كرايه تاكسيا داره به سمتي ميره كه ديگه صرف نميكنه بريم سر كار!
كي گفته گروني شده من به شخصه پارسال دو هزار تومن تُخمه ميخريدم امسالم دوهزار تومن فقط پارسال تو مُشما ميداد امسال ميگه جيبتو بيار جلو
كيا يادشونه؟ وقتي شما ميفرستادن ب مغازه تا چيزي بخرين پولو ك گم ميكردين بعد چن بار متر كردن خيابون پولو ك پيدا ميكردين ي احساس پيروزي بهتون دس ميداد! ي حالي ميداد ك خوردن ي كيلو پسته تو ماشين پرايد نميداد ها ا ا ا ا ا:|
لامصب اینتر نت اینقدر کند شده تا استاتوسم ارسال بشه طرز فکرم درمورد حرفی که زدم عوض شده.......:|
لاک پشتم نشدیم گشت ارشاد نتونه به لاکمون گیر بده ...
لذت بخش ترین تفریح بی خطری که تو زندگیم داشتم این بود که زنگه خونه خودمونو بزنم و در برم بعد بابام بیاد بیرون به خودش فحش بده! منم پشت دیوار همسایه کرکر بهش بخندم
لذتــی کــه تــو پَرت کـــردن کــیســه زبــالــه از پـنــجــره تــو خیــابــون هســت، تــو داشــتــن گــوشــی بــرآورده کــنــنــده آرزو ها "GLX" نــیــســت!!
لذتي كه توي باز و بسته كردن در جاي باتري كنترل تلويزيون موقع تماشاي تلويزيون هست تو تماشاي خود تلويزيون نيست!
لذتی که در دیدن دعوای دو تا دختر از نزدیک هست تو چلوکباب خوردن لب دریای شمال نیست!!
لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه ی اتاق هست در زدنش به چوب لباسی نیست!
لذتی که در کندن 2تا برگه سفید از وسط دفتر بود،در 20گرفتن نبود.
لذتی که درچرت وپرت گفتن هست, درگفتن حرف های منطقی نیست!
ما اصلا قصد شکستن رکورد حضرت ایوب رو نداریم امضا ......برسد به دست خود خدا
ما با خوردن یه رانی ۱۰ کالری بدست میاریم و برای خوردن دو تیکه ی آخر درون قوطی ۱۲ کالری مصرف میکنیم!
ما بچه بودیم مینداختنمون روپا هاشون انقدر تکون تکون میدادن که چشامون تابه تا میشد گیج میشدیم میخوابیدیم!!! حالا دکترای الان ن نه مغز بچه داغون میشه جابجا میشه!!!!! الان من موندم خب تکلیف مغز جابجا شده ی ماها چیه!!!
ما بچه که بوديم از لولو ميترسيديم. الان دختر خالم 4 سالشه يه دوست تخيلي داره اسمشو گذاشته لولو. با من قهر ميکنه ميگه لولو جون بيا بريم اين نميفمه... بخدا اينا بچه نيستن گودزيلان!!
ما تو خونمون تنها زمانی حق موز خوردن داریم که موزه سیاه شده باشه قبلش موزه دکوریه یخچاله...
ما جووناى امروزى خيلى ادماى موفقى هستيم چون مسير زندگيمون کاملا معلومه: اينترنت ⇦⇦⇦اشپزخانه ⇦⇦⇦اينترنت ⇦⇦⇦دستشويي ⇦⇦⇦اينترنت ⇦⇦⇦تختخواب مسيرى بهتر از اين ميخواهيد!
ما دهه شصتیا بدترین فیلمی که یواشکی دیده بودیم تایتانیک بود تازه وقتی قسمتای مثلا بدش میرسید یه چشممون میبستیم
ما دهه شصتیا و هفتادیا واسه خودمون با شربت بستنی درست میکردیم میریختیمش تو لیوان استیل یه قاشقم توش مثلا چوب بستنی بود، میذاشتیمش تو فریزر تا یخ بزنه. پدرمون در میومد تا این شربته یخ بزنه. ۱۰۰۰ بار میرفتیم چکش میکردیم. بیچاره ماها.......