بابام چراغ دستشویی روشن کرده. میگم کجا میری بابا؟ میری دستشویی؟ میگه پ ن پ میرم آتلیه عکس از... استغفرلله!!!
برا اولین بار که رفتم مدرسه دیدم یه ایفون تو کلاسمونه منم ورش داشتم توش شعر میخوندم یهو یه معلم اومد گفت بچّه چیکار میکنى صدات داره تو دفتر پخش میشه!!!!
بله دیگه هوش سیاه فقط همین جمله ی گوهر بار را کم داشت جناب سروان خطاب به همکارش :موس دستته بذار بیا خدایا ما با چه هدفی زنده ایم عایا!!!!!
به گوشی دوستم زنگ زدم جواب داد گفتم :پدر سگ کجایی از صبح تا الان جواب نمیدادی یه نفر جواب داد :سلام من پدر، پدرسگم پدر سگ الان خوابه
تا حالا به شعر چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن و یه گردو دقت کردین من هنوز تو فکر اینم اون گردو چی میتونه باشه:)))
تو اسانسور بودیم هرچی کلید پارکینگ میزدیم میرفت بالا بعد مامانم گفت :شاید فقط میره بالا!!!! ترکیدیم از خنده
تو جاده می خواستیم واسه صبحانه بریم کنار؛ به یارو میگیم برو کنار رد شیم بریم کناد جاده صبحانه بخوریم، یارو میگه مرسی ما خوردیم...
تو فیلم مادرانه سوتی رو دارید؟ مثلا فیلم واسه ماه رمضونه ولی موقع مدرسه هاست و رها از مدرسه فرار میکنه!
خانمم بطری نوشابه خانواده آورده سر میز نهار، بعد از کلی تکون دادن درش رو باز کرده، همه ی ما رو که نابود کرده، میگه :وای فکر کردم دوغه!!! اصن یه وضیه
داداشم گوشیش شارژ باتریش تموم شده بود چی بگه خوبه؟ میگه شارژرت شارژ داره گوشیمو شارژ کنم!!! گودزیلا هم همه رقم داره بععلههه
دارم میرم کلاس زبان به مامانم میگم همش فک میکنم چیزی رو جا گذاشتم. برگشته میگه دماغگیرتو برداشتی؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اثن یه وزی