عشق از راه دور
ناشناسسلام وقتتون بخیر. دختری ۱۶ ساله هستم و عاشق پسرخاله پسرعموم شدم و دوساله باهم در ارتباط و عاشق همهستیم ی سال تفاوت سنی داریم وابستگی شدیدی بهم داریم و دوبار دیدمش بدون هیچ قراری فقط در مراسم عروسی و جشن بوده. من تهرانم و خودش اردبیله و پدر مادرم از این موضوع خبر ندارن نمیدونم چجوری بهشون بگم..! و دوستام و آشناهام میگن چون راهتون دوره بهمنمیرسین سخته و کلی چیزای دیگه از این حرف خیلی میترسم ک نمیشه... بنظر شما امکانش هست ک بهم برسیم چون واقعا همو دوس داریم فقط بخاطر راهمون یکم میترسیم?
در رابطه با درس
ناشناسسلام من کلاس ششم هستم امسال میرم هفتم چجوری میتونم تو درسام زرنگ باشم
خانوادم اذیتم میکنه
ناشناسسلام من یه پسر ۱۵ سالم که که ۲ تا داداش کوچکتر دارم و مامانم همیشه سرکاره و همه کارای خونه رو من انجام میدم لباس میشورم غذا میپزم و جارو میکشم و بابام هم آشپزه که معمولا آخر هفته تا سفارش داره و بقیه روزا خونس درآمد بابام خیلی خوبه و ماهی ۲۰ تا ۳۰ تومان درآمد داره ولی راضی نمیشه چیزی خرج کنم من خودم تو این تابستون یه دونه تیشرت گرفتم که اونم مامان بزرگم بهم داد چون لباس نداشتم و تو تابستون با این گرما لباس گرم زمستونی میپوشیدم و من ماهی ۲ گیگ اینترنت مصرف میکنم که یکسره دعوام میکنه و این درحالی که داداشام ۴۰ گیگ داداشم هم خیلی اذیتم میکنن و باهام مث برده رفتار میکنن و بابام هم همیشه با من و مامانم سر هیچ و پوچ دعوا میکنه من تحمل ندارم و دیگه نمیتونم دلم به حال مامانم هم میسوزه هرچی کار میکنه خرج میکنه اگه میشه شما کمکم کنید چند بار خاستم خودکشی کنم ولی چون حرامه منصرف شدم
بی خوابی شب ها
ناشناسسلام من شب ها یه فکرایی میاد به ذهنم که اصلا نمیزاره بخوابم
خانواده جدید در ذهن
ناشناسمن همیشه تو ذهنم یه خانواده دیگر رو تصور میکنم که پزشک هستن حتی لباس هم برایشان تعیین میکنم. میخوام دیگه از ذهنم پاک بشن چون به درسم صدمه میزنه
چرا سوال جواب نمیدین
ناشناسلطفا به سوال های من جواب بدین
میخوام برم کلاس موسقی اما خانوادم حمایت نمیکنن
ناشناسسلام! من خیلی از موسقی خوشم میاد اما خانوادم حمیت نمیکنن همش به فکر درس هستن سال هاست نصبت به در و مدرسه بخاطر همین موضوع بی علاقه شدم بهم میگن این کار هارو در اینده هم میتونی انجام بدی اما من الان که نوجوانم میخوام این کار هارو کنم واقعا خستم از زندگی هم سنو سال های خودم نگاه میکنم واقعا میگم خوش بحالشون ( خواهش میکنم بگید چیکار کنم تا بتونم خانوادم رو برای چیزایی که میخوام راضی کنم )
مامان بابام به نظر شخصی من احترام نمیزارم
ناشناسسلام من دخترم و ۱۳ سالم هست و مامانم گوشیمو چک میکنه و وقتی دارم پیام میدم هی میگه داری با کی چت میکنی و من حس میکنم به من اعتماد ندارن و بهشون هم این موضوع و گفتم و حتی نمیزارن خواننده مورد علاقم اهنگاشو گوش بدم شاید تو اهنگ چیزای بدی بگه ولی من میفهمم و جدیدا دیگه اون اهنگارم گوش نمیدم ولی روی کاراشون حساس شدم اونا هم روی من حساس شدن تاحالا کاری هم نکردم که اعتمادشون به من کم بشه ولی باز نمیدونم چرا انقدر بهم گیر میدن و حتی برای حرفاشون دلیل ندارن درسمم خوبه دیگه بهونه ندارن بعد هی میگن چرا گوشی دستت خب من کاری ندارم که چیکار کنم بشینم در و دیوار و نگا کنم بهشونم گفتم حوصلم سر میره خب بریم بیرون یا تو خونه یه سرگرمی ایجاد کنید انقدر گوشی دستم نباشه من دوست دارم یه دوست پسر(دوست معمولی) داشته باشم ولی نمیزارن و فکر میکنن دوست پسر حتما رل هست ولی خودم از رل زدن بدم میاد شاید برای این سن هست که گیر دادناشون زیاد شده ولی داره به من فشار میاره نمیدونم چیکار کنم هرکاری فکر مردین و کردم ولی خوب نبود میشه راهنماییم کنید
کار کردن در سن پایین
ناشناسسلام خسته نباشید من می خوام همراه درس خواندن کار هم کنم مشکل مالی نداریم فقط دوست دارم استقلال مالی داشته باشم و دستم تو جیب خودم باشه و ی جورایی تجربه کسب کنم ب نظر شما کار کردن موقع درس خواندن ممکن نمیشه ک ب درسم آسیب بزنه ؟!
میشه کمک کنید
ناشناسسلام خسته نباشید من قبلاً خیلی علاقه شدید ب بیرون رفتن داشتم ، خیلی شیطون بودم ، خیلی خوش خونده بودم الان هیچکدوم از حس هارو ندارم تنهایی ب شلوغی ترجیح میدم دلم می خواد فقط خودم باشم خودم دلم می خواد فقط کار کنم و برای هدفم بجنگم دیگ هیچ کاری دلم نمی خواد انجام بدم میشه بگید این حس برای چیه و چجوری می تونم درمانش کنم ?
- 1
- 2
- ...
- 19(current)
- ...
- 61
- 62