دختری ک خیلی دوسش داشتم، اما الان ... ?♂️?? کمککککک....!! حالم بَده?
ناشناسسلام پسر 16-17سالهام. عاشق دختری هستم ک همسن خودمه و در همسایگی با ما تا سن 11-12 سالگی بود، اما همچنان رفت و آمد خانوادگی داریم، من احساسی ک راجب اون داشتم رو بهش گفتم، حتی بعداز اون، مادرم هم فهمید و براش تعریف کردم (مادر مشکلی نداشت)، اما براساس شناخت، خانواده اون میفهمیدن، رابطه قطع میشد اما در زمانهایی ک (چی میشد?) پیام میداد، سخت و دیر و کوتاه جواب میداد و موجب عذاب من بود، اما اون بخاطر ترس از خانوادش، هیچی به من نمیگه ?من اونو برای دوستی و مخصوصا ازدواج میخام? با نظرات خاندان زنداییم، میگن ولش کن، اما من همچنان به فکرشم. از زمانی هم ک به دختر گفتم، بی محلی میکنه (شَدید) نمدونم چیکار کنم، توروخدا کمکم کنید???
عشق...............
ناشناسببخشید من توی فضای مجازی با یکی دوست شدم و خیلی خیلی خیلی دوسش دارم و حدود شیش ماه هست که باهم هستیم. ولی اون خیلی مغروره و گاهی وقتا قهر میکنه و دیگه تا یه ماه آشتی نمیکنه بعد بعد از یه ماه پیام میده که بیا آشتی و منم چون خیلی دوسش دارم نمیتونم باهاش آشتی نکنم. خلاصه باهاش آشتی میکنمو بعد یه ماه دوباره بحث شروع میشه و دوباره قهر میکنه. واقعا کلافه شدم ولی خب از طرفیم دوسش دارم. البته ناگفته نمونه وقتی دوستیم خیلی بهم محبت میکنه و قربون صدقم میره ولی بعد یهو رفتارش عوض میشه. حتی خودشم پشیمون میشه از رفتارش.
چیکار کنم عشقم مثل قبل دوستم داشته باشه
ناشناسسلام، یک سال پیش با ی پسر اشنا شدم باهم رابطه برقرار کردیم و بعد از مدتی هم رابطه جنسی بعد از ی مدت خانواده من فهمیدن از هم جدامون کردند ولی ما بازم باهم رابطه برقرار کردیم اون خیلی سرد شده، الانم یک هفته هس پیام نداده بهم ولی گفته ک بهم پیام میده و برمیگرده، وقتی ازش دلیل این کارشو میخام میگه چون تو غر مبزنی این کار میکنم چیکار کنم به نظرتون که بشه مثل قبل و همونقدر دوستم داشته باشه؟؟؟ ?????
میخوام از تنهایی بیرون بیام
ناشناسسلام من یه پسر ۱۷ ساله هستم و تا حالا با هیچ دختری نبودم و میخوام با یک دختر آشنا بشم و اگه به درد هم خوردیم باهاش ازدواج کنم ولی نمیدونم از چه راهی باید این دخترو پیدا کنم متاسفانه درسو تو کلاس هفتم ترک کردم و الان حتی سر کارم نمیرم ولی میخوام یکی پیدا بشه و تا آخر عمر کنارش باشم لطفا بگین چه جوری پیدا کنم
باید چیکار کنم؟
ناشناساومد عذر خواهی کرد و دقیقا قبل از اینکه عذر خواهی کنه من گفت و گوشو با دوستش تو یه گروه دیدم که میگفت خیلی منو دوس داشت(خبر نداشت که من دارم میخونم چون من تو گروه جوین نشدم) بعد به مرور ۱ ماه ۲ ماه این حدودا هی میومد عذر خواهی می کرد ولی وقتی باهاش تو دایره ی رابطه بودم همش بهم دروغ میگفت راجبه همه چی وقتی بخشیدمش ۲ ماه این حدودا پیام میداد و حرف میزدیم ولی من احساس می کنم یه نیت پلیدی داره البته وقتی ازش پرسیدم که چرا اون حرفا رو بهم زدی گفت چون ردم کردی راست میگه؟ من باید چیکار کنم به نظرتون هدفش چیه
لطفا کمکم کنید
ناشناسسلام من 15سالمه و در بچه گی توی خونه پدر بزرگم چند سال زندگی میکردیم و بعدش خونمون را ساختیم و از اونجا رفتیم موضوع اینه که من از بچه گی با نوه عمه خودم بزرگ شدم او هم سن من هست و اون زمان که توی خونه پدر بزرگم بودیم خیلی اونجا میومدن و تا اول یا دوم دبستان با من دوست بود و باهم بازی میکردیم منم کم کم بهش علاقه مند شدم و عاشق خودش شدم و دوستش دارم و قصد داشتم و دارم باهاش بزرگ شدم ازدواج کنم اما یه چیزی که نمیتونم قبولش کنم اینه که اون و خانواده اش کلا با دین اسلام مشکل دارند جوری که نه نماز میخونند و نه روزه و نه حجاب و چیز دیگه و من میترسم که بعدا به مشکل های اساسی بخورم حالا میگید باهاش بعدا به فکر ازدواج باشم یا نه ممنون میشم یه جواب قانع کننده بدید و کمکم کنید
خواستگار طلبه ایی دارم که شغل ندارن واز طرفی همه ی ملاکای بنده رو دارن
