قالَ الْحُسَيْنُ عليه السلام لِلحُرِّ بنِ يَزيد
لَيْسَ شَأْنى شَأْنَ مَنْ يَخافُ الْمَوْتَ، ما اَهْوَنَ الْمَوْتُ عَلى سَبيلِ نَيْلِ الْعِزِّ وَ إِحْياءِ الْحَقِّ... اَفَبِالْمَوْتِ تُخَوِّفُنى؟ هَيْهاتَ طاشَ سَهْمُكَ وَ خابَ ظَنُّكَ، لَسْتُ اَخافُ الْمَوْتَ، إِنَّ نَفْسى لَأَكْبَرُ مِنْ ذلِك وَ هِمَّتى لَأَعْلى مِنْ أَنْ أَحْمِلَ الضَّيْمَ خَوْفاً مِنَ الْمَوْتِ وَ هَلْ تَقْدِرُون عَلى اَكْثَرَ مِنْ قَتْلى؟ ;
امام حسين عليه السلام به حرّ فرمود
من آن نيستم كه از مرگ بترسم، هر مرگى در راه رسيدن به عزّت و احياى حق چه آسان است!... آيا مرا از مرگ مى ترسانى؟ هيهات كه تيرت به خطا رفت و پندارت ناكام ماند، من از مرگ نمى هراسم، روحم برتر و همّتم والاتر از آن است كه از بيم مرگ زير بار ستم بروم، آيا شما به بيشتر از كشتن من توان داريد؟ مرگ اگر مرد است، گو نزد من آى تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ من از او عمرى بگيرم جاودان او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ;
احقاق الحق 11: 601 موسوعة كلمات الامام الحسين: 360
قـالَ الحُسَينُ عليه السلام
مِثْلى لايُبايِعُ لِمِثْلِهِ وَلكِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ وَنَنْتَظِرُ وَتَنْتَظِرُونَ أَيُّنا أَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَيْعَةِ. ;
امام حسين عليه السلام در جواب درخواست بيعت با يزيد فرمود
شخصى مثل من هرگز با كسى مثل او (يزيد) بيعت نمى كند، لكن ما و شما فردا كنيم و ببينيم كه كدام يك از ما به خلافت و بيعت شايسته تر است. والى مدينه، پس از مرگ معاويه، در پى نامه اى كه از يزيد دريافت كرد، مى خواست به زور از امام حسين عليه السلام بيعت بگيرد. سيدالشهدا عليه السلام به عنوان حجت خدا و امام معصوم، خلافت و رهبرى جامعه را حق الهى خود مى دانست و زير بار آن بيعت نرفت و سخنش آن بود كه ديگران بايد با آن حضرت بيعت كنند و او را خليفه پيامبر بدانند، نه آنكه امام، با كسانى همچون يزيد كه غرق در فساد و ظلم و گناه بودند، بيعت كند!;
فتوح ابن اعثم ج 5، ص 14
قـالَ الحُسَينُ عليه السلام
أَلا وَإنَّ الدَّعِيَ ابْنَ الدَّعِىِّ قَدْ تَرَكَنى بَيْنَ السِّلَّة وَالذِّلَّةِ وَهَيْهاتَ لَهُ ذلِكَ مِنّي، هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ. ;
امام حسين عليه السلام فرمود
آگاه باشيد كه زنازاده فرزند زنازاده (ابن زياد) مرا بين شمشير آخته و ذلّت مخيّر كرده است. دور باد براى او تسليم شدن از سوى ما، زير بار ذلّت و خوارى رفتن از ما دور است. گر جز به كشتنم نشود دين حق بلند اى تيغ ها بياييد، بر فرق من فرود بر ما گمان بردگىِ زور برده اند اى مرگ! همّتى كه نخواهيم اين قيود ابن زياد كه والى كوفه و گماشته يزيد بود، وقتى سيدالشهدا عليه السلام به سرزمين كربلا رسيد، از آن حضرت خواست كه با يزيد بيعت كند، يا آماده جنگ باشد. امام، راه دوّم را برگزيد و تا آخرين قطره خون جنگيد، ولى زير بار ذلّت حكومت آن فرومايگان ظالم نرفت و اين درسى براى همه امت اسلام بود كه; «مرگ شرافتمندانه، بهتر از زندگى همراه با ذلّت است».;
احتجاج طبرسى ص 336
قـالَ الحُسَينُ عليه السلام
