لا تَصِفَنَّ لِمَلِكٍ دواءً ، فإن نَفَعَهُ لَم يَحمَدْكَ ، وإن ضَرَّهُ اتَّهَمَكَ .
هرگز براى پادشاه دارو نسخه مكن ؛ زيرا اگر سودمند افتد از تو سپاسگزارى نكند و اگر زيان رساند تو را متّهم سازد .
احادیث امام حسین علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
لا تَصِفَنَّ لِمَلِكٍ دواءً ، فإن نَفَعَهُ لَم يَحمَدْكَ ، وإن ضَرَّهُ اتَّهَمَكَ .
هرگز براى پادشاه دارو نسخه مكن ؛ زيرا اگر سودمند افتد از تو سپاسگزارى نكند و اگر زيان رساند تو را متّهم سازد .
إنَّ مِن هَوانِ الدنيا على اللّه تعالى أنَّ رَأسَ يحيى بنِ زكريّا اُهدِيَ إلى بَغِيٍّ مِن بَغايا بني إسرائيلَ .
از بى ارزشى و خوارى دنيا نزد خداى متعال است كه سر يحيى بن زكريّا به فاحشه اى بنى اسرائيلى هديه شد .
كانَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَرفَعُ يَدَيهِ إذا ابتَهَلَ ودَعا كَما يَستَطعِمُ المِسكينُ .
رسول خدا صلى الله عليه و آله در هنگام ابتهال و دعا مانند بينوايى كه غذا مى طلبد ، دستانش را بالا مى بُرد .
لَيست العِفَّةُ بِمانِعَةٍ رِزْقا ، ولا الحِرصُ بجالِبٍ فَضْلاً ، وإنَّ الرِّزقَ مَقْسومٌ والأجَلَ مَحتومٌ ، ؤاسْتِعمالُ الحِرصِ طَالبُ المَأْثَمِ .
نه عفّت و مناعت مانع روزى مى شود و نه حرص زدن روزى بيشتر مى آورد ؛ زيرا روزى تقسيم شده و اجل حتمى است و حرص زدن ، طلب گناه است .
ألا إنَّ الحَربَ شَرُّهاذَريعٌ ، وطَعْمُها فَظيعٌ ، فمَن أخَذَ لَها اُهْبَتَها ، واسْتَعدَّلَها عُدَّتَها ، ولَم يألَمْ كُلومَها قَبلَ حُلولِها ، فذاكَ صاحِبُها ، ومَن عاجَلَها قَبلَ أوانِ فُرْصَتِها ، واسْتِبْصارِ سَعيهِ فيها ،فذاكَ قَمِنٌ ألّا يَنْفَعَ قَومَهُ ، وأنْ يُهْلِكَ نَفْسَهُ .
بدانيد كه جنگ، شرّش شتابنده است وطعمش زشت و نفرت انگيز؛ پس، هر كس كه خود را براى آن آماده كند و ساز و برگش را فراهم آورد و پيش از فرا رسيدن هنگامه جنگ، پيكر خود را از زخمهاى آن دردمند نكند جنگ را برده است ؛ اما آن كه پيش از رسيدن فرصت و زمان جنگ وآگاه شدن از توانايى جنگى خود به آن مبادرت ورزد مستحق آن است كه سپاهيان خود را سودى نرساند و خويشتن را نيز به نابودى اندازد .
ـ في الدعاء المنسوب إليه ـ : أنتَ الّذيأزَلْتَ الأغْيارَ عن قُلوبِ أحِبّائكَ حتّى لَم يُحِبّوا سِواكَ... ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَكَ؟! وما الّذي فَقَد مَن وَجَدكَ؟! لَقد خابَ مَن رَضِيَ دُونَكَ بَدَلاً .
ـ در دعاى منسوب به ايشان ـ : تويى كه اغيار را از دل دوستانت بيرون كردى تا جز تو را دوست ندارند ... آن كه تو را ندارد چه دارد؟ و آن كه تو را دارد چه ندارد؟! آن كه ديگرى را به جاى تو گرفت زيان كرد و باخت.
مَن جادَ سادَ .
هر كه بخشنده باشد ، آقايى كند.
إنّ أجْوَدَ النّاسِ مَن أعطى مَن لا يَرجو .
همانا بخشنده ترين مردم ،كسى است كه به آن كه به او چشم اميد نبسته بخشش كند.
