مجموعه‌ای از جک‌های «فانتزی» برای نوجوانان؛ روی هر مورد بزن تا صفحهٔ اختصاصی‌اش را ببینی.

یکی ازفانتزیام اینه ک یه روزبادوست پسرم دعوام بشه بعد من برم توحموم روی رگ دستم بتادین بزنم بعداونم بیادتو حموم ببینه فکرکنه خونه منم خودمو بزنم ب بی حالی بعداون منو محکم بغل کنه بگه گه خوردم غلط کردم دیگه باهات دعوانمیکنم دیگه بهت دروغ نمیگم..منم بهش بگم:بیا توافق بهت ی چیزی بگم اونم بیا بگه چی عزیزم؟بگم:خخخخخخخخخ خون نبودبتادین بود بعد اونو از افق پرت کنم پایین بگم:دیگه دوستت ندارم بعدم صدای تالاپ خوردن روی زمینشو بشنوم کلی کیف کنم . . . . .دیوونه هم خودتی خب فانتزی من این بوددیگه فانتزی هرکی ب خودش مربوطه
یکی ازفانتزیای من اینه ک ی روزیواشکی دوس پسرموتعقیب کنم ببینم بایه دختردیگست بعدبرم پیششوآروم دست بکشم روی صورتشوبگم:نفسم من تنهات میذارم تاتوراحت بادخترموردعلاقت باشی..بعداشک گونه هاموخیس کنه اونم گریش بگیره دست دختررو ول کنه محکم بغلم کنه بگه توعشق منی بعدباهم توافق محوشیم...