أنتَ الّذي أشرَقْتَ الأنوارَ في قُلوبِ أولِيائكَ حتّى عَرَفوكَ و وَحَّدوكَ .;
تويى آن كه نورها را در دلهاى دوستانت تاباندى تا آن كه تو را شناختند و به يگانگيت ره يافتند.;
احادیث امام حسین علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
أنتَ الّذي أشرَقْتَ الأنوارَ في قُلوبِ أولِيائكَ حتّى عَرَفوكَ و وَحَّدوكَ .;
تويى آن كه نورها را در دلهاى دوستانت تاباندى تا آن كه تو را شناختند و به يگانگيت ره يافتند.;
أنتَ الّذي تَعَرَّفتَ إلَيَّ في كُلِّ شَيءٍ فرَأيتُكَ ظاهِرا في كُلِّ شَيءٍ ، و أنتَ الظاهِرُ لِكُلِّ شَيءٍ .;
تويى آن كه خود را در هر چيز به من شناساندى و من، تو را در همه چيز هويدا ديدم و تويى كه آشكار كننده هر چيزى.;
إلهي تَرَدُّدي في الآثارِ يُوجِبُ بُعدَ المَزارِ ، فاجمَعْني عَلَيكَ بِخِدمَةٍ تُوصِلُني إلَيكَ ، كَيفَ يُستَدَلُّ عَلَيكَ بِما هُوَ في وُجودِهِ مُفتَقِرٌ إلَيكَ ؟ ! أ يَكونُ لِغَيرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيسَ لَكَ حتّى يَكونَ هُوَ المُظهِرَ لَكَ ؟! متى غِبتَ حتّى تَحتاجَ إلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ ؟ ! ··· بِكَ أستَدِلُّ عَلَيكَ فَاهْدِني بِنورِكَ إلَيكَ .;
بار خدايا! سر گرم شدنم به آثار و نشانه ها، موجب دورى زيارتگاه (ديدار خدا) مى شود، پس تمام قواى مرا متوجه كارى كن كه من را به تو برساند. چيزى كه خود در هستى اش نيازمند توست، چگونه تواند دليل و رهنماى بر تو باشد؟! آيا جز تو را ظهورى است كه تو را نيست تا اين كه آنان آشكار كننده تو باشند؟! كى غايب بوده اى تا نياز داشته باشى (راهنمايى) به جايگاه تو راهنمايى كند؟!··· به واسطه توست كه ره به تو مى برم؛ پس، با نور خود مرا به سويت رهنمون شو.;
الصَّمَدُ; الّذي لا جَوفَ لَهُ ، و الصَّمَدُ ; الّذي قَدِ انتَهى سُؤدَدُهُ ، و الصَّمَدُ الّذي لا يَأكُلُ و لا يَشرَبُ ، و الصَّمَدُ ; الدّائمُ الّذي لَم يَزَلْ و لا يَزالُ .;
صمد، كسى است كه ميانْ تهى [ممكن الوجود] نيست؛ صمد كسى است كه سرورى و مهتريش در اوج است؛ صمد كسى است كه نه مى خورد و نه مى آشامد؛ صمد كسى است كه نمى خوابد؛ صمد آن مانايى است كه پيوسته بوده و خواهد بود.;
اعلَموا أنَّ المَعروفَ مُكِسبٌ حَمدا ، و مُعقِبٌ أجرا ، فلَو رَأيتُمُ المَعروفَ رَجُلاً لَرَأيتُموهُ حَسَنا جَميلاً يَسُرُّ النّاظِرينَ و يَفوقُ العالَمينَ ، و لَو رَأيتُمُ اللُّؤمَ رَأيتُموهُ سَمِجا قَبيحا مَشوما تَنفِرُ مِنهُ القُلوبُ و تُغَضُّ دُونَهُ الأبصارُ .;
بدانيد كه خوبى كردن، ستايش به بار مى آورد و پاداش در پى دارد. اگر خوبى را به صورت مردى ببينيد هر آينه آن را نيكو و زيبا و خوشايند و برتر از همه جهانيان خواهيد ديد و اگر پستى را ببينيد آن را ناهنجار و زشت و بد منظر كه دلها از آن مى گريزد و چشمها به رويش بسته مى شود، خواهيد ديد.;