ما كُنّا نَعْرِفُ الْمُنافِقينَ عَلى عَهْدِ رَسُولِ اللّهِ صلي الله عليه و آله إلّا بِبُغْضِهِمْ عَلِيّا وَوُلْدَهُ عليهم السلام. ;
امام حسين عليه السلام فرمود
ما در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله منافقين را جز به سبب دشمنى آنان با على و اولادش نمى شناختيم. در حديث پيامبر آمده است; «يا على! جز مؤمن تو را دوست نمى دارد و جز منافق كسى دشمن تو نمى شود». از اين رو حبّ و بغض نسبت به امام على عليه السلام و فرزندان پاك او يك معيار و شاخص براى شناخت افراد مؤمن و منافق بود. على عليه السلام و اولاد معصوم آن حضرت، تجسّم حق و ايمان بودند. كسانى كه با آنان دشمنى مى ورزيدند، بهره اى از اسلام نداشتند و اگر هم در ميان مؤمنان بودند، حركتى منافقانه داشتند و على رغم اسلام ظاهرى، در دلشان نفاق بود.;
عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 72
قالَ عَلىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهماالسلام
لَأَنْ أدْخُلَ السُّوقَ وَمَعى دِرْهَمٌ أَبْتاعُ بِهِ لَحْما لِعِيالى وَقَدْ قَرَمُوا اِلَيْهِ أَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسِمَةً. ;
امام على بن الحسين عليهماالسلامفرمود
اينكه وارد بازار شوم و همراهم درهمى باشد كه با آن براى خانواده ام گوشتى بخرم كه به آن اشتياق دارند، براى من محبوبتر است از اينكه فردى را آزاد كنم. كسى كه مسؤوليت خانواده اى را بر عهده مى گيرد، بايد در حدّ توان مالى به آنان وسعت دهد و نيازهايشان را برآورده كند، تا احساس كمبود نكنند. رسيدگى به خانواده و تأمين خواسته هاى آنان در حدّ معقول و متعادل، وظيفه مردِ خانه است و خدا هم به چنين كسانى اجر و ثواب عطا مى كند. در حديث است; كسى كه ثروت دارد، ولى به خانواده و فرزندانش نمى رسد، آنان آرزوى مرگ او را خواهند داشت.;
وسائل الشيعة، ج 15، ص 251، ح 6.
عَن الْحَسَنِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ أَبى حَمْزَةَ، عَنْ أَبيهِ قالَ
رَأَيْتُ أَبَاالْحَسَنِ عليه السلام يَعْمَلُ فى أَرْضٍ قَدِ اسْتَنْقَعَتْ قَدَماهُ فى الْعَرَقِ، فَقُلْتُ; جُعِلْتُ فِداكَ أَيْنَ الرِّجالُ؟ فَقالَ; يا عَلِىُّ قَدْ عَمِلَ بِالْيَدِ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنّى فى أَرْضِهِ وَ مِنْ أَبى فَقُلْتُ; رَسُولُ اللّه ُ صلي الله عليه و آله وَ أَميرُالْمُومِنينَ وَ ابائى عليهم السلامكُلُّهُمْ كانَوا قَدْ عَمِلوُا بِأَيْديهِمْ و هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبييّنَ وَ الْمُرْسَلينَ و الْأَوْصِياءِ وَالصّالِحينَ. ;
حسين بن على بن أبى حمزه از پدرش نقل كرده
امام هفتم عليه السلام را در مزرعه اى ديدم كه كار مى كرد و پاهايش [از شدّت كار] خيس عرق بود، عرض كردم، فدايت شوم، كارگران كجا هستند؟ فرمود; اى على! آنان كه بهتر از من و پدرم بودند با دست خود كار كرده اند. عرض كردم; آنان چه كسانى بودند؟ فرمود; پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و اميرمؤمنان و پدرانم عليهماالسلام همگى با دست مبارك خود كار مى كردند، و كار كردن از روش پيامبران و جانشينان آنان و افراد صالح مى باشد.;
بحارالانوار، 48: 115 ح 27