ـ سُـئِـلَ عَنِ الـجَهادِ: سُـنَّةٌ أو فَـرِيضةٌ؟ فقالَ عليه السلام ـ : الجِهادُ على أرْبَعَةِ أوْجُهٍ : فجِهادانِ فَرْضٌ وجِهادُ سُنَّةٍ لا يُقامُ إلّا مَعَ فَرْضٍ وجِهادُ سُنَّةٍ ، فأمّا أحَدُ الفَرْضَيْنِ فجِهادُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عن مَعاصِي اللّه ِ وهو مِنْ أعْظَمِ الجِهادِ وَمُجاهَدَةُ الّذين يَلُونَكُمْ مِنَ الكُفّارِ فَرْضٌ . وأمّا الجِهادُ الّذي هو سُنّة لا يُقامُ إلّا مَعَ فَرْض فَإِنَّ مجاهَدَةَ العَدُوِّ فرضٌ على جميع الاُمّة لو تركوا الجهاد لَأَتاهم العَذابُ وهذا هو مِنْ عذابِ الاُمَّةِ وهُوَ سُنَّةٌ عَلَى الإمامِ وحَدُّهُ أنْ يَأتِيَ العَدُوَّ مَعَ الاُمَّةِ فيجاهِدَهم . وأمّا الجِهادُ الذي هُوَ سُنّةٌ فكُلُّ سُنّةٍ أقامَها الرَّجُلُ وجاهدَ في إقامَتِها وبُلُوغِها وإحيائِها فَالعَمَلُ والسَّعْيُ فيها مِنْ أفضلِ الأَعْمال لِأنَّها إحياءُ سُنَّةٍ وقَدْ قالَ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله : «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَهً فَلَهُ أجْرُها وأجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها إلى يَوْمِ القِيامَةِ مِنْ غَيْرِ أن يَنْقُصَ مِنْ أجُورِهِم شَيْئا»
ـ در پاسخ به اين پرسش كه جهاد سنّت (پيامبر) است يا فريضه (الهى) ؟ ـ : جهاد چهارگونه است : دو گونه آن فريضه (الهى) است و گونه ديگر سنّتى است كه جز به فريضه بدان دست نيازند و يك جهاد نيز (تنها) سنّت است . امّا آن دو جهاد كه فريضه اند : يكى جهادِ آدمى با نَفْسِ خويش است در بازداشتن نَفْس از نافرمانى هاى نسبت به خدا ، كه بزرگترين جهاد است ، و ديگرى پيكار (و جهاد) با كافرانى كه هم مرز شمايند كه آن نيز فريضه است . امّا آن جهاد كه سنّتى است كه جز به فريضه بدان دست نيازند ، جهاد با دشمن است كه بر تمامِ امّت واجب است و اگر آن جهاد را ترك كنند ، بر آنها عذاب درآيد و اين عذاب تمامِ امّت را در برگيرد و آن جهاد ، بر امامْ سنّت است و تعريفش آن است كه امام با امّت بر سرِ دشمن تازد و با دشمنان جهاد كند . امّا جهادى كه فقط سنّت است ، برپا داشتن هر سنّتِ (نَبَوى) است كه انسان بر پاى دارد و در برپا نگهداشتن و برآوردن و زنده كردن آن مبارزه كند . پس سعى و عمل در راه آن بهترين اعمال است زيرا زنده داشتنِ سنّت است، و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هركس سنّت و قانونِ نيكى را بنيان گذارد ، پاداشش از آنِ اوست و نيز از ثواب همه آنان كه تا روز قيامت بدان عمل مى كنند بهره مى برد بى آنكه از ثواب خودِ آنان چيزى كاسته شود.»
ـ مِن كَلامِهِ يَومَ عاشوراءَ ـ : لا وَاللّه ِلا أُعطيكُم بِيَدي إعطاءَ الذَّليلِ وَلا أُفِرُّ فِرارَ العَبيدِ .
ـ در بخش ديگرى از سخنانش در روز عاشورا ـ فرمود : به خدا سوگند ، نه دست ذلّت و خوارى به شما مى دهم و نه چونان بردگان مى گريزم .
ـ مِن كَلامِهِ يَومَ عاشوراءَ ـ : ألا وَإنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّهِ وَالذِلَّةِ وَهَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ يَأبى اللّه ُ ذلك لَنا وَرَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ وَحُجورٌ طابَت وَطَهُرَت وَأنوفُ حَميَّةٍ وَنُفوسُ أبيَّةٍ مِن أن تُؤثِرَ طاعَةَ اللِئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرامِ .
ـ در بخشى از سخنانش در روز عاشورا ـ فرمود : هان ! اين حرامزاده پسر حرامزاده مرا ميان دو چيز مخيّر كرده است : ميان شمشير و تن دادن به خوارى . و هيهات كه ما تن به ذلّت و خوارى دهيم . خدا و رسول او و مؤمنان و دامنهاى پاك و مطهّر[ى كه ما در آن پرورش يافته ايم] و دلهاى غيرتمند و جانهاى بزرگمنش ، اين را بر ما نمى پذيرند كه فرمانبرى از فرومايگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجيح دهيم .
