رابطرو تموم کنم یا ادامه بدم؟
ناشناسسلام خسته نباشید،من ۱۵ سالمه که نه ماهه با یه پسری که خونشون تقریبا نزدیک خونمونه آشنا شدم و از من پنج ماه بزرگتره، ما نه ماهه که با همیم خیلی همدیگرو دوست داریم ولی الان چن ماهه که به مشکل بر خوردیم چون این پسری که من دوسش دارم فازش دپه همه چیزو زود به خودش میگیره و ناراحت میشه و باعث میشه که حال منم بد بشه چون حالم به حالش بستگی داره احساس میکنم کمی نسبت به هم دیگه سرد شدیم من یه دختر شاد بودم بدون هیچ غصه ای که از وقتی که با این پسرم دیگه اون دختر شاد نیستم البته اوایل بودم ولی الان نیستم من خیلی دوسش دارم ولی انگار خسته شدم میخوام تنها باشم و رابطرو تموم کنم ولی میترسم پشیمون بشم چون واقعا دوسش دارم اونم منو واقعا دوست داره به نظرتون من چیکار کنم رابطرو تموم کنم یا ادامه بدم میشه لطفا راهنمایی کنید!
سلام من با دختر خالم چکار کنم؟؟؟
ناشناسسلام بنده پسر هستم و دختر خاله ای دارم که تقریبا هم سن خودم هست من نمی دونم چی شده ولی مثل این که یه یه ماهی می شه که فکر می کنم دوسم داره مثلاً اون در کارهای مادرم به مادرم کمک می کنه و برای این که سوالاتش رو از مادرم بپرسه میاد از من می پرسه و هی بهونه میاره که واتساپم خرابه و در نرم افزار شاد برام می فرسته . و مثلاً وقتی که ویس ارسال می کنه صداش رو یه جوری می کنه و مثلاً هر وقت با من صحبت می کنه میاد پروفایل عاشقانه می زاره . با این که خیلی دختر خوبی هست و خوش قیافه هست نمی دونم چرا دوسش ندارم و نمی خواهم با هاش رابطه داشته باشم یعنی واقعا دوسش ندارم. ولی اون فکر می کنم واقعا دوسم داره و حتی ای قضیه رو به مادر گفتم ایشون گفتن که هیچ ایرادی ندارد که من جواب پیام هاشو بدم ولی آخه دوسش ندارم . می ترسم اگه بهش بگم در روحیهش اثر بزاره. من الان خدا رو در دلم جا دادم و اصلا دنبال هیچ رابطه ای نیستم لطفا کمک کنید که هم من بتونم دیگه جوابشو ندم جوری که شکست روحی نخوره و هم اون ترکم کنه آخه واقعا از اول دوسش نداشتم.
چگونه احساسات رو کنترل کنم؟
ناشناسسلام من یک یه فرد به شدت احساساتی هستم که با کوچکترین موضوع به شدت درگیر میشوم. مثلا وقتی یه آهنگ غمگین چند ثانیهای می شنوم مدت ها با اون درگیرم و گریه میکنم ونمیتونم گاهی کنترلش کنم .وبا کسی احساسم رو در میان بذارم .و روی هیچ کاری نمیتونم تمرکز کنم .وفقط وقتی خواب هستم این احساس رو ندارم وبه همین خاطر دوست دارم فقط بخوابم .میخوام بدونم چطور میتونم این مشکل که به شدت کلافه ام کرده را حل کنم.؟
دوست داشتن
ناشناسسلام خسته نباشید من حدود دو سال هست که ب پسرعمم حسی پیدا کردم و واقعا فک میکنم ک حسم واقعیه و دوسش دارم، افکارم بهم ریخته و تقریبا همش بهش فکر میکنم میتونید راهنماییم کنید چیکار کنم وضعیتم از این حالت دربیاد
چند سوال
