لا تَتَكَلَّمَنَّ فيما لا يَعنيكَ فإنّي أخافُ علَيكَ الوِزرَ، و لا تَتكَلَّمَنَّ فيما يَعنيكَ حتّى تَرى لِلكلامِ مَوضِعا .;
هرگز سخن بيهوده مگوى؛ زيرا بيم گناه براى تو دارم و سخن سودمند نيز هرگز مگوى، مگر اين كه آن سخن به جا باشد.;
احادیث امام حسین علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
لا تَتَكَلَّمَنَّ فيما لا يَعنيكَ فإنّي أخافُ علَيكَ الوِزرَ، و لا تَتكَلَّمَنَّ فيما يَعنيكَ حتّى تَرى لِلكلامِ مَوضِعا .;
هرگز سخن بيهوده مگوى؛ زيرا بيم گناه براى تو دارم و سخن سودمند نيز هرگز مگوى، مگر اين كه آن سخن به جا باشد.;
الوَفاءُ مُروءَةٌ .;
وفادارى، مردانگى است.;
لا تُمارِيَنَّ حَليما و لا سَفيها ؛ فإنّ الحليمَ يَقلِيكَ و السَّفيهَ يُؤذيكَ .;
هرگز با خردمند و نابخرد مجادله مكن؛ زيرا خردمند دشمنت مى دارد و سفيه آزارت مى رساند.;
لولا السُّجودُ للّه ِ ، و مُجالَسَةُ قَومٍ يَتَلَفَّظونَ طيبَ الكلامِ كما يُتَلفَّظُ طيبُ التَّمرِ ، لَتمَنّيتُ المَوتَ .;
اگر مسأله سجده كردن براى خدا و همنشينى با عدّه اى كه از دهانشان سخنان نيكويى چون خرماى ناب بيرون مى ريزند در ميان نبود، هر آينه تمنّاى مرگ مى كردم.;
إنّي لا أرى المَوتَ إلاّ سَعادَةً ، و لا الحَياةَ معَ الظالِمينَ إلاّ بَرَما .;
راستى كه من مرگ را جز سعادت نمى دانم و زندگى در ميان ستمگران را جز رنج و دلتنگى.;
صاحِبُ الحاجةِ لَم يُكرِمْ وَجهَهُ عن سُؤالِكَ فَأكرِمْ وَجهَكَ عن رَدِّهِ .;
نيازمند با درخواست كردن حرمت خود را نگه نداشته است ، پس تو با نوميد نكردن او آبرو و حرمت خود را نگه دار .;
قالَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ; مَن أدمَنَ إلى المَسجِدِ أصابَ الخِصالَ الثَّمانِيَةَ ; آيَةً مُحكَمَةً ، أو فَريضَةً مُستَعمَلَةً ، أو سُنَّةً قائمةً ، أو عِلما مُستَطرَفا ، أو أخا مُستَفادا ، أو كَلِمَةً تَدُلُّهُ على هُدىً أو تَرُدُّهُ عن رَدىً ، و تَركَ الذَّنبِ خَشيَةً أو حَياءً .;
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود ; هر كه پيوسته به مسجد رود، به هشت چيز دست يابد ; آيتى محكم ، يا فريضه اى عمل شده، يا سنّتى جارى [از معصومان]، يا دانشى تازه ، يا برادرى كه به دست آورده، يا سخنى كه او را هدايت كند، يا از هلاكت برهاندش و گناه را از سر ترس يا شرم ترك گويد .;
أخرَبتَ دارَكَ و عَمَّرتَ دارَ غَيرِكَ ، غَرَّكَ مَن في الأرضِ ، و مَقَتَكَ مَن في السماءِ .;
خانه خودت را ويران كردى و خانه ديگران را آباد ساختى . كسى كه در زمين است تو را فريفت و آن كه در آسمان است از تو سخت متنفّر شد .;
لا تَأذَنُوا لأِحَدٍ حتّى يُسَلِّمَ .;
به هيچ كس اجازه [ورود به منزل خود را] ندهيد تا وقتى كه سلام كند .;
إحشاشُ العَشِيرَةِ ، و احتِمالُ الجَرِيرَةِ .;
كمك كردن به عشيره و به دوش كشيدن خسارتها و جرايم آنها .;