دَخَلتُ عَلى رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله وَعِندَهُ أبي ابنُ كَعبٍ ، فَقالَ لي رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله مَرحَبا بِكَ يا أبا عَبدِاللّه ِ ، يا زَينَ السَمَواتِ وَالأرَضينَ ، قالَ لَهُ أبَيٌّ : وَكَيفَ يَكونُ يا رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله زَينُ السَّماواتِ وَالأرَضينَ أحَدٌ غَيرُكَ ؟! قالَ : يا أبَيُّ وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ نَبيّا إنَّ الحُسَينَ بنَ عَليٍّ في السَّماءِ أكبَرُ مِنهُ في الأرضِ ، وَإنَّهُ لَمَكتوبٌ عَن يَمينِ عَرشِ اللّه ِ عزّ وجلّ : مِصباحُ هُدىً وَسَفينَةُ نَجاةٍ وَإمامٌ غَيرُ وَهنٍ وَعِزٌّ وَفَخرٌ وَعَلَمٌ وَذُخرٌ .
بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شدم . ابن ابى كعب در خدمت ايشان بود . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : خوش آمدى اى ابا عبداللّه ، اى زيور آسمانها و زمينها ! اُبىّ به پيامبر عرض كرد : اى رسول خدا ! چگونه ممكن است كسى غير از شما زيور آسمانها و زمينها باشد ؟ ! پيامبر فرمود : اى ابىّ ! سوگند به آن كسى كه بحق مرا به پيامبرى برانگيخت ، مقام و منزلت حسين بن على در آسمان ، بالاتر از منزلت او در زمين است . در سمت راست عرش خداوند عز و جل نوشته شده است : [حسين ]چراغ هدايت و كشتى نجات و امامى سستى ناپذير ، با عزّت، افتخارآفرين، راهنما، و ذخيره[اى گرانبها ]است .
ـ في كتابهِ إلى أهلِ الكوفةِ ـ : فَلَعَمْري ، ما الإمامُ إلّا الحاكمُ بالكِتابِ ، القائمُ بالقِسْطِ، الدّائنُ بِدِينِ الحَقِّ ، الحابِسُ نَفْسَهُ على ذاتِ اللّه ِ .
ـ در نامه اش به كوفيان ـ نوشت : به جان خودم سوگند، امام و پيشوا كسى نيست مگر آن كه بر اساس كتاب خدا حكومت كند، عدل و داد را بر پا دارد، پايبند دين حق باشد و خود را وقف در راه خدا كند.
ـ لَمّا سُئل عَن مَعرفةِ اللّه ِ ـ : مَعرفةُ أهلِ كُلِّ زمانٍ إمامَهُمُ الّذي يَجِبُ عَلَيهِمْ طاعَتُهُ .
ـ هنگامى كه از ايشان درباره شناخت خدا سؤال شد ـ فرمود : [يعنى] شناخت مردم هر زمان نسبت به امامى كه اطاعتش بر آنان واجب است.
إنّ أوْصَلَ النّاسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ .
قويترين فرد در ايجاد ارتباط كسى است كه با كسى كه از او بريده رابطه برقرار كند.
إنَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ؛
بى گمان شيعيان ما، دل هايشان از هر خيانت، كينه، و فريبكارى پاك است.
كانَ صلي الله عليه و آله ... لايَحْسَبُ اَحَدٌ مِنْ جُلَسائِهِ اَنَّ اَحَدا اَكْرَمُ عَلَيْهِ مِنْهُ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله، چنان با هم نشينان رفتار مى نمودند كه هيچ يك از آنان گمان نمى كرد كسى نزد آن حضرت از وى گرامى تر باشد.
اَ يُّهَا النّاسُ! نافِسوا فِى الْمَكارِمِ وَ سارِعوا فِى الْمَغانِمِ وَ لاتَحْتَسِبوا بِمَعْروفٍ لَمْ تَجْعَلوا ... ؛
اى مردم! در خوبى ها، با يكديگر رقابت كنيد و در كسب غنائم (بهره گرفتن از فرصت ها)، شتاب نماييد و كار نيكى را كه در انجامش شتاب نكرده ايد، به حساب نياوريد.
اِعْمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ يَعْلَمُ اَنَّهُ مَاْخوذٌ بِالاَْجْرامِ مَجْزىٌّ بِالاِْحْسانِ؛
همانند كسى كار كن كه مى داند به خاطر بدى ها، بازخواست مى شود و به خاطر نيكى ها، پاداش مى گيرد.
لايَكْمُلُ الْعَقْلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الْحَقِّ؛
عقل، جز با پيروى از حقّ، كامل نمى شود.