إنَّ المَعروفَ إذا اُسدِيَ إلى غَيرِ أهلِهِ ضاعَ ـ ; لَيسَ كذلكَ ، و لكِنْ تَكونُ الصَّنيعَةُ مِثلَ وابِلِ المَطَرِ تُصيبُ البَرَّ و الفاجِرَ .;
اگر به نااهل خوبى شود هدر رفته است ـ فرمود ; چنين نيست، بلكه خوبى كردن مانند ريزش باران، به نيك و بد مى رسد.;
إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نادى مُنادٍ ; أيُّها النّاسُ ، مَن كانَ لهُ علَى اللّه ِ أجرٌ فَلْيَقُمْ . فلا يَقومُ إلاّ أهلُ المَعروفِ .;
چون روز قيامت شود منادى اى ندا دهد; اى مردم! هر كه بر عهده خدا مزدى دارد برخيزد؛ و كسى جز نيكو كاران برنخيزند.;
كانَ يُقالُ ; لا تَحِلُّ لِعَينٍ مُؤمِنَةٍ تَرَى اللّه َ يُعصى فتَطرِفُ حتّى يُغَيِّرَهُ .;
گفته مى شد; بر هيچ چشمِ مؤمنِ به خدا روا نيست كه ببيند خدا نافرمانى مى شود و خود را فرو بندد مگر آن وضع را تغيير دهد.;
اعتَبِروا أيُّها النَّاسُ بِما وَعَظَ اللّه ُ بِهِ أولِياءَهُ مِن سوءِ ثَنائهِ عَلَى الأحبارِ ؛ إذ يَقولُ ; «لَولا يَنهاهُمُ الرَّبّانِيُّونَ ···» و قالَ ; «لُعِنَ الّذينَ كَفَروا مِن بَني إسرائيلَ ···» و إنّما عابَ اللّه ُ ذلكَ عَلَيهِم لأِنَّهُم كانوا يَرَونَ مِنَ الظَّلَمَةِ الّذينَ بَينَ أظهُرِهِمُ المُنكَرَ و الفَسادَ فلا يَنهَونَهُم عَن ذلكَ ، رَغبَةً فيما كانوا يَنالونَ مِنهُمُ ، و رَهبَةً مِمّا يَحذَرونَ ، و اللّه ُ يَقولُ ;
اى مردم! از پندى كه خداوند، با بدگويى از عالمان يهود، به دوستان خود داده است عبرت گيريد، آن جا كه مى فرمايد; «چرا علمايشان آنها را نهى نكردند···» و فرمود; «كسانى از بنى اسرائيل كه كافر گشتند لعنت شدند···». خداوند بدين سبب بر علماى يهود خُرده گرفته است كه آنان از ستمگران جامعه خود زشت كارى و تبهكارى مى ديدند، اما به طمع بهره اى كه از آنان مى بردند، و نيز به سبب ترس از آنچه مى ترسيدند، آنان را از زشت كارى منع نمى كردند، حال آن كه خدا مى فرمايد; «از مردم نترسيد و از من بترسيد».;
يا مَن خَصَّ نَفسَهُ بِالسُّمُوِّ و الرِّفعَةِ ، و أولِياؤهُ بِعِزِّهِ يَعتَزّونَ ، يا مَن جَعَلَت لَهُ المُلوكُ نِيرَ المَذَلَّةِ عَلى أعناقِهِم فَهُم مِن سَطَواتِهِ خائفونَ .;
اى كسى كه بلند مرتبگى و رفعت را ويژه خود گردانيده و دوستانش به عزّت او عزّتمندند؛ اى كسى كه شهرياران، يوغ مذلّت در برابر او را به گردن خويش افكنده اند و از صولت او ترسانند.;
إنَّ أعفَى النّاسِ مَن عَفا عِندَ قُدرَتِهِ .;
با گذشت ترين مردم، كسى است كه در زمان قدرت داشتن گذشت كند.;
لا يَكمُلُ العَقلُ إلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ ، فقالَ مُعاوِيَةُ ; ما في صُدورِكُم إلاّ شَيءٌ واحِدٌ .;
