على دِينٍ عَظيمٍ .;
يعنى بر دينى بزرگ .;
احادیث امام باقر علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
على دِينٍ عَظيمٍ .;
يعنى بر دينى بزرگ .;
الصّبرُ و السّماحَةُ .;
شكيبايى و بخشندگى .;
أشْرَفُ أخْلاقِ الأئمَّةِ و الفاضِلينَ مِن شِيعَتِنا; التَّقِيَّةُ ، و أخْذُ النَّفْسِ بحُقوقِ الإخْوانِ .;
بهترين اخلاق امامان و شيعيان با فضيلت ما ، تقيّه و ملزم كردن خود به رعايت حقوق برادران است .;
إنَّ اللّه َ حَرّمَ الخَمرَ لِفعْلِها و فَسادِها .;
خداوند شراب را به علّت تأثير بد و فسادانگيز بودن آن حرام فرمود.;
أفاعِيلُ الخَمرِ تَعْلو على كُلِّ ذَنبٍ ، كما تَعْلو شَجَرتُها على كُلِّ شَجَرةٍ .;
همان گونه كه درخت شراب از هر درختى بلندتر مى شود ، تأثيرات بد شراب نيز از هر گناهى بيشتر است .;
ما كانَ للّه ِ فهُو لرسولِهِ ، وما كانَ لرسولِهِ فهُو لَنا .;
آنچه از خداست، متعلّق به پيامبر اوست و آنچه متعلّق به پيامبر اوست، به ما تعلّق دارد .;
تَحرَّزْ مِن إبْليسَ بالخَوفِ الصّادِقِ ، و إيّاكَ و الرّجاءَ الكاذِبَ ؛ فإنّه يُوقِعُكَ في الخَوفِ الصّادِقِ .;
با ترس راستين، خود را از ابليس حفظ كن و از اميد دروغين بپرهيز ؛ زيرا كه تو را در ترس واقعى مى افكند .;
لا مُصيبَةَ كعَدَمِ العَقلِ ، و لا عدَمَ عَقلٍ كقِلّةِ اليَقينِ ، و لا قِلّةَ يَقينٍ كفَقدِ الخَوفِ ، و لا فَقدَ خَوفٍ كقِلّةِ الحُزنِ على فَقْدِ الخَوفِ .;
مصيبتى چون بى خردى نيست و بى خرديى چون كم يقينى و كم يقينيى چون نترسيدن [از خدا] و نترسيدنى چون نداشتن غم از دست دادن ترس [از خدا] .;
في حِكمَةِ آلِ داوودَ ; يا بنَ آدَمَ ، أصْبَحَ قلبُكَ قاسِيا و أنتَ لعَظَمةِ اللّه ِ ناسِيا ، فلَو كُنتَ باللّه ِ عالِما و بعَظَمَتِهِ عارِفا لَم تَزَلْ مِنهُ خائفا .;
در حكمت آل داوود آمده است ; اى فرزند آدم ! دلت سخت گشته است و بزرگى خدا را از ياد برده اى ؛ اگر خدا را مى شناختى و بزرگيش را مى دانستى ، همواره از او ترسان بودى .;
لا خَوفَ كخَوفٍ حاجِزٍ ، و لا رَجاءَ كرَجاءٍ مُعينٍ .;
هيچ ترسى چون ترسِ بازدارنده [از گناه و كيفر شدن] و هيچ اميدى چون اميدِ يارى كننده [بر كار نيك و رسيدن به ثواب الهى] نيست .;
إنّ الخَيرَ ثَقُلَ على أهلِ الدُّنيا على قَدْرِ ثِقَلِهِ في مَوازينِهِم يَومَ القِيامَةِ .;
كار خوب بر مردم دنيا همان قدر سنگين است كه روز قيامت در ترازوى اعمالشان سنگينى مى كند.;
أوْحى اللّه ُ تعالى إلى آدَمَ عليه السلام; يا آدَمُ ، إنّي أجْمَعُ لكَ الخَيرَ كُلَّهُ في أربـَعِ كلماتٍ ; واحِدةٌ مِنهُنَّ لي ، و واحِدةٌ لكَ ، و واحِدةٌ فيما بَيْني و بَيْنَكَ ، و واحِدةٌ فيما بَيْنَكَ و بَيْنَ النّاسِ ؛ فأمّا الّتي لي فتَعبُدُني و لا تُشْرِكُ بي شيئا ، و أمّا الّتي لكَ فاُجازيكَ بعَملِكَ أحْوَجَ ما تكونُ إلَيهِ ، و أمّا الّتي بَيْني و بَيْنكَ فعلَيكَ الدُّعاءُ و علَيَّ الإجابَةُ ، و أمّا الّتي فيما بَيْنكَ و بَينَ النّاسِ فتَرْضى للنّاسِ ما تَرْضى لِنَفْسِكَ .;
