لا تَزهَدْ في مُراجَعَةِ الجَهلِ و إن كُنتَ قد شُهِرتَ بخِلافِهِ .;
در برطرف كردن نادانى [از خود ]بى توجّهى مكن ، هرچند برخلاف آن [به دانايى ]شهرت يافته باشى.;
احادیث امام سجاد علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
لا تَزهَدْ في مُراجَعَةِ الجَهلِ و إن كُنتَ قد شُهِرتَ بخِلافِهِ .;
در برطرف كردن نادانى [از خود ]بى توجّهى مكن ، هرچند برخلاف آن [به دانايى ]شهرت يافته باشى.;
طَلَبُ الحَوائجِ إلى الناسِ مَذَلَّةٌ للحياةِ ، و مَذهَبَةٌ للحَياءِ ، و استِخفافٌ بِالوَقارِ ، و هُو الفَقرُ الحاضِرُ ، و قِلَّةُ طَلَبِ الحوائجِ مِنَ الناسِ هُو الغِنى الحاضِرُ .;
نياز خواهى از مردم ، مايه خوارى در زندگى و از بين رفتن حياست و از وقار آدمى مى كاهد و آن، فقر نقد است، و كمتر دست نياز دراز كردن به سوى مردم ، توانگرى نقد است .;
ضَمِنتُ على رَبّي أن لا يَسألَ أحَدٌ أحَدا مِن غَيرِ حاجَةٍ إلاّ اضطَرَّتْهُ حاجَةٌ بالمَسألةِ يَوما إلى أن يَسألَ مِن حاجَةٍ .;
من پروردگارم را ضامن مى گيرم كه هيچ كس بدون داشتن نياز از كسى چيزى نخواهد مگر آن كه روزى ، نياز واقعى او را مجبور كند كه دست نياز [به سوى مردم] دراز كند .;
أخافُ أن يَكونَ بَعضُ مَن يَسألُنا مُحِقّا فلا نُطعِمُهُ و نَرُدُّهُ فَيَنزِلُ بِنا أهلَ البيتِ ما نَزَلَ بِيَعقوبَ و آلِهِ عليهم السلام··· .;
مى ترسم بعضى از كسانى كه دست سؤال به سوى ما دراز مى كنند ، مستحق باشند و ما [به گمان اين كه مستحق نيستند] به آنان چيزى ندهيم و جوابشان كنيم و در نتيجه، همان بلايى (گرفتارى اى) كه بر سر يعقوب آمد، به سر ما خاندان نيز بيايد ··· .;
حَقُّ السائلِ إعطاؤهُ على قَدْرِ حاجَتِهِ .;
حقّ سائل آن است كه به اندازه نيازش به او عطا كنى .;
لَو أنّ الدنيا كانَت في كَفِّ هذا ، ثُمّ سَقَطَت مِنهُ ما كانَ يَنبَغِي لَهُ أن يَبكِيَ علَيها .;
اگر همه دنيا در دست اين مرد بود و از دستش مى رفت ، سزاوار نبود كه براى آن بگريد .;
أنّهُ نَزَلَ في بعضِ المَنازِلِ، فَصَلّى رَكعَتينِ وَ سَبَّحَ في سُجُودِهِ، فلَم يَبقَ شَجَرٌ و لا مَدَرٌ إلاّ سَبَّحَ مَعهُ .;
امام زين العابدين عليه السلام در يكى از منازل سفر پياده شد و دو ركعت نماز گزارد و در سجده خود تسبيح گفت و هيچ درخت و كلوخى نبود مگر اينكه همصدا با او تسبيح مى گفت .;
و امنَعْني مِنَ السَّرَفِ ، و حَصِّنْ رِزقي مِن التَّلَفِ ، و وَفِّرْ مَلَكَتِي بالبَرَكَةِ فيهِ ، و أصِبْ بِي سَبيلَ الهِدايَةِ لِلبِرِّ فيما اُنفِقُ مِنهُ .;
و مرا از زياده روى باز دار و روزى ام را از تلف شدن نگاه دار و دارايى ام را با بركت دادن به آن افزون گردان و راه مصرف آن را در كارهاى خير به من بنمايان .;
مِن سَعادَةِ المَرءِ أن يكونَ مَتجَرُهُ في بِلادِهِ ، و يكونَ خُلَطاؤهُ صالِحِينَ ، و يكونَ لَهُ وُلدٌ يَستَعِينُ بِهِم .;
از سعادت آدمى است كه محل كسب و كارش در شهر خودش باشد و همنشينانش صالح باشند و فرزندى داشته باشد كه كمك كار او باشد .;
مَن سَقى مُؤمنا مِن ظَمَأٍ سَقاهُ اللّه ُ مِنَ الرَّحيقِ المَختومِ .;
هركه مؤمن تشنه اى را آب دهد، خداوند او را از شراب سر به مُهر بهشتى بنوشاند .;
لِكُلِّ شَيءٍ فاكِهَةٌ، و فاكِهَةُ السَّمعِ الكلامُ الحَسَنُ .;
هر چيزى را رضايت بخشنده اى است ، و رضايت بخشنده گوش ، سخن نيكوست .;
إنَّ أفضَلَ الأعمالِ عندَ اللّه ِ ما عُمِلَ بِالسُّنَّةِ و إن قَلَّ .;
برترين كارها نزد خداوند ، كارى است كه طبق سنّت عمل شود، گر چه اندك باشد .;
و اعمُرْ لَيلي بِإيقاظِي فيهِ لِعبادَتِكَ ، و تَفَرُّدِي بِالتَّهجُّدِ لكَ ، و تَجَرُّدِي بِسُكُوني إلَيكَ ، و إنزالِ حوائجِي بكَ .;
