احادیث امام سجاد علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام زين العابدين عليه السلام

ـ مِن دعائهِ في مكارمِ الأخلاقِ ـ : اللّهُمَّ صَلِّ على محمّدٍ وآلِهِ ، واكفِني ما يَشغَلُنِي الاهتِمامُ بهِ ، واستَعمِلْني بما تَسألُنِي غَدا عَنهُ ، واستَفرِغْ أيّامِي فيما خَلَقتَنِي لَهُ .

ـ در دعاى مكارم الاخلاق ـ گفت : بار خدايا! بر محمّد و آل او درود فرست و مرا از كارى كه اهتمام بدان [از عبادت و بندگيت ]بازم مى دارد، بى نياز گردان و مرا به كارى وا دار كه فردا[ى قيامت ]درباره آن از من بازخواست مى كنى و روزهاى مرا در راه آنچه براى آن آفريده شده ام، صرف نما.

منبع: الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 20
امام زين العابدين عليه السلام

ـ في دعائهِ ـ : وَاشغَلْ قُلوبَنا بِذِكرِكَ عن كُلِّ ذِكرٍ ، وألسِنَتَنا بشُكرِكَ عن كُلِّ شُكرٍ ، وجَوارِحَنا بطاعَتِكَ عن كُلِّ طاعَةٍ ، فإن قَدَّرتَ لنا فَراغا مِن شُغلٍ فاجعَلْهُ فَراغَ سلامَةٍ ، لاتُدرِكُنا فيهِ تَبِعَةٌ ، ولاتَلحَقُنا فيهِ سَأمَةٌ ، حتّى يَنصَرِفَ عنّا كُتّابُ السَّيّئاتِ بصَحيفَةٍ خالِيَةٍ مِن ذِكرِ سَيِّئاتِنا ، ويَتَوَلّى كُتّابُ الحَسَناتِ عنّا مَسرورِينَ .

ـ در دعا ـ گفت: دلهاى ما را با ياد خود از هر يادى و زبانهايمان را با سپاس خود از هر سپاسى و اندامهايمان را با طاعت خود از هر طاعت ديگر باز دار و اگر فراغت از كارى براى ما مقدّر فرموده اى آن را فراغتى سالم قرار ده كه در آن گناهى ما را نرسد و دلزدگى به ما روى نياورد، تا فرشتگان نويسنده بديها با نامه اى خالى از گناهانِ ما برگردند و نويسندگان نيكيها، شادمان از حسناتى كه براى ما نگاشته اند مراجعت كنند.

منبع: الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 11
امام زين العابدين عليه السلام :

قالَ موسى بنُ عمرانَ عليه السلام :يا ربِّ ، مَن أهلُكَ الذينَ تُظِلُّهُم في ظِلِّ عَرشِكَ يومَ لا ظِلَّ إلّا ظِلُّكَ ؟ فَأوحَى اللّه ُ إلَيهِ : ... والذينَ يَغضَبُونَ لِمَحارِميإذا استُحِلَّت مِثلَ النِّمِرِ إذاجُرِحَ!

موسى بن عمران عليه السلام به خداوند عرض كرد : پروردگارا! كيستند آن كسان تو كه در آن روزى كه هيچ سايه اى جز سايه تو نيست آنها در سايه عرش تو هستند؟ خداوند به او وحى فرمود : ... و كسانى كه هرگاه حرامهاى من حلال شمرده شوند، مانند پلنگ زخم خورده خشمناك مى شوند!

منبع: وسائل الشيعة : 11/416/3.
امام زين العابدين عليه السلام :

رُبَّ مَغرورٍ مَفتونٍ يُصبِحُ لاهِيا ضاحِكا يَأكُلُ ويَشرَبُ ، وهو لا يَدرِي لَعلَّهُ قد سَبَقَت لَهُ مِنَ اللّه ِ سَخَطَةٌ يَصلى بها نارَ جَهَنَّمَ .

