رفتار با کودک و نوجوان

رفتار با کودک و نوجوان

پنهان کردن گناه و پشیمانی از اون 

ناشناس

سلام من سریه قبل براتون تعریف کرده بودم که چهار سال با پسری بودم و اون رو هیلی دوست داشتم پدر مادر اون پسر هم از رابطه ما با خبر بودن و ما قرار بود ازدواج کنیم اخرای رابطه من به درخواست اون پسر وارد رابطه جنسی شدم با اینکه اصن دوست نداشتم و راضی نبودم و همش عذاب وجدان داشتم اما اون پسر مجبورم کرد و من برای اینکه دوستش داشتم قبول کردم متاسفانه اون پسر به من خیانت ورده و من هیچ جوره نمیتونم دیگه به این رابطه ادامه بدم و افسرده شدم دوست دارم یه زندکیه جدید بسازم اما اگر زندگیه جدید بسازم میتونم این گناهم رو به همسر آیندم نگم چون واقعا نمیتونم گناهم رو حای به یاد بیارم جه برسه اینکه این موضوع رو برای همسر آیندم تعریف کنم من از گناهم خیلی پشیمونم و اصن به هیچ عنوان دوست ندارم کسی اون رو بفهمه و توبه کردم و دیگه به هیج عنوان اون کارو نمیکنم اگر بخوام ازدواج کنم میتونم این گناهم رو به شخص مورد نظرم نگم و این گناه پیش خودم حفظ بشه و کسی اصن خبر دار نشه؟

 94

اعتماد به نفس 

ناشناس

سلام خسته نباشید من میخوام تو سال جدید یه دختر دیگه باشم با یه شخصیت و رفتار و افکار دیگه اگه میشه کمکم کنید و راه حل هایی بهم پیشنهاد بدین چون احساس میکنم اعتماد به نفس پایینی دارم و این خیلی منو اذیت میکنه و باعث پسرفتم میشه

 56

اعتماد........ 

ناشناس

سلام. من نمیدونم میتونم به شما اعتماد کنم یا نه البته مشکل من اعتماد به دیگران نیست فقط ای کاش راهی بود که بدونم گفتن مشکلم به شما کار درستی یا نه!

 83

مشاوره رفتار با کودک 

ناشناس

سلام من دختری دارم ۱۱ساله که تا دوسه ماه پیش در درس وتحصیلات وادب زبانزده همه بود ولی مدتی درمورد درس و کارهای روزمره بی خیال شده باتندی به همه جواب میده پرخاشگر شده وبی خیال بهانه های الکی مثل خستگی سر درد دل درد بی حالی میاره دیر می خوابه بیش از اندازه می خوره حرف شنوی نداره هر جورهم تنبیه می کنیم و گوشزد بدون هیچ ترس و واهمه ای جواب میده وافعا نمیدونم چه رفتاری باهاش داشته باشم و مشکلش چیه

 61

رضایت مادرم ک بفهمه با یک پسر در ارتباط هستم 

ناشناس

من و یک پسر خیلی هم دیگه رو دوست داریم و دوست دارم مادرم هم از این جریان با خبر باشه ولی متاسفانه مادر من پرخاشگره و اصلا این چیز ها براش غیر قابل قبوله می خاستم کمکم کنید ک چکار کنم راضی شه؟

 84

چیکار کنم 

ناشناس

سلام من سینا هستم و سنم 14ساله من یک خواهر 4ساله ویک برادر 9ساله برادرم خواهرم را اذیت میکند اسباب بازی هایش رامیگیرد گریه وجیغ اورا درمی آورد وبخاطر درس هایش مادرم را اذیت میکند پدرم همیشه سرکار است صبح ساعت 7:30دقیقه میرود وظهر برای خوردن ناحار می آید ودوباره میرود وشب می آید برای همین کارهای برادرم را نمیبیند واگر هم ببیند چیزی به او نمی‌گوید ومن برای همین همیشه بااو دعوا فحش وزدوخورد دارم دیگه خسته شدم کمکم کنید??