[خدايا! ]با بيدار كردن من در شب براى بندگيت و خلوتِ شب زنده دارى براى تو و آرام گرفتنم به تو و آوردن نيازها و خواسته هايم به درگاه تو ، شبم را آباد گردان .;
اللَّهُمَّ اجعَلنا مِمَّن دَأبُهُم الاِرتِياحُ إلَيكَ و الحَنِينُ ، و دَهرُهُمُ (دَيدَنُهُم) الزَّفرَةُ و الأنِينُ ، جِباهُهُم ساجِدَةٌ لِعَظَمَتِكَ ، و عُيُونُهُم ساهِرَةٌ في خِدمَتِكَ .;
بار خدايا! ما را از كسانى قرار ده كه روش آنان آرام گرفتن و شوق ورزيدن به توست و عمرشان به آه و ناله مى گذرد ، پيشانى هايشان در برابر عظمت تو به خاك افتان است و چشم هايشان در راه خدمت به تو بيدار .;
و أعِنّي بِالبُكاءِ عَلى نَفسي ، فقد أفنَيتُ بِالتَّسويفِ و الآمالِ عُمرِي ، و قَد نَزَلتُ مَنزِلَةَ الآيِسِينَ مِن خَيرِي .;
مرا در گريستن بر خودم يارى رسان ؛ زيرا كه با امروز و فردا كردن و آمال و آرزوها عمر خويش را بر باد فنا داده و از آنها شده ام كه به خير و نجات خود اميدى ندارند .;
و وَفِّقْني إذا اشتَكَلَتْ عَلَيَّ الاُمُورُ لأَِهداها ، و إذا تَشابَهَتِ الأعمالُ لأَِزكاها ، و إذا تَناقَضَتِ المِلَلُ لأَِرضاها .;
خدايا! هرگاه امور بر من مبهم و پيچيده شد ، مرا به درست ترين آنها ، و هرگاه عملها بر من مشتبه گشت به پاكيزه ترين آنها، و هرگاه عقايد و مذاهب متناقض شدند به پسنديده ترينشان توفيقم ده .;
و ارزُقْني صِحّةً في عِبادَةٍ ، و فَراغا في زَهادَةٍ ، و عِلما في استِعمالٍ ، و وَرَعا في إجمالٍ .;
خدايا! تندرستى همراه با عبادت ، و آسودگى همراه با زهد، و علم با عمل، و پارسايى همراه با اعتدال (ميانه روى) روزيم فرما .;
حَدَّثَتني أسماءُ بِنتُ عُمَيسٍ قالَت ; كُنتُ عِندَ فاطمةَ عليها السلام إذ دَخَلَ علَيها رسولُ اللّه ِ و في عُنُقِها قِلادَةٌ مِن ذَهَبٍ كانَ اشتَراها لها عليُّ بنُ أبي طالبٍ عليه السلام مِن فَيءٍ ، فقالَ لَها رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ; يا فاطمةُ ، لا يقولُ الناسُ ;
ـ به نقل از اسماء بنت عميس ـ ; خدمت فاطمه عليها السلام بودم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد . در گردن آن بانو، گردنبندى از طلا بود، كه على بن ابى طالب عليه السلام از مال غنيمت براى ايشان خريده بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله به فاطمه عليها السلام فرمود ; اى فاطمه! [يك وقت] مردم نگويند; فاطمه دختر محمّد از پوشش (زينت) شاهان استفاده مى كند . فاطمه عليها السلام گردنبند را پاره كرد و آن را فروخت و با پول آن بنده اى خريد و آزاد كرد . و رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين كار خوشحال شد .;
مَرَّ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله بقَومٍ يرفَعونَ حَجَرا ، فقالَ ; ما هذا؟ قالوا ; نعرِفُ بذلكَ أشَدَّنا و أقوانا ، فقالَ صلى الله عليه و آله ; بلى يا رسولَ اللّه ِ . قالَ ; أشَدُّكُم و أقواكُمُ الذي إذا رَضِيَ لَم يُدخِلْهُ رِضاهُ في إثمٍ و لا باطِلٍ ، و إذا سَخِطَ لَم يُخرِجْهُ سَخَطُهُ مِن قَولِ الحَقِّ ، و إذا قَدَرَ لَم يَتَعاطَ ما لَيسَ لَهُ بِحَقٍّ .;
رسول خدا به قومى كه سنگى را بلند مى كردند رسيد و فرمود چه كار مى كنيد؟ گفتند; با اين كار قوى ترين و زورمندترينمان را مى شناسيم. حضرت فرمود ; آيا زورمندترين و قويترين شما را معرفى نكنم؟ عرض كردند ; بفرماييد ، اى رسول خدا! فرمود ; زورمندترين و قويترين شما كسى است كه هرگاه خشنود باشد خشنودى اش او را به گناه و نادرستى نكشاند و هرگاه ناخشنود باشد از جاده حق گويى خارج نشود و هرگاه قدرت يابد آنچه را كه حق او نيست نستاند .;
قولُ الحقِّ ، و الحُكمُ بالعَدلِ ، و الوَفاءُ بالعَهدِ .;
مجموعه شرايع دين چيست ـ فرمود ; حق گويى ، داورى عادلانه ، و وفاى به عهد است .;