ناشناسسلام من یک فرد مذهبی هستم اما از وقتی به بلوغ رسیدم عاشق پسر خاله ام شدم و دلیل هم این بود که اون از بچگی هر وقت دعوا می کردیم از من می خواست باهاش حرف بزنم در ضمن ایشان از پدرش یاد گرفته که نماز نخونه و اصلا مذهبی نیست در ضمن میدونم که مادرم موافق نیست که من با اون باشم مدتی هست که باهاش رابطه نداشتم اما می ترسم با دیدنش دوباره اذیت بشم ۲ برادر من ۷ سال داره و من رو میزند و با بی ادبی با هام حرف میزنه در ضمن نمیزاره تجربیات زندگی رو بهش منتقل کنم و دائم میگه خودم بلدم ولی من دوستش دارم و همش سرش تو گوشی هست و به زور درس می خونه من می ترسم با باز شدن مدرسه ها تو درس ها ضعیف بشه
عشق:)))))
ناشناسسلام امیدوارم ک حال دلتون خووب باشه? بنده ۱۸ سالمه و از ۱۲ سالگی یه رابطه عاشقانه رو شروع کردم یه دختر پر انرژی و خندون و باهوش..۶ سال ایشونو دوست داشتم سر یه اتفاقات و مشکلاتی ک به ایشون حق میدم مجبور به ازدواج شدن با یه نفر دیگه..و من به شدت یه آدمیم ک اصلا درد و دل کردن بلد نیستم و همه چیو تو خودم میریزم..چند وقت پیش پیامی از ایشون دریافت کردم ک گفتن میخوان برگردن میگفتن انگار یه تیکه از وجودشون کنار من مونده و هر روز صبح فقط دعا میکنن ک این ازدواجشون فقط یه خواب بوده با اینکه خیلی دوست داشتم برگردن ولی وقتی اون دخترو دیدم ک با چه شور وشوقی دنبال لباس عروسه و اینا دل اونو به خودم ترجیح دادم...و اینکه من کنکوریم و نمیدونم واقعا چیکار کنم تمام معدلام بیست بوده ولی خب فقط دوماه تا کنکدر فاصله دارم و درسو به کل گذاشتم کنار و از نظر روحی واقعا دچار افسردگی شدم:)) الان چیکار کنم اون آقا رو فراموش کنم:)) و چیکار کنم ک بتونم از فکر و خیال های شیرین دست بردارم و درس بخونم:)) چون میخوام از واقعیت فرار کنم همش تو فکر و خیالم زندگی میکنم:))
رابطه خوب با کسی که دوسش داریم
ناشناسسلام من ۱۹ سالمه وقتی ۱۵ سالم بود از طریق مجازی با یه نفر آشنا شدم و این رابطه با هزارتا اتفاق مختلف که بینمون پیش اومد تا ۴ سال ادامه پیدا کرد و فق مجازی یعنی ازونجا که من مذهبی هستم و از یه طرف دیگه هم دلم گیر بود عکس بدحجاب و وغیره فرستادم و خلاصه شوخی های تلفنی و قرار نداشتیم همو ببینیم و بابت اون خیلی احساس گناه میکنم و توبه کردم به نظرتون بابت ترک اون گناه بخشیده میشوم یا نه؟و اینکه توبه کردم چند روزیه دوری کردم و دلم گیره هر از گاهی گریه میکنم میخوام یه رابطه پاک رو شروع کنم یعنی عکس بدحجاب ندم و شوخی های آنچنانی هم تا بلکه خانوادم راضی بشن بیاد خواستگاری آیا اگه بعد از اون توبه تمام این کار ها رو انجام بدم که تو این رابطه باز هم به گناه نیوفتم و پاک و رسمی ادامش بدم تا زمان خواستگاری آیا باز هم گناهه و این چند روز که ازش فاصله گرفتم خیلی ناراحتم میدونم که حسمم بچگانه نیست و به قصد ازدواجه و نمیخوام به گناه بیوفتم لطفا من و راهنمایی کنید خیلی از لحاظ روحی داغون شدم اخه یه جایی نوشته به قصد ازدواج هم دوستی حرامه ولی من میخوام اون شوخی ها عکسای بد و اینارو کنار بزارم و خیلی رسمی باشم باز هم گناهه امیدوارم متوجه باشید منظورم چی هست و کمکم کنید ازین حس بد بیرون بیام
چطور عشق سابقم دست از سرم برداره؟!