خداوند به آدم عليه السلام وحى فرمود ; اى آدم ! من همه خوبيها را در چهار جمله براى تو گرد مى آورم ; يكى از آنها، از آنِ من است ، يكى از آنِ تو ، يكى به من و تو مربوط مى شود و يكى به رابطه تو و مردم . اما آن كه مخصوص من باشد، اين است كه مرا بپرستى و هيچ چيز را شريك من نگردانى. و آن كه از آنِ تو باشد، اين است كه من به كار تو پاداش دهم در حالى كه بيش از هر وقت ديگر به آن نيازمندى. و آن كه ميان من و تو باشد، اين است كه تو دعا كنى و من اجابت كنم. و آن كه به رابطه ميان تو و مردم مربوط مى شود، اين است كه براى آنان همان پسندى كه براى خود مى پسندى .;
وجَدْنا في كِتابِ عليٍّ عليه السلام أنّ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله قالَ ـ و هُوَ على مِنبرِهِ ـ ; و الّـذي لا إلهَ إلاّ هُو ، ما اُعْطِيَ مؤمنٌ قَطُّ خَيرَ الدُّنيا و الآخِرَةِ إلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ باللّه ِ ، و رَجائهِ لَهُ ، و حُسنِ خُلقِـهِ ، و الكَـفِّ عـن اغْتِيـابِ المؤمنينَ .;
در كتاب على عليه السلام خوانديم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر فراز منبر فرمود; سوگند به خداى يگانه كه هرگز خير دنيا و آخرت به مؤمنى داده نشد، مگر به سبب خوش گمانى و اميدوارى او به خدا، و خوش خويى او، و خويشتنداريش از غيبت مؤمنان.;
إذا أرادَ اللّه ُ بقَومٍ خَيرا أسمَعَهُم ، و لَو أسمَعَ مَن لَم يَسمَعْ لَولّى مُعْرِضا كأنْ لَم يَسْمَعْ .;
هرگاه خداوند خوبى مردمى را بخواهد، به آنان گوش شنوا دهد. و اگر كسى گوشِ باطنىِ شنوا نداشته باشد ، اگر هم خدا سخن حقّ را به گوش [ظاهرى] او برساند، توجّهى نمى كند ، چنان كه گويى آن را نشنيده است .;
مَن هَمَّ بشَيءٍ مِن الخَيرِ فلْيُعَجِّلْهُ ، فإنَّ كُلَّ شَيءٍ فيهِ تَأخيرٌ فإنَّ للشَّيطانِ فيهِ نَظْرَةً .;
هر كه قصد كار خوبى كند ، در انجام آن شتاب ورزد ؛ زيرا هر چيزى كه در آن تأخير شود، شيطان فرصتى به دست مى آورد .;
فِي التَّوراةِ مَكْتوبٌ فيما ناجَى اللّه ُ عزّ و جلّ بِه موسَى بنَ عِمرانَ عليه السلام ; يا موسى ، اُكتُمْ مَكتومَ سِرّي في سَريرَتِكَ ، و أظهِرْ في عَلانِيَتِكَ المُداراةَ عَنّي لِعَدُوّي و عَدُوِّكَ مِن خَلْقي ، و لا تَستَسِبَّ لي عِندَهُم بِإظهارِ مَكتومِ سِرّي فَتُشرِكَ عَدُوَّكَ و عَدُوّي في سَبّي .;
از جمله نجواهاى خداوند عزّ و جلّ با موسى بن عمران كه در تورات نوشته شده است [اين است كه] ; اى موسى! رازِ پنهانِ مرا در دل خويش نهان دار و در آشكار با دشمن من و دشمن خودت مدارا كن و با فاش كردن رازِ نهان من، باعث ناسزاگويى آنان به من مشو، كه در آن صورت در ناسزاگويى به من، با دشمن من و دشمن خودت شريك گشته اى .;
كَثرَةُ القِراءَةِ أفضَلُ أو كَثرَةُ الدُّعاءِ ؟ ـ ; الدُّعاءُ ، أ ما تَسمَعُ لِقَولِهِ تَعالى ; «قُلْ ما يَعْبَأُ بِكُمْ ···» .;
دعا كردن . مگر نشنيده اى اين سخن خداوند متعال را كه فرمود ; «بگو ; پروردگار من از [عذاب ]شما چه باك دارد [اگر دعاى شما نباشد] . . .» ؟;
ما مِن شَيءٍ أحَبَّ إلَى اللّه ِ مِن أن يُسألَ .;
نزد خدا چيزى محبوبتر از اين نيست كه از او درخواست شود .;
يَنبَغي للمُؤمِنِ أن يَكونَ دُعاؤهُ فِي الرَّخاءِ نَحْوا مِن دُعائهِ فِي الشِّدَّةِ .;
سزاوار است كه مؤمن هنگام آسايش همان گونه دعا كند كه هنگام گرفتارى .;
لا تُحَقِّرُوا صَغيرا مِن حَوائجِكُم ؛ فإنّ أحَبَّ المؤمنينَ إلَى اللّه ِ تَعالى أسألُهُم .;
حاجتهاى كوچك خود را خرد و كم اهميت مشماريد ؛ زيرا محبوبترين مؤمنان نزد خداوند متعال كسى است كه بيشترين درخواست را داشته باشد .;