ـ هنگامى كه نزد معاويه سخن از عقل به ميان آمد ـ فرمود ; عقل به كمال نرسد مگر با پيروى از حق. معاويه گفت; در سينه هاى شما جز يك چيز وجود ندارد.;
دِراسةُ العِلمِ لِقاحُ المَعرِفَةِ، و طولُ التَّجارِبِ زِيادَةٌ فِي العَقلِ .;
فراگيرى دانش، معرفت را بارور مى كند و تجربه هاى زياد، بر خِرد مى افزايد.;
مِن دَلائلِ العالِمِ ; انتِقادُهُ لِحَديثِهِ ، و عِلمُهُ بِحَقائقِ فُنونِ النَّظَرِ .;
از نشانه هاى عالم اين است كه گفتار خود را نقّادى كند و به حقايق فنونِ نظر و انديشه، دانا باشد.;
اِعمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ يَعلَمُ أنَّهُ مَأخوذٌ بِالإجرامِ ، مَجزِيٌّ بِالإحسانِ .;
همانند آن مردى كار كن كه مى داند در برابر گناه مؤاخذه مى شود و در برابر كار نيك پاداش مى گيرد.;
إنَّ أعمالَ هذهِ الاُمَّةِ ما مِن صَباحٍ إلاّ و تُعرَضُ عَلَى اللّه ِ تَعالى .;
هر بامداد اعمال اين امّت بر خداوند متعال عرضه مى شود.;
كانَ مِمَّن ثَبَتَ مَع رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يومَ حُنَينٍ ; العبّاسُ ، و عليٌّ ، و أبو سفيانَ بنُ الحارثِ ، و عَقيلُ بنُ أبي طالبٍ ، و عبدُ اللّه ِ بنُ الزبيرِ بنِ عبدِ المُطَّلِبِ ، و الزبيرُ بنُ العَوّامِ ، و اُسامَةُ بنُ زيدٍ .;
از كسانى كه در جنگ حنين همراه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پايدارى كردند، عباس بود و على و ابو سفيان بن حارث و عقيل بن ابى طالب و عبد اللّه بن زبير بن عبد المطلب و زبير بن عوام و اُسامة بن زيد.;
يا هذا، كُفَّ عنِ الغِيبَةِ؛ فإنّها إدامُ كِلابِ النارِ .;
اى مرد! دست از غيبت بردار؛ زيرا غيبت خورش سگهاى دوزخ است.;
عَمِيتْ عَينٌ لا تَراكَ علَيها رَقيبا ، و خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبدٍ لَم تَجْعَلْ لَهُ مِن حُبِّكَ نَصيبا .;
كور باد چشمى كه تو را بر خود ناظر و نگهبان نبيند و زيانبار باد داد و ستد بنده اى كه از محبّت تو سهمى نداشته باشد.;
ألا إنَّ الحَربَ شَرُّها ذَريعٌ ، و طَعْمُها فَظيعٌ ، فمَن أخَذَ لَها اُهْبَتَها ، و اسْتَعدَّ لَها عُدَّتَها ، و لَم يألَمْ كُلومَها قَبلَ حُلولِها ، فذاكَ صاحِبُها ، و مَن عاجَلَها قَبلَ أوانِ فُرْصَتِها ، و اسْتِبْصارِ سَعيهِ فيها ، فذاكَ قَمِنٌ ألاّ يَنْفَعَ قَومَهُ ، و أنْ يُهْلِكَ نَفْسَهُ .;
بدانيد كه جنگ، شرّش شتابنده است و طعمش زشت و نفرت انگيز؛ پس، هر كس كه خود را براى آن آماده كند و ساز و برگش را فراهم آورد و پيش از فرا رسيدن هنگامه جنگ، پيكر خود را از زخمهاى آن دردمند نكند جنگ را برده است ؛ اما آن كه پيش از رسيدن فرصت و زمان جنگ و آگاه شدن از توانايى جنگى خود به آن مبادرت ورزد مستحق آن است كه سپاهيان خود را سودى نرساند و خويشتن را نيز به نابودى اندازد .;