 48

ترس،اعتمادبنفس،خجالت 

ناشناس

با عرض سلام .من علاقه ی خاصی به عشق و عاشقی دارم و فکر میکنم انگیزه ی محکمی به ادم میده و حس خوبیه .تنها مشکلی که هست اینه که به کسی اعتماد ندارم و دوم اینکه میترسم نزدیک دختر بشم و بهش ابراز علاقه کنم چون نمیخوام بهم بی احترامی بشه یا جواب رد بشنوم و معمولا همین باعث شده نتونم با کسی باشم .بنطرتون چکار کنم ؟

 51

ووووووو 

ناشناس

سلام خدا قوت خدمت شما عزیزان.ببخشید من چطور به مامانم بگم میخوام پشت لبمو تمیز کنم,من دنبال جلب توجه و اینا نیستم ولی واقعا این موضوع یه ظاهر زشتی برام درس کرده در ضمن با مامانم خیلی خجالتیم و راحت نمیتونم حرفم رو بهش بگم.خواستم شما کمکم کنید.ممنون

 73

قهر یا آشتی؟؟ 

ناشناس

سلام من یه دوستی داشتم که سال قبل تو مدرسه باهم آشنا شدیم تقریبا صمیمی بودیم بنا به دلیلی باهام قهر شد البته مقصر من بودم من یک سال التماس کردم بیا آشتی کنیم نیومد منم دلم سرد شد الان شهریور ماه اومد ۲ تا از پست های اینیستام رو لایک کرد(پستی که اونو تگ کرده بودم و هم اون گذاشت هم من) البته فالوم نکرد دو ماه بعد در تلگرام گروهی باز کرد و منم عضو کرد بهش گفتم تو که قهر بودی یه استیکر( ? ) گذاشت گفتم شکلک نزار جواب رک بده بهم گفت بیخیال منم از گروه رفتم با این کاراش پیشنهاد دوستی غیر مستقیم میداد؟؟ و این که یه چن تا سوال آیا آشتی بهتره یا قهر بمونیم؟؟ اگر آشتی بهتره با چه ترفندی بهش نزدیک شم؟ آشتی کنم؟ فک میکنم بعد یک سال دیگه اون صمیمیت بینمون نمونده ....

 85

مشکلات خانوادگی و بی پولی 

ناشناس

سلام من ۱۴ سالمه و همونطور که گفتم بچه طلاقم و پیش مادربزرگ و پدربزرگم زندگی میکنم . یه زن عمو دارم هر بار میاد اینجا با تمسخر میگه بهم عه تو هنوز نرفتی هنوز اینجایی؟ بعد اگه منم جواب بدم پدربزرگم عصبی میشه و میگه حق نداری جواب بزرگترو بدی. اینجا خونه بابات نیست راحت هر گوهی بخوای بخوری حالا من اینا رو تحمل کردم و تو خودم ریختم. اینا به کنار. یه پسر کوچیک داره و هر بار مزاحم من میشه وقتی دارم درس میخونم .هی میاد اتاق داد میزنه. وقتی هم از اتاق بیرونش میکنم مامانش میگه به تو چه ؟؟ اینجا که خونه تو نیست خونه بابابزرگشه و به اندازه تو از این خونه سهم داره و کلی از این حرفا بعد به عموم میگه ببین برادرزاده چندشت چیکار می‌کنه نمیخوای هیچی بهش بگی ؟ و این باباش معلوم نیست مشغول چه کثافت کاریه و مامانش هم هرزه س و کلی فوش بد میدن که مناسب نیست بگمشون. و میگه هیچکس بالا سرش نیست تربیتش کنه ادب یادش بده. آخه مگه من چیکار کردم؟?چه گناهی کردم روزگار این کارو با من می‌کنه. بعد به پسر بزرگ‌ترش که ۴ سالی از من بزرگتره میگه قدر ما رو بدون که دوست داریم و پیشتیم. اینو نگا اصلا مامان بابا نداره دعا کن یه روز مثل این نشی الآنم عید نزدیکه و همه خوشحال به جز من. چون که بی پولم و اصلنم خوشگل نیستم تا خوشحال باشم. و الان حتی یه لباس خوشکل هم ندارم. واسه عید توی شهر ما همه لباس محلی میپوشن و اگه بخوای یه دست لباس بدوزی کلی هزینه بر میداره و من هیچی ندارم. و دیگه این عید هم مثل همیشه قرارع مسخره بشم چون هیچ لباسی بجز لباس راحتی خونه ندارم اگه خدا منو می‌کشت خیلی بهتر بود. هم مامان بزرگ و بابا بزرگم راحت می‌شدند از خرج اضافه واسه من. هم انقد توی این دنیا تحقیر نمی‌شدم. الآنم انتظار ندارم شما کمکم کنید چیکار کنم. چون هیچکس نمیتونه کمکم کنه ? هیچ‌کس نبود باهاش درد دل کنم حتی یه نفر هم واسه درد دل ندارم چقد این زندگی زیباست?

 108