اى بسا شخص غافل فريفته اى كه روز خود را به هوسرانى و خنده و خوردن و آشاميدن مى گذراند، بى خبر از آن كه شايد خشمى از خداوند او را فرا گرفته باشد كه بدان در آتش دوزخ افكنده شود.

منبع: تحف العقول : 282
امام زين العابدين عليه السلام :

أشَدُّ ساعاتِ ابنِ آدَمَ ثَلاثُ ساعاتٍ : السّاعَةُ الّتي يُعايِنُ فيها مَلَكَ المَوتِ ، والسّاعَةُ الّتي يَقومُ فيها مِن قَبرِهِ ، والسّاعَةُ الّتي يَقِفُ فيها بَينَ يَدَيِ اللّه ِ تَبارَكَ وتَعالى .

سخت ترين لحظات فرزند آدم سه لحظه است : لحظه اى كه ملك الموت را مى بيند، لحظه اى كه از گور خود بر مى خيزد و لحظه اى كه در پيشگاه خداى تبارك و تعالى مى ايستد.

منبع: الخصال : 119/108.
امام زين العابدين عليه السلام

ـ مِن مَواعِظِهِ ـ : اِعلَمْ يَابنَ آدَمَ أنَّ مِن وَراءِ هذا أعظَمَ وأفظَعَ وأوجَعَ لِلقُلوبِ يَومَ القِيامَةِ ، ذلكَ يَومٌ مَجموعٌ لَهُ النّاسُ وذلكَ يَومٌ مَشهودٌ ، يَجمَعُ اللّه ُ فيهِ الأوَّلينَ والآخِرينَ .

ـ در موعظه هاى خود ـ فرمود : بدان اى پسر آدم كه در پس امروز روزى بزرگتر و ترسناكتر و درد آورتر براى دلهاست و آن روز قيامت است. در آن روز مردم گرد آورده مى شوند و در آن روز همگان حاضر گرديده مى شوند. در آن روز خداوند اولين و آخرين خلايق را جمع مى كند.

منبع: الكافي : 8/73/29.
امام زين العابدين عليه السلام

ـ مِن دُعائهِ في مَكارِمِ الأخلاقِ ـ : وعَمِّرْني ما كانَ عُمري بِذْلَةً في طاعَتِكَ ، فإذا كانَ عُمري مَرتَعا لِلشَّيطانِ فَاقبِضْني إلَيكَ .

ـ در دعاى مكارم الاخلاق ـ گفت : عمر مرا تا زمانى كه صرف طاعت تو شود، دراز گردان و هر گاه عمرم چراگاه شيطان شود، جانم را بستان و به سوى خود بِبَر.

منبع: الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 20 .
امام زين العابدين عليه السلام :

حَقُّ سائسِكَ بِالعِلمِ : التَّعظيمُ لَهُ ، والتَّوقيرُ لِمَجلِسِهِ ، وحُسنُ الاستِماعِ إلَيهِ ، والإقبالُ عَلَيهِ ، وأن لا تَرفَعَ عَلَيهِ صَوتَكَ ، وأن لا تُجيبَ أحَدا يَسألُهُ عَن شَيءٍ حَتّى يَكونَ هُوَ الّذي يُجيبُ ، ولا تُحَدِّثَ في مَجلسِهِ أحَدا ، ولا تَغتابَ عِندَهُ أحَدا ، وأن تَدفَعَ عَنهُ إذا ذُكِرَ عِندَكَ بِسُوءٍ ، وأن تَستُرَ عُيوبَهُ ، وتُظهِرَ مَناقِبَهُ ، ولا تُجالِسَ لَهُ عَدُوّا ، ولا تُعادِيَ لَهُ وَلِيّا ، فإذا فَعَلتَ ذلكَ شَهِدَ لَكَ مَلائكَةُ اللّه ِ بِأنَّكَ قَصَدتَهُ وتَعَلَّمتَ عِلْمَهُ للّه ِِ جَلَّ اسمُهُ لا لِلنّاسِ .

