مشکل با پدر و مادر
ناشناسسلام من با پدر و مادرم مشکل دارم چون انها بین من و برادر کوچکم فرق می گذارند من دوستشان دارم اما انها من رو جلوی برادرم تحقیر می کنند و باعث این می شوند که برادرم به من بی احترامی کنه و من را بزنه بارها سعی کردم با مادرم حرف بزنم اما مادرم تمام تقصیر ها رو گردن من می اندازه و به انتظارات من توجه نمی کنه و بسیار به من گیر می دهند طوری که حتی اجازه رفتن به مهمانی تولد دوستم(تنهایی ) نمی دهند
سردرگمی
ناشناسسلامی مجدد من قبلا راجع به اینکه شکست عشقی خورده بودم باهاتون صحبت کردم و الان احساس میکنم هیچ هدفی برای زندگی ندارم دیگه سرکار نمیرم و تمایلی به درس خوندن ندارم با کسی رابطه دوستانه ندارم و نمیدونم دیگه باید چیکار کنم نمیدونم برا چی افریده شدم و چرا باید زندکی کنم . با تشکر
جنب شدن
ناشناسمن یک پسر ۱۲ ساله هستم خیلی جنب میشم یه مدته خوددارضایی انجام میدم دیگه جنب نمیشم خوب من باید چیکار کنم اگر خوددار ضایی نکنم دوباره جنب می شم در اون صورت هر روز باید لباسام رو عوض کنم و غسل کنم
اشتباه کردم
ناشناسمادرم محکم من رو زد و من فکر کردم این تجاوزه درواقع اشتباه کردم
رفتار خواهر و مادرم
ناشناسسلام . من۲خواهر و یک برادر دارم .یکی از خواهرم ازدواج کرده(من و این خواهرم رابطه خوبی نداریم و مرتب سعی میکنه کوچیکم کنه و زیر آبمو بزنه و دغمو دربیاره)و یه خواهر کوچیک تر از خودم که کلاس سومه(بسیار بسیار لج میکنه،تنبله و بی ادب و بی تربیته و بخواطر همین من همیشه من بجاش از پدر ومادر،برادر کتک میخورم)و یه برادر بزرگ تر از خودم که ترم آخر دانشگاهه(با برادرم ررابطه خوبی دارم البته یکساله رابطمون خوب شده و قبلش مرتبا من رو بخواطر کارهایی که نکردم و مسائل بیخودی کتک میزد)از اون طرف:مادرم رفتارش به شدت در مدت کوتاهی تغیر کرده:فهش های بسیار رکیک میده،کتک میزنه،مرتب در حال دعوا و نزاع با افراد خانوادس و نسبت به گذشته بسیار بدببین تر شده و این اوضاع رو بد تر میکنه و پدرم هم بخواطر شرایطی که توش هستیم(داریم خونه میسازیم و پدرم برای انجام پروژه پول نداره)مرتب داد و بیداد میکنه و فهش میده.این شرایط خیلی خیلی من رو عذاب میده و من نمیتونم تحمل کنم مرتب به خواطر خواهر کوچیکم از ماامانم کتک میخورم با خواهر کوچیکم قهرم پدرم هم که فقط فهش میده و مهم تر از اون اینکه کلللللل کار های خونه رو من انجام میدم (از درست کردن غذا،جارو کردن تااااا شستن ظرف ها و....کل کار ها)اما اصلا به چششون نمیاد و ازم توقع خیییلییی بیشتری دارن و میگن مگه چیکار کردی،وظیفته،این کارارو نکنی از خونه میندازیمت بیرون در حالی که من۱۲دارم و همسن و سال های من و همکلاسی هام کار های شخصیشون هم پدر و مادرشون انجام میدن و من این وسط دارم میشکنم و هیچ کاری هم نمیتونم بکنم حتی صحبت کردن و محبت کردن به خانوادم باعث نمیشه از کارهاشون دست بردارن لازمبه زکر که حتی همین امروز هم مادرم با شلنگ زدم و حتی بهم تجاوز کرده من واقعا دارم میمیرم و همدردی هم ندارم که درد دلمو بهش بگمو یکم خالی شم لطفا راهکار بدید بهم????????????????????????????????