مُجالَسَةُ أهلِ الدَّناءَةِ شَرٌّ .;
همنشينى با فرومايگان بدى است .;
اللّهُمّ اجعَلْني أخشاكَ كَأنّي أراكَ ، و أسعِدْني بتَقواكَ ، و لا تُشقِني بِمَعصِيَتِكَ .;
بار خدايا! كارى كن كه از تو چنان بترسم كه گويى مى بينمت، و با تقوا و ترس از خودت خوش بختم گردان، و با معصيت و نا فرمانيت شور بختم مكن .;
إنّي لا أرَى المَوتَ إلاّ سعادَةً ، و لاَ الحياةَ مَع الظالِمينَ إلاّ بَرَما .;
من مرگ را چيزى جز سعادت و زندگى در كنار ستمگران را چيزى جز ملالت نمى دانم .;
سَمِعتُ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يقولُ ; اِبدَأْ بِمَن تَعُولُ ; اُمَّكَ و أباكَ و اُختَكَ و أخاكَ ، ثُمّ أدناكَ فَأدناكَ .;
از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد ; از خانواده ات شروع كن ; مادرت ، پدرت ، خواهرت و برادرت ؛ سپس به كسانى كه در مرتبه بعد و بعدتر قرار دارند [صدقه بده] .;
لِيَجِدَ الغَنيُّ مَسَّ الجُوعِ، فَيَعُودَ بِالفَضلِ على المَساكينِ .;
تا توانگر رنج گرسنگى را بچشد و در نتيجه ، به مستمندان رسيدگى و بخشش كند .;
مَن عَبَدَ اللّه َ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللّه ُ فَوقَ أمانيهِ و كِفايَتِهِ .;
هر كه خدا را چنان كه حق عبادت اوست عبادت كند، خداوند برتر از آرزوها و بيشتر از حدّ كفايتش به او عطا فرمايد .;
إيّاكَ و ما تَعتَذِرُ مِنهُ ؛ فإنَّ المُؤمِنَ لا يُسيءُ و لا يَعتَذِرُ ، و المُنافِقَ كُلَّ يَومٍ يُسيءُ و يَعتَذِرُ .;
زنهار از كارى كه از آن پوزش بخواهى؛ زيرا مؤمن نه بدى مى كند و نه پوزش مى خواهد و منافق هر روز بدى مى كند و پوزش مى طلبد.;
رُبَّ ذَنبٍ أحسَنُ مِن الاعتِذارِ مِنهُ .;
بسا گناهى كه عذرش بدتر از خود آن گناه است .;
دِراسَةُ العِلمِ لِقاحُ المَعرِفةِ .;
تحصيل دانش، سبب بارورى شناخت است.;
«لَم يَلِدْ» ـ ; لَم يَخرُجْ مِنهُ شَيءٌ كَثيفٌ كَالوَلَدِ و سائرِ الأشياءِ الكَثيفَةِ الّتي تَخرُجُ مِنَ المَخلوقينَ ، و لا شَيءٌ لَطيفٌ كَالنَّفَسِ ، و لا يَتَشَعَّبُ مِنهُ البَدَواتُ كَالسِّنَةِ و النَّومِ ··· «و لَم يُولَدْ» ; لَم يَتَوَلَّدْ مِن شَيءٍ و لَم يَخرُجْ مِن شَيءٍ كَما يَخرُجُ الأشياءُ الكَثيفَةُ مِن عَناصِرِها ··· و لا كَما يَخرُجُ الأشياءُ اللَّطيفَةُ مِن مَراكِزِها كالبَصَرِ مِنَ العَينِ .;
نه موجود مادّى و جسمانى مانند فرزند از او پديد آمده است و نه ديگر اشياى جسمانى كه از آفريدگان پديد مى آيد و نه موجود لطيف و روحانى مانند نفْس و نه حالاتى چون چُرت زدن و خوابيدن از او سر مى زند··· [و آيه] «و نه زاده شده است» [يعنى] او از هيچ چيز زاده نشده و از چيزى بر نيامده است آن گونه كه اشياى مادّى و جسمانى از عناصر خود پديد مى آيند··· و نه آن گونه كه اشياى لطيف از كانونهايشان بيرون مى آيند؛ مانند بينايى از چشم.;