حق استاد تو اين است كه به او احترام گذارى، محضرش را موقّر دارى، با دقت به سخنانش گوش بسپارى، رويت به او باشد و به او توجّه نمايى، صدايت را بر صداى او بلندتر نكنى، هرگاه كسى از او سؤالى كند تو جواب ندهى، بلكه بگذارى خودش جواب دهد. در محضر او با كسى سخن نگويى، در حضور او از كسى غيبت نكنى، اگر پيش تو از او بدگويى شود، از وى دفاع كنى. عيبهايش را بپوشانى، خوبيها و صفات نيكش را آشكار سازى، با دشمن او همنشينى نكنى و با دوستش دشمنى نورزى. هر گاه اين كارها را كردى فرشتگان خدا درباره ات گواهى دهند كه تو براى رضاى خداى بلند نام، نه براى مردم، نزد آن استاد رفته اى و دانش او را فرا گرفته اى.

منبع: الخصال : 567/1.
امام زين العابدين عليه السلام :

أمّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِالعِلمِ:فأن تَعلَمَ أنَّ اللّه َ عَزَّوجلَّ إنَّما جَعَلَكَ قَيِّما لَهُم فيما آتاكَ مِنَ العِلمِ ، وفَتَحَ لَكَ مِن خَزائنِهِ ، فإذا أحسَنتَ في تَعليمِ النّاسِ ولَم تَخرُقْ بِهِم ولَم تَضجَرْ عَلَيهِم زادَكَ اللّه ُ مِن فَضلِهِ ، وإن أنتَ مَنَعتَ النّاسَ عِلمَكَ أو خَرَقتَ بِهِم عِندَ طَلَبِهِمِ العِلمَ كانَ حَقّا عَلَى اللّه ِ عَزَّوجلَّ أن يَسلُبَكَ العِلمَ وبَهاءَهُ ، ويُسقِطَ مِنَ القُلوبِ مَحَلَّكَ .

حق شاگرد تو اين است كه بدانى خداوند عز و جل، به واسطه علم و دانشى كه به تو داده و از خزانه هاى [دانش ]خود براى تو گشوده، تو را سرپرست شاگردانت ساخته است. بنابراين، اگر مردم را خوب آموزش دهى و با آنان درشتى و بدرفتارى نكنى و از تعليمشان به ستوه نيايى، خداوند از فضل خود بر دانش تو بيفزايد. اما اگر دانش خود را از مردم مضايقه كنى يا وقتى براى آموختن دانش نزد تو آمدند با ايشان درشتى و بدرفتارى كنى، بر خداوند عز و جل سزاوار است كه علم و شكوه آن را از تو بگيرد و جايگاه تو را از دل مردم بيندازد.

منبع: عوالي اللآلي : 4/74/54.
امام زين العابدين عليه السلام

ـ لَمّا ضَرَبَ عَلى كَتِفِ رَجُلٍ يَطوفُ بِالكَعبَةِ ويَقولُ : اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ الصَّبرَ ـ : سَألتَ البَلاءَ ! قُلِ : اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ العافِيَةَ ، والشُّكرَ عَلَى العافِيَةِ .

ـ آنگاه كه مردى را در حال طواف ديد كه مى گويد : بار خدايا! به من صبر عطا فرما! دستى به شانه او زد و فرمود : بلا مى طلبى؟ بگو: بار خدايا! به من عافيت و شكر بر عافيت عطا فرما.

منبع: الدعوات : 114/261
امام زين العابدين عليه السلام

ـ لَمّا سُئلَ عَنِ العَصَبِيَّةِ ـ : العَصَبِيَّةُ الّتي يَأثَمُ عَلَيها صاحِبُها أن يَرَى الرَّجُلُ شِرارَ قَومِهِ خَيرا مِن خِيارِ قَومٍ آخَرينَ ، ولَيسَ مِنَ العَصَبِيَّةِ أن يُحِبَّ الرَّجُلُ قَومَهُ، ولكِن مِنَ العَصَبِيَّةِ أن يُعينَ قَومَهُ عَلَى الظُّلمِ .

