مَن قَبِلَ عَطاءَكَ فقد أعانَكَ علَى الكَرَمِ .
كسى كه عطاى تو را بپذيرد در بخشندگى به تو كمك كرده است.
احادیث امام حسین علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
مَن قَبِلَ عَطاءَكَ فقد أعانَكَ علَى الكَرَمِ .
كسى كه عطاى تو را بپذيرد در بخشندگى به تو كمك كرده است.
القُنوعُ راحَةُ الأبدانِ .
قناعت، مايه آسايش تن است.
ـ لِرجُلٍ اغتابَ عِندَهُ رجُلاً ـ : يا هذا، كُفَّ عنِ الغِيبَةِ؛ فإنّها إدامُ كِلابِ النارِ .
ـ به مردى كه در حضور ايشان از ديگرى غيبت كرد ـ فرمود: اى مرد! دست از غيبت بردار؛ زيرا غيبت خورش سگهاى دوزخ است.
إنَّ أعمالَ هذهِ الاُمَّةِ ما مِن صَباحٍ إلّا وتُعرَضُ عَلَى اللّه ِ تَعالى .
هر بامداد اعمال اين امّت بر خداوند متعال عرضه مى شود.
ـ لَمّا تَذاكَروا العَقلَ عِندَ مُعاوِيَةَ ـ : لا يَكمُلُ العَقلُ إلّا بِاتِّباعِ الحَقِّ ، فقالَ مُعاوِيَةُ : ما في صُدورِكُم إلّا شَيءٌ واحِدٌ .
ـ هنگامى كه نزد معاويه سخن از عقل به ميان آمد ـ فرمود : عقل به كمال نرسد مگر با پيروى از حق. معاويه گفت: در سينه هاى شما جز يك چيز وجود ندارد.
إنَّ أعفَى النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِ .
با گذشت ترين مردم، كسى است كه در زمان قدرت داشتن گذشت كند.
كانَ يُقالُ : لا تَحِلُّ لِعَينٍ مُؤمِنَةٍ تَرَى اللّه َ يُعصى فتَطرِفُ حتّى يُغَيِّرَهُ .
گفته مى شد: بر هيچ چشمِ مؤمنِ به خدا روا نيست كه ببيند خدا نافرمانى مى شود و خود را فرو بندد مگر آن وضع را تغيير دهد.
اعلَموا أنَّ المَعروفَ مُكِسبٌ حَمدا ، ومُعقِبٌ أجرا ، فلَو رَأيتُمُ المَعروفَ رَجُلاً لَرَأيتُموهُ حَسَنا جَميلاً يَسُرُّ النّاظِرينَ ويَفوقُ العالَمينَ ، ولَو رَأيتُمُ اللُّؤمَ رَأيتُموهُ سَمِجا قَبيحا مَشوما تَنفِرُ مِنهُ القُلوبُ وتُغَضُّ دُونَهُ الأبصارُ .
بدانيد كه خوبى كردن، ستايش به بار مى آورد و پاداش در پى دارد. اگر خوبى را به صورت مردى ببينيد هر آينه آن را نيكو و زيبا و خوشايند و برتر از همه جهانيان خواهيد ديد و اگر پستى را ببينيد آن را ناهنجار و زشت و بد منظر كه دلها از آن مى گريزد و چشمها به رويش بسته مى شود، خواهيد ديد.
الصَّمَدُ: الّذي لا جَوفَ لَهُ ، والصَّمَدُ : الّذي قَدِ انتَهى سُؤدَدُهُ ، والصَّمَدُ الّذي لا يَأكُلُ ولا يَشرَبُ ، والصَّمَدُ : الّذي لا يَنامُ ، والصَّمَدُ : الدّائمُ الّذي لَم يَزَلْ ولا يَزالُ .
صمد، كسى است كه ميانْ تهى[ممكن الوجود] نيست؛ صمد كسى است كه سرورى و مهتريش در اوج است؛ صمد كسى است كه نه مى خورد و نه مى آشامد؛ صمد كسى است كه نمى خوابد؛ صمد آن مانايى است كه پيوسته بوده و خواهد بود.
ـ في الدُّعاءِ ـ : إلهي تَرَدُّديفي الآثارِ يُوجِبُ بُعدَ المَزارِ ، فاجمَعْني عَلَيكَ بِخِدمَةٍ تُوصِلُني إلَيكَ ، كَيفَ يُستَدَلُّ عَلَيكَ بِما هُوَ في وُجودِهِ مُفتَقِرٌ إلَيكَ ؟ ! أيَكونُ لِغَيرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيسَ لَكَ حتّى يَكونَ هُوَالمُظهِرَ لَكَ ؟! متى غِبتَ حتّى تَحتاجَ إلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ ؟ ! ... بِكَ أستَدِلُّ عَلَيكَ فَاهْدِني بِنورِكَ إلَيكَ .
