت ها با اونم ای صبح بیدار میشه پیام تا شب یه دقیقه نباشم ناراحت میشه به نظرتون چیکار کنم. به خاطر من حتا تو رویی مامانش و خانوادش وایستاده

 114

من 20سالمه وفکر میکنم نیاز به یک تکیه گاه دارم 

ناشناس

پدرم نمیزاره خواستگار پاشم تو خونه بزاره من چیکار کنم رومم نمیشه به بابام بگم

 163

رسیدن ب عشق 

ناشناس

سلام خدمت مشاورین گرامی? مختصر و مفید مشکلم اینه ک من یه سالیه عاشق یه جوونی شدم ک ۷سال و۹ماه فاصله سنی داریم. من راهنماییم،میخوام سنوگرافی بخونم، زبان عربی فول فولم ، اهل مطالعه م ،معدلم۲۰ه. بابام روحانیه و مامانم لیسانس حوزه داره ولی خونه داره. اون هم دانشجوه، مکانیک بلده و ماشین خارجی معامله میکنه، یه ده روزی میشه فروشگاه لوازم خانگی زده. مامان باباش جدا شدن، باباش لوازم خانگی داره (باباشو نمیشناسم)مامانش هم زن خوش اخلاق و شادیه خونه داره. پسر همسایه مونه.نمی دونم این علاقه دیوونه وار از کی شروع شده . بعضی شبا خوابشو میبینم ، یه چیزایی تو بعضی از خوابام میبینم ک واقعیته؛مثلاتویکی از خوابام سال تولدشو پرسیدم. از لحاظ ظاهری من دختر قدکوتاه و لاغریم،چشام قهوه ای سوخته،موهام بور و صورتم گرده. اونم لاغروقدبلند،چشاش همرنگ چشام،موهاش سیاه وصاف بینیش هم بلند. یه بارک چیزی دسم بود برده بودم براشون اون درو وا کرد اگه با تلفن حرف میزد یجوری نگام میکردک چشاش برق میزدومردمکش بزرگ شده بودوتوچشام خیره شده بود.(ازش خجالت میکشم) خواهش راهنماییم کنین??نگین دل بکن من نمیتونم?باتشکر??M

 157

سر هر موضوعی بحثمون میشه 

ناشناس

سلام من ۲۰ سالمه چند وقت دیگه عقدمه نامزدمو خیلی دوست دارم اونم منو دوست داره ولی یه مشکل دارم که هر جور خاستم حلش کنم اصلا نمیشه من زود رنجم اونم تو حرفایی که میزنه احتیاط نمیکنه منم زود ناراحت میشم و بحثمون میشه حتی سر یه موضوع خیلی کوچیک من خیلی سعی میکنم با ارامش حرف بزنم ولی بازم زود عصبی میشم اونم همینطوره لطفا یه راهنمایی بهم بکنین واقعا از این بحثای الکی خسته شدم

 100