یاروتوفکربود. بهش میگن :چته؟ توفکری. میگه :والانمیدونم ساعت۱۱با۱یه نفرقراردارم؟ یاساعت۱با۱۱نفر؟ اصن یه وضی.
یکبار رفته بودم یه مهمونى که خیلى رودرواسی داشتیم وقتى میوه بهم تعارف کردن هول شدم که چجوری تشکر کنم گفتم :دست شما مرسی!
یکی از دوستام اومد بگه بیا برای فلانی گل ریزون کنیم گفت بیام گل بارون کنیم!! کلاس رفت رو هوا
یکی از سوتی هام این بود که کلاس چارم ابتدایی که بودم صوتی را سوتی خوندم
یکی از نزدیکان اومد پز خواهرزادشو بده گفت: خواهرزادم وقتی بچه بود چشماش خیلی قشنگ بود، آبی عسلی بود... منو میگی...؟؟؟
یکی از همکاران میگه تو روزنامه خوندم یک هواپیما توی ژاپن سقوت کرده کسی خدارا شکر کسی نمردوه ولی تلفات دادن
ﯾﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﺷﯿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﯿﺪﺵ ﻣﺎﻟﻪ ﻓﺮﺩﺍﺱ!! ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﺑﺨﻮﺭﻣﺶ ﯾﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﻪ؟! یعنی واقعا اینجور آدم هایی هستیم ما ایرانی ها!!!!!
ﺩﯾﺸﺐ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﻮﻣﺪﻡ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺳﻮﺕ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﮕﻢ ﺳﻮﺧﺘﺶ ﭼﯿﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﺖ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﯾﺨﺘﯽ
ﺳﻮﺗﻲ ﭼﻴﺴﺖ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﻛﺮﻣﻴﻪ ﻻﻣﺼﺐ ﺑﺎﻋﺚ ﺳﻮﺯﺵ ﺷﺪﻳﺪ ﺩﺭ ﺣﺪ ﻣﺮﮒ ﻳﻪ ﻗﺴﻤﺘﻲ اﺯ ﺑﺪﻥ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻛﻤﺮ ﻣﻴﺸﻪ
ﻣﻦ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﺮﺩم Gf ﻣﺨﻔﻒﮔﻮﺟﻪ ﻓﺮﻧﮕﯿﻪ... ﭼﯿﻪ ﺧﺐ ﻧﺪﺍﺷﺘم ﮐه ﺑﺪﻭﻧم ﭼﯿﻪ :|
. ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﮕﯽ “ﮐﺎﻧﺎﻝ ِ ﮐﻮﻟﺮ، ﺗﺎﻻﺭ ِ ﺗﻮﻧﻞ” ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ۶ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺳﻮﺗﯽ ﻫﺎﺗﻮﻧﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ! .
.ابتدایی بودم چون نمیدونستم روزاهفته رو برنامه ۳ روز رو میزاشتم توکیفم و هر ۳ روز یه بار محتویات کیفم رو خالی میکردم و برنامه ۳ روزبعدی رو میزاشتمیه بار ۳ شنبه بود از خواب بیدار شدم که اسمشم گذاشته بودم بدترین روز زندگیم اون روز حدود ۱ ساعت دیر بیدار شدم و با سرعت نور لباس پوشیدم و سوار دوچرخه شدم و رفتم طرف مدرسه رسیدم در مدرسه دیدم کیفم باهام نیست هیچی دیگه آقا برگشتم خونه تو گرما با دوچرخه مسیر هم زیاد بود یعنی دیگه نفسم بالا نمیومد رسیدم خونه با سرعت کیفم رو برداشتم و بردم باهام.رسیدم مدرسه ۱:۳۰ ساعت از کلاس اول گذشته بود اون کلاس رام نداد نیم ساعت الاف بودم تا کلاس بعدی شروع شد رفتم سرکلاس و باخ خیال راحت و اومدم کتابم رو دربیارم دیدم تو کیفم برنامه ۳ روز اول هفته توشه یعنی دیگه اعصابمداغون شده بود معلم رو گفتمش برنامم رو اشتباه اوردم گفت تو کیبرنامت رو درست میاری پس حالا که رفتی خونه کتابتو اوردی میفهمی دیگه برگشتم خونه و برنامه ۳ روز آخر هفته رو گذاشتم و برگشتم مدرسه و فکر کنم به نیم ساعت آخر کلاس رسیدم. اون قضیه دوچرخه تشنگی و له له زدن رو دوچرخه رو داشته باشین. کلاس دوم هم تموم شد کلاس سوم ورزش داشتیم رفتم دیدم ای داشلوار ورزشیم رو نیووردم :دی (الان میدونم میخواین خفم کنین ولی ببخونین خندست) هیچی دیگه تو زنگتفریح با سرعت دوباره برگشتم خونه شلوارم رو برداشتم و اهل بیت(ع) که دیدنم دیگه نتونستن خندشون رو بگیرن گفتن په چیکار میکنی هی میری هی میای منم هیچ جوابی ندادم اعصابم داغون بود. دوباره سوار دوچرخه شدم و با سرعت نور پا میزدم تو راه چون سرعت داشتم یه ماشین پیچید سردستم و با مخ رفتم تو جوب!!!! منم که دیگه داغون بودم کارد میزدی خون نمیومد سریع بلند شدم و سوار شدم و راهم رو دوباره رفتم چیزیم نشد کمی خاکی مالی شدم رفتم مدرسه و ورزشم رو کردم و برگشتم خونه رسیدم خونه لباسامدراوردم اومدم شلوار تو خونه بپوشم دیدم شلوارم نیست دودسزدم تو سر خودم!!! شلوارم رو تو مدرسه جا گذاشته بودم دوباره سواردوچرخه شدم رفتم مدرسه شلوارم رواوردم. وقتی رسیدم خونه دیگه یادمنیست چی شد احتمالا فشارم افتادبوده و غش کردم.
