یکی از فانتزیام اینه که گوشیه دوستمو بگیرم اسم دوست دختراشو با هم عوض کنم!!! امتحان کنید به نتایج جالبی میرسین...
کی از فانتزیام اینه که یه آیفون 5بخرم و برم وسط خیابون فریاد بزنم :استیو جاوز ممنونم ( زنده یاد صاحب شرکت اپل بود)
یکی از فانتزیام اینه که یه روز وقتی استادمون سر کلاس وسط صحبتاش کمی مکث میکنه من بلند و با صدای کلفت بگم: اثتاااااااود......... می فرموودیه.... :)
یکی از فانتزیام اینه که یه مرغداری داشته باشم ..دخترا صف بکشن واسه ازدواج ...من کلاس بزارم بگم تو نه نفر بعدی بیاد تو...
یکی از فانتزیام اینه که یه وانت نیسان آبی بخرم پشتش بنویسم ... . . . .عمه حلال کن :)))))))))))
یکی از فانتزیام اینه که ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ یه ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! بعد رو کنم سمت افق و توی برگای سنگفرش پارک محو بشم !
یکی از فانتزیام اینه که.... اممممممم مممممم خو چمیدونم اصن فانتزی ندارم من...
یکی از فانتزیام اینه که: مدیر یه شرکت باشم بعد بهم زنگ بزنن بگن به ور شکست شدی با چهار تا چک برگشتی منم با سند پرایدم ویه جعبه پسته فلنگو ببندم.
یکی از فانتزیام اینه که: یه جایی که خیلی شلوغه، گوشیم زنگ بخوره، بگم: آره، آره، حواستون باشه؛ “زنده می خوامش”…
یکی از فانتزیام اینه: . . . وقتی دارم تو خیابون راه میرم ی ماشین به سرعت بیاد سمت ی عابر پیاده (ترجیحا دختر) :D بعد با صدای بلند بگم خانم مواظب باش ! بعد صدامو نشنوفه خودمو با سرعت به طرفش پرت کنم و نجاتش بدم بعد بیوفتیم روی هم طوری که صورت رو صورت بشیم اونم میخواد منو بوچ کنه دستمو بزارم جلو بگم متاسفم بعد پاشم خودمو بتکونم در حالی که دارم میرمُ تو اُفق محو میشم بهم بگه : فقط اسمتو بهم بگو ! منم بگم :ی غریـبه بعد تو دود محو بشم خیلی حال میده:))
یکی از فانتزیام اینه: اونی که دوسش دارم واسش گلکسی اس4 بخرم جوکده رو واسش نصب کنم عشقولانه هامو توی جوکده واسش بفرستم بخونه تو افق هم محو نمیشم خز شده
یکی از فانتزیام اینکه اینترنتم قطع شه یک روز راحت بگیرم تو افق که دارم محو میشم کفه مرگمو بزارم بخوابم...
یکی از فانتزیام اینکه عید برف بیاد یه متر، بعد بشینیم نوروز رو مثل کریسمس برگزار بکنیم بعد چون کاج و بابانوئل نداریم، کلا بی خیال عید بشیم.
یکی از فانتزیام اینکه نصف شب بفهمم تیزهوشان قبول شدم بعد هی وسط خونه جیغ بکشم همه بیدار شن با عصبانیت بگن شدی ک شدی بگیر بخواب.منم تو افق محو بشم.عثن ی وذیا!!
یکی از فانتزیام اینکه کارت سوختم گم شه برم پلیس +10بگم کارت سوخت پرایدم گم شده. یعنی من پراید دارم. بعد قیافه نحسمو تو افق محو کنم
یکی از فانتزیام در سال گذشته : تو دانشگاه اخیرین جلسه بود استاد بهمون گفت بچه ها سوالی ندارین ؟ من در جوابش گفتم استاد دفتر چند برگ بگیریم؟
یکی از فانتزیام هم اینه که ازدواج کنم، بچه دار شم، بچم دختر باشه، اسمش رو بذارم گیتا، بعد با اون ضعیفه دعوا کنم، جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره خونه باباش،بهش بگم هر چی می خوای ببری ببر، گیتارو با خودت نبر! خخخخخخخ
یکی از فانتزیام هم اینه که پورشه پانامرا دیدم با عجله سوارشم بگم چرا دیراومدی بعدکه راننده رو دیدم بگم :اَ اَ اَ ببخشید فک کردم بابامه؛ بعد پیاده شم
یکی از فانتزیای دوران بچگیم این بود که با آب پاش یا سرنگ پر آب به مورچه ها حمله کنم! پسر نمیدونی به آدم حس آرنولد شوازینگر دست میده:-D اصن یه وضی
یکی از فانتزیای عیدم این بود که مراسم عید دیدنی مثه مراسم خواستگاری بشه وسط مراسم یکی بلند بگه : خب دیگه بریم سر اصل مطلب ؛ بعد همه عیدیاشون رو بدن ما انقدر معطل نشیم !