ـ در پاسخ به پرسش از تعصّب ورزى ـ فرمود : تعصّبى كه صاحبش به سبب آن گنهكار مى باشد، اين است كه آدمى بَدانِ قوم خود را از نيكانِ قومى ديگر بهتر بداند . اين از عصبيّت نيست كه كسى قوم و مردم خود را دوست داشته باشد، بلكه كمك كردن قوم خود بر ستم از عصبيت است.

منبع: الكافي : 2/308/7.
امام زين العابدين عليه السلام :

أيُّما مُؤمِنٍ دَمِعَت عَيناهُ لِقَتلِ الحُسَينِ عليه السلام حَتّى تَسيلَ عَلى خَدِّهِ، بَوَّأهُ اللّه ُ بِها في الجَنَّةِ غُرَفا يَسكُنُها أحقابا .

هر مؤمنى كه چشمانش براى كشته شدن حسين عليه السلام گريان شود به طورى كه اشك بر گونه هايش سرازير گردد، خداوند به سبب آن او را در غرفه هاى بهشتى جاى دهد كه روزگاران درازى را در آنها به سر بَرَد.

منبع: ثواب الأعمال : 108/1.
امام زين العابدين عليه السلام

ـ في دُعائهِ يَومَ الأضحى والجُمعَةِ ـ : وقَد عَلِمتُ أ نَّهُ لَيسَ في حُكمِكَ ظُلمٌ ، ولا في نَقمَتِكَ عَجَلَةٌ ، وإنّما يَعجَلُ مَن يَخافُ الفَوتَ ، وإنَّما يَحتاجُ إلَى الظُّلمِ الضَّعيفُ ، وقَد تَعالَيتَ يا إلهي عَن ذلكَ عُلُوّا كَبيرا .

ـ در دعاى روز قربانو جمعه ـ گفت : هر آينه مى دانم كه نه در حكم و داورى تو ستمى روا مى شود و نه در خشم و كيفر رسانيت شتابى است؛ زيرا كسى شتاب مى كند كه مى ترسد [فرصت ]از دستش برود و كسى احتياج به ستم كردن دارد كه ناتوان است، و تو اى خداى من! بسى برتر و والاتر از اين امور هستى.

منبع: الصحيفة السجّاديّة : ص 207 الدعاء 48 .
امام زين العابدين عليه السلام

ـ في الدّعاءِ ـ : عَجَزَتِ العُقولُ عَن إدراكِ كُنهِ جَمالِكَ ، وانحَسَرَتِ الأبصارُ دونَ النَّظَرِ إلى سُبُحاتِ وَجهِكَ، ولَم تَجعَلْ لِلخَلقِ طَريقا إلى مَعرِفَتِكَ إلّا بِالعَجزِ عَن مَعرِفَتِكَ .

ـ در دعا ـ گفت : خردهااز رسيدن به كنه جمال تو در ماندند و ديدگان، تاب ديدن انوار و عظمت وجه تو را نياوردند و براى خلايق راهى به سوى شناخت (ذات) خودت قرار ندادى، مگر همان درماندگى از شناختت .

منبع: بحار الأنوار : 94/150/21 .
امام زين العابدين عليه السلام

ـ في الدُّعاءِ ـ : واجعَلنامِنَ الّذين عَرَفوا أنفُسَهُم ، وأيقَنوا بِمُستَقَرِّهِم ، فكانَت أعمارُهُم في طاعَتِكَ تَفنى .

ـ در دعا ـ گفت : ما را از كسانى قرار ده كه خود را شناختند و به قرارگاه خويش يقين يافتند و از اين رو عمرشان در راه طاعت تو مى گذشت.

منبع: بحار الأنوار : 94/128/19 .