.پارتی بودیم … مامورا ریختن تو خونه عکس داریوش به دیوار بود بهش اشاره کرد و گفت: . . . . . . . . . . . از این شهید خجالت بکشین! همه از خنده افتاده بودن کف اتاق :))
5سال پیش یه بچه گنجشک تو کوچه پیدا کردم با ذوق اوردمش تو حیاطمون نگه میداشتمش هر 5 دقیقه میرفتم مینداختمش بالا هی میافتاد زمین بعد از 2 روز مرد (نخند اقا مگه خودت بچه نبودی؟)
یکی تعریف میکرد یه روز با یکی دعوام شد در حد بزن بزن.بعد یهو یارو وسط دعوا نشست و شروع کرد به خندیدن گفتم چرا می خندی؟ گفت:چرا وقتی مشت میزنی مثل این فیلم هندیا صداشم در میاری؟!!
رفتم تو بانک با خوشحالی چک 200 تومنی رو گذاشتم رو میز گفتم داداش اینو نقدش کن , دیدم دختر جلوییم مبلغ چکمو نگاه کرد , با تمسخر یه نگاهی بهم انداخت , دیدم مبلغ چکش 50 میلیونه , چرخیدم سریع خودمو جمع کردم گفتم حاج آقا قدیری پرسیدن چک 3 میلیاردیشون و امروز اومدن دنبالش یا نه , دختره چرخید منم یه نگاهی با تمسخر بهش انداختم با تعجب پرسید " شما با آقای قدیری نسبتی دارید؟ " گفتم " علی قدیری , پسرشون هستم , چطور ؟ اسمشون به گوش شما هم رسیده؟ " گفت " چه جالب , آخه منم دلارام قدیری , دخترشون هستم " دیدم کارمند بانکم میگه " آقای آرزومندی , پدر شما تو حسابشون 6 هزار تومن مونده که ما نبستیم , نمی دونم چرا هی به پسراش چک 200 هزار تومنی میدن
آقا امروز سرکلاس یکی از بچه ها خواب بود صدای معلم بلندشد بعدپاشده میگه این دروببند داره صدای سگ مرده میاد!!مارو میگی:)))معلمومیگی:)))ینی ازخنده دل درد شدیم
آقا با آی دی shahramshadi رفته بودم یاهو مسنجر یارو اومده میگه سحر خانم خشگله اهل مشهدی؟منم مشهدیم.خونتون کجاس؟ و کلی حرف زد.میگم تو از کجا به این نتایج رسیدی؟ میگه آی دیت دیگه.سحر مشهدی!!! میگم مجیدجان دلبندم اون شهرام شادی هست نه سحر مشهدی!!! فکر کنم بدجوری تحت فشار بود بنده خدا
آقا بزار یه خاطره تعریف کنم باحاله : گلاب به روتون همین چند ماه پیش لای پام عرق سوز شده بود شرت نپوشیده بودم عصرش بازی فوتسال جام رمضان داشتیم رفتیم سالن ! سالن کیپ کیپ جمعیت یه گوشه سالن رفتیم واسه تعویض لباس منم حواسم نبود شرت پام نیست یه آن شلوارمو کشیدم پایین دیدم جمعیت شروع کردن سوت زدن فکر کردم گلی چیزی زدن . برگشتم تو زمینو ببینم دیدم بازیکنا وسط سالن پهن شدن یه آن به نیم تنه پایین نگاه کردم دیدم ..... بعد اون تو همه مسابقات تشویقم میکنن :))
آقا ما یبار میخواستیم دسته عمومو ببوسیم دستشو جلوآوردم نمیدونم چی شد ک دسته خودمو بوسیدم....خدامرگم نده ازخجالت مردم هیچی دیگه آخرشم دستشو نبوسیدم ولش کردم:من:-(عموم:-|بقیه:-D
- 1
- 2
- ...
- 6(current)
- ...
- 11
- 12