بارداری بدون رابطه
ناشناسسلام به بخشید بارداری بدون رابطه وجود داره
سلام من 14 سالمه امسال میرم هشتم و من ریاضیم خیلی ضعیف باید چکار کنم تا خوب بشه ممنون میشم بگد♥️
ناشناسسلام من 14 سالمه امسال میرم هشتم و من ریاضیم خیلی ضعیف باید چکار کنم تا خوب بشه ممنون میشم بگد♥️
ادامهٔ«خ ارو شکر می خوام مهربون باشم و خداروشکر می خوام بفهمم مهربونی نشانهٔ ضعف نیست»
ناشناسحالا همین یه نفر دارم مقاوت می کنم در برابر رفتار خانواده مامان، در برابر مهربونی ها شون و یه جوری رفتار می کنم انگار دشمن هستن و فکر می کنم اگر مهربون باشم، بگم بخندم، یعنی تسلیم شدم و کم آوردم و حتی اگر خودم فقط تو این جبهه باشم، باز هم اینقدر قوی ام که کم نمیارم الحمدللَّه ربِّ العالمین بنده می تونم با خونواده مادری م خیلی خوش باشم ولی از بچگی که ساده بودم و خیلی چیزا حالیم نبود، به اجبار افتادم تو جبهه خونواده پدری و حالا با اینکه خانواده مادریمو خیییلی دوست دارم و اون ها هم به شدت دوستم دارن و لوسن و می کنن و خصوصا خانواده خودم( خواهرا و برادرا و مامان) خیییلی بهم محبت دارن، ولی حس می کنم مثل میدون جنگ، باید موضع رو حفظ کنم و راستش رو بگم، واقعا حس می کنم اون طور که می خوام شاد نیستم!...
خداروشکر می خوام خوب باشم و خداروشکر می خوام بفهمم مهربونی نشانهٔ ضعف و کم آوردن نیست
ناشناسسلام علیکم بنده ۱۸ سالمه. والدینم جدا شدن. مامان و پدر انگار تو دو تا جبهه بودن و با اینکه بچه بودم، باهام طوری رفتار میشد که انگار تو جبههٔ طرف مقابل ام. یعنی پدر طوری رفتار می کرد انگار با مامانمم و رفتار مامان هم طوری بود انگار طرف پدر هستم. پدر خیلی فحاشی می کرد، دست بزن داشت خیلی، سیگار می کشید، خلاصه که خییلی سختی داد بهمون خصوصا مامانم و برا همین نمی خواستم طرفش باشم ولی حس می کنم(نمیدونم حسم درسته یا خیر) مامان فکر می کردن با اونام(پدر و مادربزرگ و عمه و عمو و...) و بنده اون موقع تو نوجوونی و دقیقا تو نقطهٔ حساس زندگی، خیلی گریه کردم، اذیت شدم و حتی یه مدت افسردگی داشتم. مامان خیلی تلاش کردن بهتر شم ولی خب خودشون فشار زیادی روشون بود و همین رو ما بچه ها هم اثر میذاشت. یه مدت رفتم پیش مشاور که مامانم قبولش داشتن، ولی کرونا شد. الان که جدا شدن و الحمدللَّه ربِّ العالمین همه مون پیش مامان هستیم و خییییلی زندگیمون بهتر و عاااالی تر شده و خداروشکر مامان خیلی دوستمون دارن❤❤❤، ولی بنده حس می کنم شاد نیستم. حس می کنم الان مامان و آبجی و خاله ها و مامان بزرگ و... همه تو یه جبهه اند و بنده تو جبهه مقابل، جبهه ای که دیگه فقط خودمم مهربونی نمی کنم، خیلی نمی خندم، همش بهشون بدبینم، انگار بدم میاد با خواهرم مهربون باشم، همش خودمو می گیرم، اخم می کنم، وقتی دور هم میگن می خندن یه جورایی با کینه نگاهشون می کنم، وقتی خداروشکر با هم میریم پارک، خداروشکر همه خوش هستن و بنده با اخم و کینه میشینم و حوصله ندارم وقتی خواهرم یا دختر خالم یه کار می کنن کسی چیزی نمیگه ولی بنده همون کار رو می کنم بهم چیز میگن و منم میگم همین دیگه، چون تو جبههٔ مقابل هستم این جوری می کنن، درحالی که شاید واقعا منظوری نداشته باشن نمی دونم حس می کنم همه ازم بدشون میاد و اتفاقاتی که افتاده رو گردن بنده میبینن چون فکر می کنن منم با پدر اینا بودم، در حالی که خودمم ازشون بدم میومد ولی چون دیدم خانواده مامان انگار ازم خوششون نمیاد، وقتی برای اولین و آخرین بار تو دوازده سالگی پدر باهام حرف زد، به دروغ گفت دوستم داره و بنده هم گول خوردم و مجبور شدم برم تو اون جبهه و وقتی ول کرد رفت و همه شون(خانواده پدری) فراموشم کردن، فهمیدم ارتشم تک نفره شده
بلوغ نوجوانان
ناشناسسلام خسته نباشید ببخشید من ۱۷ سالمه و میرم دستشویی خودمو میشورم و گفتن استبراء انجام بده انجام میدم و میخوام بیام بیرون انگاری هنوز در مثانه ام دستشویی هست برای بلوغ هست یا چی
عشق عاشقی
ناشناسدیلیل اینکنه مخالفت میکنن میگه جون پول نداره میگه باید وایسی تا دکتر مهندس بیاد
بابام تو زندانه ما راحت نیستیم
ناشناسبابام توزندان هست الان خونه عمه هم هستم و مشکل مالی داریم وهیچ کس من وداداشم رو درک نمی کنند پسرعمم خیلی عضیت میکند
مدیر نوجوانی
ناشناسسلام چه شرایطی مدیر نوجوانی شدن لازمه؟ و برای کدوم فعالیت ها مبلغی داده میشه؟ و نحوه مدیر شدن چه جوریه؟
اطلاعاتم ناقصه و این برام خیلییی بده
ناشناسمن اطلاعاتم ناقصه و این برام بده مثلن تا الان چیزی در مورد خودارضیایی نمدونسم و الانم کاملن نمیدونم قبلنا ی کاری میکردم ک ب خودارضایی ی خورده شباهت داشت(طبق سوالای بقیه کاربرا متوجه شدم) میشه واسم توضیح بدین؟
هیجانات
ناشناسسلام متاسفانه مدتیه که گاهی مبتلا به هیجان علاقه به جنس مذکر میشم با اینکه می دونم این یه هیجان زود گذره و دیر یا زود از بین میره ولی بازهم حرکات و رفتار اون شخص لحظه ای از ذهنم دور نمیشه و من نمی دونم چی کار کنم که اینقدر دچار عشق کاذب نشم.
- 1
- 2
- ...
- 16(current)
- ...
- 88
- 89