یک سوال
ناشناسبعضی از بچه ها میگن اگه خودارضایی داشته باشیم آلت بزرگ میشود راست است
نگفتن حرف
ناشناسمن قبلاً کار های خیلی خراب انجام میدادم و به پدر و مادرم میگفتم و لا الا دیگه جرات ندارم بگم و تو خودم نگهداری و به خدا میگم و بعد دلم سبک میشه و من یه دوست دارم کن قبلاً با هم خیلی مذهبی و خوب بودیم و بعد از یه اتفاق پورن با هم جنس خود رابتمون قطع شد بعد از چند روز با هم از دوباره دوست شدیم بعد از چند مدت گفتم چگونه خودارضایی میکنن و بعد دوستم بهم گفت و بعد من خودارضایی میکردم و نگاه عکس های پورن میکردم و بعد از چند ماه به مادرم گفتم و گفت دیگه باش نگرد و الا من تقریبا باش مخفیانه میگردم و خاهشا کمکم کنید
نماز نخاندن
ناشناسسلام خوبین من اولا خیلی به نماز علاقه داشتم ولی الا دیگه اعتقاد ندارم آدم مذهبی هستم اهل بسیج و قرآن و غیره خانواده کلا میدونن که من اهل مذهب هستم ولی الا دیگه نمیتونم نماز بخونم و خودارضایی میکنم گاهی اوقات و نگاه عکس های پورن میکنم لطفاً کمکم کنید
مشکلات خانواده
ناشناسسلام من با خانوادم مشکل دارم رفتار هاشون اذیتم میکنه و حس میکنه دیگه نمیتوتم روی چیزی تمرکز داشته باشم گاهی دلم میخواد فرار کنم
فرق گزاشتن و.......
ناشناسسلام خسته نباشید من بچه ی آخر (سومی) خانوادم ما سه تا برادریم چند سال پیش بابام برا منو داداشم (دومین فرزند) یک گوشی سامسونگ خرید بعد تقریبا دوسال یعنی چند ماه پیش داداشم (فرزند دوم) گوشیشو فروخت و گوشی j5 قدیمی داداشم بزرگم (فرزند اول) رو برداشت با فروختن گوشی سامسونگ تقریبا ۹۰ درصد پول گوشی j5 گوشی قدیمی داداش بزرگم تامین شد و کمی پول از بابام هم گرفت فکر میکنم ۲۰۰ تا ۳۰۰تومان بعد من هم گفتم گوشی میخامو اینا بابام پول دستش اومده بود گوشی سامسونگمو فروختم و ی گوشی سامسونگ a10 اس میخاستیم بخریم داداشم حسودیش میشد میگفت از من j5 اینا بعد حرف زدیم باهم اگه من گوشی a10 بخرم نگه از تو بهتره بابا مامان فرق میزارن و برااتو a10 میخرنو ولی من گوشی دست دوم برادر اولو باید بردارمو... خلاصه که خودشم گفت a 10 بخریم گشتیم از دیوار ی گوشی دست دوم نو خریدیم ۳۷۰۰ من تا جایی که یادمه ۱۳۰۰ تومن تا ۱۵۰۰ تومن گوشی قبلیمو فروختم و a10 رو تقریبا شهریور ماه امسال خریدیم حالا هی داداشم میگه من هیچ وقت این فرق گزاشتنو یادم نمیره و به حرفی که زدن عمل نمیکنند و من خیلی حساسم و عذاب وجدان میگیرم جوری که خیلی عصبی میشم من درکش میکنم اما قرار شد به حرفی که زدن عمل کنن ونگن فرق میزارید من همون اول که این گوشیو خریدیم بهش گفتم میخای جابه جاکنیم گوشیامونو گفت نه حالا هی میگه به بابا و مامانم میگه شما فرق میزارید میدونه من رو این حرف حساسم نمیدونم چیکار کنم هنوز حاضرم گوشیمو باهاش عوض کنم قبول نمیکنه ?? خیلی بدم میاد از این لحن حرف زدن. گوشیامون خیلی باهم تفاوت نداره اما اون میگه بابا براتو خیلی بیشتر من پول داده بنظر شما باید چکرد دیگه فعلا پول دستمون نیست گوشی اینجوری بخریم اگه اون میدونست اینجوری میشه چرا قبول کرد؟؟؟ بنظر شما باید چکرد الان خیلی اعصابم خورده لطفا کامل توضیح بدهید باتشکر
- 1
- 2
- ...
- 67(current)
- ...
- 88
- 89