افسردم چیکار کنم
ناشناسسلام من پسر ۱۵ ساله هستم من از وقتی بچه یودم پدرو مادرم با هم دعوا میکنند و ما هیچ فامیلی رفت و امد نداریم چون همه با ما بخاطر بابام دعوا کردند حتی دایی و خاله هم رفت و امد نداریم من ۳ماهه با دختر عمه مادرم اشنا شدم که همسن خودمه ولی من اوایل خیلی خوشحال بودم ما فقط با هم چت میکنیم چون ارتباط نداریم با انها که ۱۵ساله پیش دعوا کردیم ولی من جدیدن افسرده شدم چون اونا هم مهمونی میرن و مهمون خونشون میاد ولی من اعصابم خورد میشه چرا ما همچین زندگی داریم
افسردم چه کار کنم
ناشناسسلام من یک ماهه افسردم اصلا دلم نمیخاد سر کار برم نه دلم میخاد درس بخونم نه دلم میخاد خونه باشم نمیدونم چی میخوام بهشم فکر میکنم دیوونه میشم من ۱۵ سالمه به همسن و سالان خودم نگاه میکنم و میبینم اونا چطوری زرنگن و چی بلدن که من بلد نیستم کلن دلم میخاد را برم الکی ۳کیلو متر راه میرم و فکر میکنم دلم میخاد فقط تنها با خودم باشم ?
ناراحتم!
ناشناسمن چهارساله که ناراحتم، سر یه اتفاقایی روحیه خودمو از دست دادم، با هیچکس راحت نیستم، نمیتونم اون حرفی رو که میخوام بگم رو راحت بگم، نمیتونم علت ناراحتیمو بگم، مخصوصا به مادرم، چون همیشه میگه بی اهمیتن ، به شدت درونگرام، زندگی رو اصلا دوست ندارم، خانوادم همیشه منو ناراحت میبینن و ازم میپرسن چرا ناراحتم، و منی که هیچوقت چیزی به اونا نمیگم همش گیر میدن به گوشی، با این که خودم گوشی ندارم. کار هر روز و شبم شده گریه کردن، اصلا اون دختر قبلی نیستم. همیشه توی اتاقمم. میتونم بگم فقط واسه غذا خوردن میرم بیرون . خانوادم اجازه نمیدن با دوستام برم بیرون. اونا اصلا درکم نمیکنن. من حتی میترسم وقتی گریه میکنن اونا منو ببینن، چون به جای پرسیدن علت، حالمو بدتر میکنن. چیکار کنم از این زندگی خلاص شم؟ من نمیخوام حالم بد باشه اما نمیتونم حالمو خوب کنم
برای تنهایی میل به هیچی مخصوصا درسش چکار کنم
ناشناسدخترم خیلی تو خودشه اصلا از اول دبستان تا حالا ذوقی برا درس نداره از درس متنفر خیلی تنبل هستش وخیلی خود کم بین واعتماد به نفس نداره پرخاشگر هست هر وعده ای که میدم ده دقیقه ذوق میکنه بعد همون بی ذوق میشه تو خونه هم کار نمیکنه بیهوده وقت تلف میکنه از بچگی هم میترسه با این وجود دوست داره فیلمو سریال خشن وخون آشام شیطانی ببینه لطفا راهنمایی کنید
احساس تنهایی میکنم
ناشناسسلام، من 16 سالمه تو این زمان قرنطینه و... بشدت درونگرا و منزوی شدم و خیلی احساس تنهایی میکنم با خانواده ارتباط زیادی ندارم و خیلی وقتا وقتی باهاشون حرف میزنم اصلا متوجه نمیشن یا حواسشون پرته(قطعا متوجه رنجیدن من از کارشون هم کردمشون ) اعتماد و عزت نفس اصلاااا ندارم چند تا دوست دارم که ارتباطم باهاشون عالیه، ولی باز هم احساس تنهاییم رفع نمیشه احساس میکنم هیچکی درکم نمیکنه از خودم و خدا دورم و نزدیک شدن بهشون خیلی سخته، اونقدر که با اینکه یکساله دارم تلاش میکنم، هر روز میگم از فردا درست میشم و... ولی نمیشه به حدی افسردم که دیگه خودم و احساساتم رو نادیده میگیرم و به خودم فکر و توجه نمیکنم تنهایی باعث شده تو خیالات غرق شم احساس میکنم زندگی بی معنی و پوچه (این متن رو در شرایط روحی متعادل نوشتم و الان در شرایط خیلی خاصی نیستم که بزرگنمایی کنم یا...) دیگه احساس میکنم حتی با نزدیک شدن به دیگران هم، تنهاییم برطرف نمیشه، انگار از طرفی آدم گریز شدم، از طرفی خیلی زود به همه دل میبندم حالم خوب نیست... باید چیکار کنم؟ اگر باید به خودم یا خدا نزدیک شم لطفا روشش رو بفرمایید متشکرم❤️
خیلی تنهامم
ناشناسمن هیچ کس رو ندارم خیلی تنهام نه دوست نه رفیق نه همدم هیچکس نیست خواهرم دارم ولی شوهر کرده خیلی درگیر هست خیلی کم میاد پیشم خیلی دلم براش تنگ شده حالم اصلا خوب نیست همیشه گریه می کنیم اصلا حالم خوب نیست همش به مرگ فکر می کنم به اینکه نباشم و مطمئنا یه روزی هم میرم برا همیشه احساس میکنم هیچ کس دوسم نداره و برا هیچ کس مهم نیستم
چیکار کنم به سمت افسردگی کشیده نشم
ناشناسسلام من پسرم و ۱۸ سال سن دارم زیاد علاقه ای به وارد شدن به رابطه عاطفی ندارم چون قبلاً ازش شکست خوردم و تصمیم دارم تا وقتی که به موقع ازدواجم برسه وارد هر گونه رابطه ای نشم. ولی گاهی اوقات به رابطه عاطفی نیاز پیدا میکنم و خیلی به رابطه قبلیم فکر میکنم و خیلی احساس تنهایی میکنم میشه بهم بگید چیکار کنم تا این احساس منو به افسردگی نکشونه و احساس رابطه عاطفی نکنم؟ممنونم
احساس جالبی ندارم
ناشناسسلام سیزده سالمع و احساس میکنم نمیتونم به خوبی با والدینم ارتباط برقرار کنم ، من عاشقشونم ولی درد دل کردن باهاشون ی چیز دیگست،احساس تنهایی میکنم مخصوصا از وقتی کرونا اومده و منم در همین حین به سن نوجوانی رسیدم
خیالبافی
ناشناسسلام خدا قوت ۱۴ سالمه و مشکلم اینه توی ذهنم برای ی سری افراد همیشه سخنرانی می کنم و طرز فکرم و به اشتراک می زارم دست خودم نیست فکر کردن بهش یهویی می بینم یک ساعت تو مغزم دارم حرف میزنم و زمان فکر کردن نا خود آگاه راه میرم و زیر لب حرف می زنم من روانی نیستم و فقط خیلی تنهام سه تا دوست خیلی صمیمی دارن که به حرفام گوش میدن ولی به خاطر کرونا فقط مجازی باهاشون در ارتباطم اینم بگم برای رهایی ی برنامه پر نوشتم که وقت خالی نداشته باشم ولی دست خودم نیست هر اتفاقی می افته من اظهار نظرم و اونجا باید بگم اینم بگم خودمم خیای دوست ندارم توی جمع باشم ن اینکه نباشم ولی میلی ندارم از یکی ام شنیدم ی نوع افسردگی و تا الان نتونستم دقیقا کامل برا کسی شرحش بدم لطفا کمکم کنید
______________
ناشناسسلام, ازتون کمک میخوام من از ۱۲ سالگی تا الان که ۱۶ سالمه دچار توهم شدم, همیشه حس میکنم چند نفر توو حال نشستن دارن منو نگاه میکنن:/ حتی در اتاق رو که میبندم بازم راحت نمیشم. موقع لباس عوض کردن خیلی معذب میشم. وقتی صدای تلویزیون زیاده میگم کمش کنین چون از اونا خجالت میکشم. لطفا راهنماییم کنین، چجوری از شرش خلاص شم به خاطر این نمیتونم بعضی کارها رو انجام بدم. مثلا خیلی خجالت میکشم توو اتاقم برقصم یا ورزش کنم. لطفا کمکم کنید???
- 1
- 2
- ...
- 18(current)
- ...
- 36
- 37