ـ در دعا ـ گفت : بار خدايا! سر گرم شدنم به آثار و نشانه ها، موجب دورى زيارتگاه (ديدار خدا) مى شود، پس تمام قواى مرا متوجه كارى كن كه من را به تو برساند. چيزى كه خود در هستى اش نيازمند توست، چگونه تواند دليل و رهنماى بر تو باشد؟! آيا جز تو را ظهورى است كه تو را نيست تا اين كه آنان آشكاركننده تو باشند؟! كى غايب بوده اى تا نياز داشته باشى (راهنمايى) به جايگاه تو راهنمايى كند؟!... به واسطه توست كه ره به تو مى برم؛ پس، با نور خود مرا به سويت رهنمون شو.
دِراسَةُ العِلمِ لِقاحُ المَعرِفةِ .
تحصيل دانش، سبب بارورى شناخت است.
إيّاكَ وما تَعتَذِرُ مِنهُ ؛ فإنَّ المُؤمِنَ لا يُسيءُ ولا يَعتَذِرُ ، والمُنافِقَ كُلَّ يَومٍ يُسيءُ ويَعتَذِرُ .
زنهار از كارى كه از آن پوزش بخواهى؛ زيرا مؤمن نه بدى مى كند و نه پوزش مى خواهد و منافق هر روز بدى مى كند و پوزش مى طلبد.
ـ في دعاءِ يَومِ عَرَفَةَ ـ : اللّهُمّاجعَلْني أخشاكَ كَأنّي أراكَ ، وأسعِدْني بتَقواكَ ، ولا تُشقِني بِمَعصِيَتِكَ .
ـ در دعاى روز عرفه ـ گفت : بار خدايا! كارى كن كه از تو چنان بترسم كه گويى مى بينمت، و باتقوا و ترس از خودت خوشبختم گردان، و با معصيت و نافرمانيت شور بختم مكن .
ـ لَمّا سَألَهُ أبوهُ عنِ السُّؤدُدِ ـ : إحشاشُ العَشِيرَةِ ، واحتِمالُ الجَرِيرَةِ .
ـ در پاسخ به سؤال پدر بزرگوارش از معناى سرورى ـ فرمود : كمك كردن به عشيره و به دوش كشيدن خسارتها و جرايم آنها .
صاحِبُ الحاجةِ لَم يُكرِمْ وَجهَهُ عن سُؤالِكَ فَأكرِمْ وَجهَكَ عن رَدِّهِ .
نيازمند با درخواست كردن حرمت خود را نگه نداشته است ، پس تو با نوميد نكردن او آبرو و حرمت خود را نگه دار .
مَن اُحْجِمَ عن الرَّأيِ وعَيِيَتْ بِهِ الحِيَلُ ، كانَ الرِّفقُ مِفتاحَهُ .
هر كه فكرش به جايى نرسد و در چاره يابى درمانَد، ملايمت، كليد [گشايش مشكل ]او باشد .
مَن طَلَبَ رِضا اللّه ِ بِسَخَطِ الناسِ كَفاهُ اللّه ُ اُمُورَ الناسِ ، ومَن طَلَبَ رِضا الناسِ بِسَخَطِ اللّه ِ ، وَكَلَهُ اللّه ُ إلى النّاسِ .
هركه خشنودى خدا را با ناخشنودى مردم بطلبد ، خداوند او را از امور مردم بى نياز كند و هركه خشنودى مردم را با ناخشنود كردن خدا بجويد ، خداوند او را به مردم واگذارد .
إنّ أوصَلَ الناسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ .
قوى ترين كَس در صله رحم كسى است كه با خويشاوند بريده از خود پيوند برقرار كند .
مَن سَرَّهُ أن يُنسَأ في أجَلِهِ ، ويُزادَ في رِزقِهِ ، فَلْيَصِلْ رَحِمَهُ .
هر كه دوست دارد مرگش به تأخير افتد و روزى اش افزايش يابد ، صله رحم به جاى آورَد .
أكُونُ أوَّلَ مَن يَنشَقُ الأرضُ عَنهُ ، فَأخرُجُ خَرجَةً يُوافِقُ ذلكَ خَرجَةَ أميرِالمؤمنينَ وقيامَ قائِمِنا .
من نخستين كسى هستم كه وقتى زمين شكاف مى خورد از آن بيرون مى آيم و اين همزمان است با رجعت اميرالمؤمنين و قيام قائم ما .