فانتزی

فانتزی

یکی از فانتزیم اینه برم آمرکین آیدل شرکت کنم بعد بعد جنیفر عاشقم بشه بیاد بغل بزنه بهم بعد دستا همو بگریم بریم سوار پیرایدم بشیم بریم سمت افق محو بشیم:-|

یکی از فانتزیهام اینه تو یه روز برفی برم کوه و یه دفه ی گوله گنده برفی دنبالم کنه... اونقد بدووووووووم.... اخرشم له شم!!!! بعدشم تو تمام زوایا محو شم...

یکی از فانتزیهام اینه که اولین نوزادی ک تو فامیل بدنیا اومد بهش لیمو ترش بدم از قیافش عکس بگیرم. یه همچین آدم با محبت و بچه دوستی هستم من!! : D

یکی ازفانتزیام اینه ک بروسلی الان زنده بود میرفتم میزدم توگوشش ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا ن!امامطمئنم بعدش تو افق محوم میکردکصافط:-D

یکی ازفانتزیام اینه ک یه روزبادوست پسرم دعوام بشه بعد من برم توحموم روی رگ دستم بتادین بزنم بعداونم بیادتو حموم ببینه فکرکنه خونه منم خودمو بزنم ب بی حالی بعداون منو محکم بغل کنه بگه گه خوردم غلط کردم دیگه باهات دعوانمیکنم دیگه بهت دروغ نمیگم..منم بهش بگم:بیا توافق بهت ی چیزی بگم اونم بیا بگه چی عزیزم؟بگم:خخخخخخخخخ خون نبودبتادین بود بعد اونو از افق پرت کنم پایین بگم:دیگه دوستت ندارم بعدم صدای تالاپ خوردن روی زمینشو بشنوم کلی کیف کنم . . . . .دیوونه هم خودتی خب فانتزی من این بوددیگه فانتزی هرکی ب خودش مربوطه

یکی ازفانتزیام اینه که وقتی با دوست دخترم واسه اولین بارقرار دارم درست دراخرین لحظه بفهمم که باباش اسراییلیه،هیچی دیگه به جای اینکه برم سره قرار،برم تو افق محو بشم

یکی ازفانتزیام اینه که وقتی شلوارمیپوشم زیپش خودبخودبسته بشه که من یادم نره.مسولین رسیدگی کنن لطفا....

یکی ازفانتزیام اینه که یه پسر خلافکار باهام قراربذاره منم باخوشرویی قبول کنم. اونم بگه یه رستوران هست که پاتوق من ودوستامه بیا اونجا. خلاصه پاشم برم و بعدکلی سلام واحوالپرسی یهو اسلحه ام رو در بیارم دادبزنم fbi (پلیس آمریکا)...

یکی ازفانتزیام اینکه یه وقت خونه تکونی خواهرم بیاد داخل اتاق بگه می خوای اتاقت تمیز کنم من درحال تعجب بگم اره اونم اتاقم تمیز کنه بعد بره تو عمود محو شه.

یکی ازفانتزیای من اینه ک ی روزیواشکی دوس پسرموتعقیب کنم ببینم بایه دختردیگست بعدبرم پیششوآروم دست بکشم روی صورتشوبگم:نفسم من تنهات میذارم تاتوراحت بادخترموردعلاقت باشی..بعداشک گونه هاموخیس کنه اونم گریش بگیره دست دختررو ول کنه محکم بغلم کنه بگه توعشق منی بعدباهم توافق محوشیم...

یکی دیگه از فانتزیام اینه که جمعه پاشم برم پای صندوق رای, اونوقت به جای اینکه تو برگه اسم یکی از نامزدهای انتخاباتی رو بنویسم, اسم نامزد خودمو بنویسم :| خخخخخخخ:))) نخند دوست عزیز!:| خو دوسش دارم چیه مگه؟!!:|

یکی ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ که استاد منو ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﻬﺖ ﺻﻔﺮ ﻣﯿﺪﻡ ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﻡ ﺟﻠﻮﺵ ﺳﺮﻣﻮ ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ، ﺑﮕﻢ: ﻣﻨﻮ ﺍﺯ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﯿﺘﺮﺳﻮﻧﯽ؟ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ ﺑﺎﺧﺘﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ... ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺘﺮﺱ...

یکی ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺑﺸﻢ ... ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﺍﺯﻡ ﺍﻣﻀﺎ ﺑﮕﯿﺮﻥ... ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﯾﻪ ﺍﺳﺘﺎﻣﭗ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﯿﺐ ﮐُﺘَﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﺭﻡ، ﺑﮕﻢ: ﺍﻣﻀﺎ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ، ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻣﯽﺯﻧﻢ!

یکی‌ از فانتزیام اینه سر امتحان الکی‌ هی‌ کفه دستمو نگا کنم مراقب احساس زرنگی کنه بیاد خفتم کنه ببین هیچی‌ کفه دسم نیست.... بعد بش بگم زرشک !ضایع شدی ؟؟؟ اصن به عشق همین حرکت میرم دانشگاه !!!!

‏يکي از فانتزيام اينِ که.........اسمِ دخترمُ بزارم مرواريدمامانشم که صدف حتما منم که جلبک...کلن خونواده درياي و رويايي ميشيم

‏یکی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو با اولین پرواز میرسونم

‏یکی دیگه از فانتزیام اینه که متاهل بشم حسرت دوره ی مجردیمو بخورم و بسوزمو بسازم

ﯾـﻜـﻲ از ﻓـﺎﻧـﺘـﺰﯾـﺎم اﯾﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺧﺎﻧﻮادﻩ رو ﺑﺎ ﻧﻤﺮﻩ ٩ ﺑﯿﻔﺘﻢ، ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮادم ﺑﺎور ﻛﻨﻦ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺧﻂ اﯾﻦ ﭼﯿﺰا ﻧـﯿـــﺴـــﺘـﻢ وﻟﻲ ﻻﻣﺼﺐ ٢٠ ﺷﺪم

ﯾﮑﯽ از ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎم اﯾﻨﻪ ﮐﻪ وﺧﺘﯽ ﺗﻮ راﻫﺮو دارم راﻩ ﻣﯿﺮم ﺑﺨﻮرم ﺑﻪ ﯾﻪ دﺧﺘﺮﻩ ﮐﻞ وﺳﺎﯾﻠﺶ ﺑﺮﯾﺰﻩ زﻣﯿﻦ ((: ﻣﻨﻢ از ﮐﻨﺎرش رد ﺑﺸﻢ و ﺑﮕﻢ اووووی ﻣگه ﮐﻮری؟ ((: ﻫﻤﺶ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﺮاش ﺟﻤﻊ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻌﺪ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺑﺸﯿﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﻤﺶ... والا!

ﯾﮑﯽ از ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎم اﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮐﻮدک |:ﺑﺸﻢ ﺑﻌﺪش ﺑﺠﺎ اﯾﻦ ﺧﺎﻟﻪ ﻫﺎ , ﻋﻤﻪ ﺑﯿﺎرم