ناشناسدختر ۱۹ ساله ایی هستم و سال اول طلبگی خواستگار طلبه ایی دارم۲۴سالشون هست که ۴سال دیگه درسشون تموم میشع و قصد دارن بعد اتمام این ۱۰ سال تحصیل وارد سپاه بشن در حال حاضر مادرو پدر قراره حمایتشون کنن و قراره طبقه بالای پدرشون سکونت داشته باشیم حالا من چیکارکنم خانواده امم که اصلا براشون مهم نیستم مادرم میگه ازدواج نکن اصلا بمون پیش من یا میگه بیا برو به پسر داییت که اون اصلا به من نمیخوره از لحاظ اعتقادی دارم از استرس میمیرم از یکی از دوستانشون هم پرسیدم پسررو تایید کردن حالا چیکار کنم بگم نه واقعا
ناراضی بودن خانواده
ناشناسسلام و عرض ادب دارم خدمت شما? من دختری ۱۸ ساله هستم محصل هستم داخل خونواده ای پولدار هستم و خونوادم ادمهایی سرشناسن من ۶ ساله عاشق پسری ۲۲ ساله شدم پسره از اشنایان خانوادگی ما هستن پسره هم عاشق منه ما باهم در ارتباطیم چند بار خواستگاری اومده اما مادرم و پدرم ناراضی هستن و میگن پسره خونوادش پول ندارند و خونوادشون در حد ما نیستن پسره همچنان منو میخواد سر کار میره تلاش میکنه تا با دست پر بیاد خواستگاری اما خانوادم تحت هیچ شرایطی راضی نمیشن و من هم نمیتونم عشقمو فراموش کنم و پسره هم همینطور باهم در ارتباطیم بدون اطلاع خانواده ،خانواده هم قطع رابطه کردن باهم بخاطره من و عشقم خانواده پسره راضین اما خانواده من ناراضی باید چیکار کنم تا خانوادم راضی بشن لطفا بهم کمک کنید من دارم داغون میشم از دوری و دلتنگی
شک دارم
ناشناسسلام شنیدم این برنامه مشاورای خوبی تورو خدا کمکم کنین خیلی حالم بده سه ساله عقدم 18 سالمه نامزدم 23 سالشه خیلی دوسش دارم خیلیی اونم خیلی دوسم داره ولی من سه ساله بهش شک دارم نمیدونم وافعا فکرام درسته یا نه چندساله خودمو عذاب میدم من نامزدم نماشگاه ماشین داره وضع مالی اخلاق قیافه همه چیزش خوبه خانوادم خیلی دوسش دارن من ی خاله کوچیک دارم ک خیلی سبکه چندباری ب نامزدم شک کردم ک نکنه باهاش رابطه داره بازم گفتم نه ک ی بار از دختر خالم پرسیدم چون خالم با این دختر خالم خیلی صمیمیه ی چیزای بهم گفت ک فقط گریه میکردم با نامزدم دعوا کردم و خلاصه قبول نکرد گفت از حسودیش اینجوری گفته واقعا نمیدونم چیکار کنم دیوونه شدم سه ساله کارم شده گریه پولی ندارم ک بخـوام برم پیش مشاور ک اینجارو پیدا کردم تورو خدا کمکم کنین چندباری خواستم هکش کنم ولی وجدانم قبول نکرده همش میگم خدایا اگه واقعا چیزی هست تا ازدواج نکردیم جداشم از خالم خیلی بدم میاد متنفرم ازش هروقت میبینمش انرژی منفی میده بهم دوس ندارم وقتی میریم بیرون اونم باشه هروقت اونم هس همش چشمم ب نامزدمه اون بنده خداهم نگاش نمیکنه ولی اون زنیکه سبک هی نگاش میکنه و نازو عشوه میاد نامزدمم نگام میکنه و میخنده منم بلند میخندم ک اون زنیکه متوجه بشه دارم با نامزدم حرف میزنمو میخندم واقعا اینارو ب هیچکسی نمیتونم بگم تورو خدا کمکم کنین خواهش مییکنم ازتون لطفا من جوونم میخوام زندگیمو کنم نمیخوام از دستش بدم خواهش میکنم ???? میخوام دیگه فکرای منفی نکنم خیالم ازش راحت باشه وقتی میریم بیرون راحت باشم بتونم تنهاس بزارم ترس از دست دادنشو نداشته باشم ???
اختلاف سنی
ناشناسسلامو عرض خسته نباشید خدمت شما ببخشید من یک مشکلی داشتم و گفتم تا با شما در میون بزارم بلکه در این موضوع راهنماییم کنید من یک شخصی رو خیلی خیلی دوست دارم(دختر خیلی خوبی هست با حجابه با وقارِ سنگینِ مثل بعضی از دخترای این دور زمونه نیست که دنبال خوشگذرونی های حرام و ...باشه) بعد (فامیل نزدیک هستیم) به خوده اون شخصم گفتم ایشون همگفتن که منم شما رو دوست دارم و ...(این حس ایشون طبق شواهد و مسائلی به من اثبات شده) بعد خودشون گفتن :این دوست داشتن هم به قدری هست که هرکاری بگی انجام میدم چون تو یه کتابی خوندم که اگر کسی رو از ته دل دوست داشته باشی به کارها و امر هایی که اون شخص میکنه عمل میکنی (طبق آیه ۳۱ سوره آل عمران) خوب جدا از این بحث ها یک مشکلی داریم اون هم این هست که ایشون دوسال از من بزرگترن تنها مشکلمون هم همین هست آیا سن ایراد و اشکالی دارد که مانع بهم رسیدن دو نفر بشه اگهمیشه یکمی در این مورد راهنمایی کنید ممنون...
- 1
- 2
- ...
- 12(current)
- ...
- 17
- 18