ناشناسسلام من یه دختر ۱۵ ساله هستم که پارسال با یه پسری دوست شدم و حدود پنج ماه باهم بودیم تا اینکه یروز خود واقعیشو برام آشکار کرد. اون گفت که من مشروب میخورمو سیگار میکشمو آدم دعوایی هستمو چن ماه زندان بودمو کلا آدم عصبی هستم و با قرص سر پام. من کم کم نسبت بهش سرد شدم و دیگه کم کم اون علاقم بهش از بین رفت و یجورایی از چشمم افتاد و فکر کردم که ما خیلی اختلاف داریم باهم و اون چون قصدش واقعا ازدواج بود به درد من نمیخورد. من این موضوعو بهش گفتم ولی دست از سرم بر نداشت و فکر میکنه من بهش خیانت کردم و همش بهم تیکه میندازه و من اذیت میشم که وقتی کاری نکردم و خطایی مرتکب نشدم این آدم به من میگه خیانتکار! میگه من دوست دارم و نمیتونم ازت بگذرم اما من هیچ حسی بهش ندارم و نمیتونم الکی بهش بگم دوست دارم و حس میکنم دلشو شکوندمو گاهی اوقات احساس گناه میکنم ولی از طرفیم واقعا بدرد هم نمی خوریم. لطفا کمکم کنید.
چه طور رفتار کنم؟
ناشناسمن خودم به شدت مذهبی ام، خیلی چیزا برام ارزش و اهمیت داره، خیلی چیزا رو رعایت میکنم، ولی بعضا اتفاقاتی پیش میاد که دیگه من نمدونم چطور رفتار کنم؟! مثلا: بابای من یه رفیق خیلی قدیمی داره، همکارش هم هست، رفت و آمد خانوادگی هم داریم باهاشون، ایشون یه دختر دارن دقیقا هم سن منه، خب همبازی بچگیم بوده و برام عزیزه، ولی نمیدونم چطوری شماره منو پیدا کرده و گاها بهم پیام هایی میده که من یه مقدار تن و بدنم می لرزه! درسته بین اون پیام ها ازم اشکالات درسشم می پرسه!!!!! ولی خودم احساس خوبی ندارم، همش میگم نکنه رفتار های من باعث شده که ایشون اینطوری باهام رفتار کنه.. ولی من که خیلی رعایت میکنم حد و حدود ها رو... من چطور رفتار کنم که گناه نباشه نه برای من و نه برای اون، و هم اینکه وابسته من نشه، یعنی من بیشتر نگران خودشم، منظورم اینه که مثل خواهرمه، همبازی بچگیمه، درگیر رابطه عاطفی با من نشه!
استرس در برابر جنس مخالف
ناشناسسلام من ۱۴ سالمه و تازگیا خیلی یه پسر رو دوست دارم .و تا الان به اندازه اون هیچکس رو دوست نداشتم نمیدونم چیکار کنم میدونم که رابطه در ۱۴ سالگی درست نیست ولی خیلی تو فکرشم. یعنی هر روز و هر دقیقه بهش فکر میکنم و وقتی هم که اونو میبینم قلبم از شدت تپیدن میخواد از جاش دربیاد. امروز هم وقتی داشتم دوچرخه سواری میکردم دیدمش و انقد دستام میلرزیدن که نزدیک بود ماشین بخوره بهم من خیلی ازش خجالت میکشم و جلوش احساس بدی به خودم پیدا میکنم. دوست دارم ازش دوری کنم ولی نمیتونم آخه تقریبا همسایه هستیم و هر روز میبینمش و دیگه بخاطر اون من نمیتونم بیرون برم آخه پارسال من خودمو خیلی جلوش سبک کردم و تقریبا شخصیت خودمو خورد کردم و رفتم بهش پیشنهاد دوستی دادم و اون قبول نکرد و جلوی اون گریه کردم یعنی انقد ناراحت شده بودم دیگه بیشتر از اون نمیتونستم اشکامو نگه دارم و خیلی از کارم پشیمونم و نباید اصلا باهاش حرف میزدم ولی چه فایده ! پشیمونی به هیچ دردی نمیخوره و من اون موقع اصلا هیچ تجربه ای در این مورد نداشتم و دلم خیلی پاک بود نسبت ب اون الان نمیدونم با این قضیه چیکار کنم هر بار اون پسر رو میبینم یاد اون اتفاق پارسال و خورد کردن شخصیتم میفتم و دست و پامو گم میکنم احساس میکنم وقتی منو میبینه با خودش میگه چه بهتر باهاش دوست نشدم خیلی بد قیافه س!
- 1
- 2
- ...
- 31(current)
- ...
- 58
- 59