یکی از فانتزیام اینه دوتا پسر دو قلو با دو تا دختر دوقلو داشته باشم!!! وای موقعه دعوا عجب خر تو خری بشه...!!!
یکی از فانتزیام اینه دوس پسرم بمیره بعد منم تیپ مشکی بزنم ،عینک دودی بزنم ،برم سر خاکش ! همه بگن خدا بیامرز عجب چیزی تور کرده بود حیف
یکی از فانتزیام اینه ناخدا بشم تو عرشه کشتی وایسم دوربین یه چشمیمو دربیارم و لولشو وا کنم، بقیش مهم نیست، بیشتر همون دوربینه مد نظرم بود و البته یه قطب نما
یکی از فانتزیام اینه ک شبکه ی GEM دوباره قطع بشه ! و ما تو خوشحالی محو بشیم...!
یکی از فانتزیام اینه ک ی قدرت زیاد داشته باشم ک نویسنده های کتب دانشگاهی رو مجبور کنم امتحان کتابی رو ک خودشون نوشتن رو بدن،بعد تصحیح کنم امتحان رو بهشون ی نمره صفر بدم،و برای همیشه ممنوع کنم ک هیچی بنویسن حتی شعر....
یکی از فانتزیام اینه کارگردان شم ی فیلم بسازم نقش منفی فیلم همه خلافی و هر کاری خواست بکنه گیر نیفته بدون ترس هم به زنگیش ادامه بده. انقدر نگن هر کی کار خلاف میکنه اخرش گیر میفه.
یکی از فانتزیام اینه که به هموطنام توهین نکنم به قومیت ها توهین نکنم و این آداب رو تو افق محو کنم
یکی از فانتزیام اینه که آزمایش خون بدم بعدش مثله تو فیلما آزمایشم جابه جا شه و زنگ بزنن بگن: متاسفم! شماHIV دارین! منم غش کنم,البته اگه شانس منه زنگ میزنن میگن: تبریک میگم! شما باردارین
یکی از فانتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید ! منم با لبخندی تلخ بگم حتما خونه برنده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا … هیییییییی ! بدید به فقرا … بعد بگن نه دیوونه تو پراید برنده شدی !!!!! بعد دیگه از شدت خوشحالی سکته کنم و به رحمت ایزدی بپیوندم …
یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم و وختی میرم خونه عربده بکشم عیاااااال ! بعد زنم خودش بره کمربندو بیاره بگه عاغامون بگیر بزن سیاهو کبودم کن ، تو نزنی کی بزنه ؟؟؟ بعد منم بگم پاشو ضعیفههههه شووووما تاج سره مایییییی …
یکی از فانتزیام اینه که اسم پسرمو بزارم اسماعیل صداش کنم اسمال،...بعد وقتی بزرگ شد بهش بگم دو ایکس لارج!!
یکی از فانتزیام اینه که اگه این ترم مشروط شدم و بابام گفت چرا ؟ دستشو میگیرم می برم دانشگاه ردیف آخر میشینیم. بعد کلیپسای شصت سانتی این دخترارو نشونش میدم میگم چیزی رو تخته می بینی ؟ تو بودی مشروط نمیشدی ؟ از خدا بترس ! بعد یه سیگار روشن میکنم با بغض و مظلومانه میرم سمت غروب آفتاب و تو افق ناپدید میشم !
یکی از فانتزیام اینه که با بروبچ یه گروه رقص خیابونی درست کنم وبعد از ی رقص توخیابون درحالی که ماموران محترم گشت دارن میان طرفمون که بگیرنمون باگروه بریم توافق محو شیم ودیگه ام برنگردیم. یعنی یه همچین ادمای افق ندیده ای هستیم ما... آیا؟؟؟؟
یکی از فانتزیام اینه که با دوستام برمﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ…ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ…ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ….ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕﺑﺪﯾﺪ…ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ…ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ…ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤ ﺸﺪﻥ ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﻮﻗﻊﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ..ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪﻣﻦ ﺑﺎﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭﯾﻪﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ…خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓنارنجی داره پشت سرم غروب میکنه یه تف مارکدار بندازمو برم تو افق محو شم
یکی از فانتزیام اینه که با سران عرب کشورهای حاشیه ی خلیج فارس اسم فامیل بازی کنم نوبت نن شد بگم با (پ).هرچی زور بزنن هیچی به فکرشون نرسه 500 امتیاز بگیرم. خبریم از محو شدن تو افق نیست.
یکی از فانتزیام اینه که با محمد رضا فروتن دوست بشمو خیلی به من وابسته بشه و من محل سگ بش نزارمو برم تو افق اونم بازیگریو ول کنه بیا دنبالمو تو افق یه کلاس بازیگری بزنیم. بی مزم خودتی. حسودیم نکن
یکی از فانتزیام اینه که با هواپیمای شخصی برم خارج بعدش واسه سوغاتی پسته بیارم همه دهنشون وا میمونه...
یکی از فانتزیام اینه که بخوام برم مجلسی بعد خانومم کرواتمو گره بزنه درست عین خارجیا منم محو شم تو افق
یکی از فانتزیام اینه که برم قهوه خونه بعد یارو بپرسه دادا قلیون میکشی ؟ بعد من با یه لبخند تلخ بگم : داداش قلیون واسه سوسولاس ! ما یه عمره از زمونه میکشیم ! بعد توی دود قلیونای قهوه خونه محو بشم
یکی از فانتزیام اینه که برم کافی شاپ،کافه چی بیاد بگه چی میل دارین؟منم بگم همون همیشگی لامصب خیلی باکلاسه اما فعلا که فقط وقتی به مامانم میگم شام چی داریم میگه همون همیشگی:تخم مرغ:-(
- 1
- 2
- ...
- 9(current)
- ...
- 13
- 14