من قبلاً کار های خیلی خراب انجام میدادم و به پدر و مادرم میگفتم و لا الا دیگه جرات ندارم بگم و تو خودم نگهداری و به خدا میگم و بعد دلم سبک میشه و من یه دوست دارم کن قبلاً با هم خیلی مذهبی و خوب بودیم و بعد از یه اتفاق پورن با هم جنس خود رابتمون قطع شد بعد از چند روز با هم از دوباره دوست شدیم بعد از چند مدت گفتم چگونه خودارضایی میکنن و بعد دوستم بهم گفت و بعد من خودارضایی میکردم و نگاه عکس های پورن میکردم و بعد از چند ماه به مادرم گفتم و گفت دیگه باش نگرد و الا من تقریبا باش مخفیانه میگردم و خاهشا کمکم کنید