دیشب برای تحقیق مطلبی تو گوگل زدم چگونه هنوز جمله ام تموم نشده بود دیگه هیچی بقیه اش +۱۸ از دیشب تصمیم گرفتم کل جمله مو چشم بسته تایپ کنم والا
دیشب مامانم با یه لیوان شیرو کلوچه اومد تو اتاقم و تشویقم کرد کتابمو با دقت بخونم، آخییییی نازییییی متوجه نشد دارم دانستنیها میخونم، خخخخخخ
دیشب مامانم خیلی غمگین بود رفتم براش کلی اس ام اس خوندم کلی خندید بعد هی میگفت اینو واسم می فرستی.... 5000تومن شارژ فدای یه خنده مامانم....
رفتم واسه ناهار با شور و اشتیاق اسپاگتی درست کردم بعد داداشم خورده میگه بمیرم برا شوهرت......!!! یعنی من احترام نگه داشتما وگرنه بشقاب میکردم تو حلقش بله
رفته بودیم دهاتای اطراف توت بکیم هیچی پیدا نکردیم خیلی شلوغ بود ماماننم برگشته میگه با این جمعیتی که اینجاست برگاشم نمیمونه چه برسه به توت
رفتیم به یه عروسی اهنگ مجیدخراطها گذاشته بودند! هیچی دیگه اخرش عروسه تیغ روبرداشتو دامادوکتلتش کرد...
سال دوم یک استاد داشتیم که گیرداده بود همه باید کراوات بزنند. سرامتحان چمران کراوات نزد استاد دو نمره ازش کم کرد. شد هجده، بالاترین نمره...!
سوتی :رفتم خواستگاری دختره گفت نا حالا چند با رفتید خواستگاری؟ گفتم :یه بار، شما تا حالا چند بار شوهر کردی؟