قالَ الحُسَينُ عليه السلام
فى القائِمِ مِنّا سُنَنٌ مِنَ الاَْنْبِياءِ ... فَاَمّا مِنْ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمْرِ وَ أَمّا مِنْ اِبْراهيمَ فَخِفاءُ الْوِلادَةِ وَ اعْتِزالُ النّاسِ وَ اَمّا مِنْ مُوسى فَالْخَوفُ وَ الْغيبَةُ وَ أَمّا مِن عيسى فَاخْتِلافُ النّاسِ فيهِ وَ أَمّا مِنْ اَيُّوبَ فَالْفَرَجُ بَعْدَ الْبَلْوى وَ أَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ فَالْخُرُوجُ بِالسَّيْفِ. ;
امام حسين عليه السلام فرمود
در قائم ما سنّتها و ويژگيهايى از پيامبران وجود دارد; از نوح عليه السلام عمر طولانى، از ابراهيم عليه السلام مخفى بودن ولادت و دورى گزينى از مردم، از موسى عليه السلام ترس و غيبت، از عيسى عليه السلام اختلاف مردم درباره او، از ايوب عليه السلام گشايش پس از گرفتاريها، و از محمّد عليه السلام قيام با شمشير. وقتى وجود او عصاره همه حجت هاى الهى در طول تاريخ باشد، اين شباهت به پيامبران بزرگ نيز بخشى از آن است و اهداف پيامبران را تعقيب خواهد كرد.;
كشف الغمة، ج 3، ص 329.
قـالَ الحُسينُ عليه السلام
صاحِبُ الاَْمْرِ يَضَعُ سَيْفَهُ عَلى عاتِقِهِ ثَـمانيَةَ اَشـْهُرٍ. ;
امام حسين عليه السلام فرمود
صاحب الامر شمشيرش را به مدت هشت ماه بر شانه خويش مى گذارد (و به نبردى پيوسته مى پردازد). طبق اين حديث، مدّت نبردهاى او تا استقرار كامل حكومت، هشت ماه است. در احاديثى مدّت متفاوتى با اين مدّت هم نقل شده است.;
كمال الدين، ص 318، روايت 5.
فى حَديثِ الْمِعْراجِ قالَ اللّهُ تَعالى بَعْدَ ذِكْرِ مَقْتَلِ الْحُسَينِ عليه السلام
ثُمَّ اُخْرِجُ مِنْ صُلْبِهِ ذَكَرا اَنْتَصِرُ لَهُ بِهِ ... يَمْلاَ? الاَْرْضَ بِالْعَدْلِ وَ يُطَبِّقُها بِالْقِسْطِ يَسيرُ مَعَهُ الرُّعْبُ يَقْتُلُ حَتّى يُشَكَّ فيهِ. ;
در حديث معراج، خداوند پس از بازگويى شهادت امام حسين عليه السلام براى پيامبر فرمود
سپس از نسل او مردى را برانگيزم كه انتقام او را بگيرد ... زمين را لبريز از عدالت و سرشار از قسط نمايد، ترس و بيم همراه او به پيش تازد، آن قدر بكشد كه درباره ا و به شك و ترديد بيفتند. رعب و وحشتى كه از آن موعود عدالت گستر در دل طغيانگران و ظالمان پيش خواهد، عجيب است. او آن قدر از ستمگران مى كشد كه برخى در او شك مى كنند و او را خشونت طلب مى پندارند!;
كامل الزيارات، ص 332.
عَنْ الْحُسَيْنِ عليه السلام
أللّهُمَّ إنّكَ تَعْلَمُ إنَّهُ لَمْ يَكُنْ ما كانَ مِنّا تَنافُسا فى سُلْطانٍ وَ لاَ الْتِماسا مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنْ لِنَرُدَّ المَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَ نُظْهِرَ الاْءصلاحَ فى بِلادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أحْكامِكَ. ;
امام حسين عليه السلام فرمود
خداوندا! تو آگاهى كه آنچه به دست ما صورت گرفت نه به طمع پادشاهى و جاه بود، نه به طلب ثروت و مال، بلكه ما خواستيم تا نشانه هاى راه دينت را ارائه دهيم، و در شهرهاى تو اصلاح را آشكار كنيم، باشد كه بندگان مظلوم تو روى آسايش و امنيت ببينند و آسوده خاطر به طاعت تو برخيزند و فرائض و سنتهاى تو عملى گردد. نگاه امامان به مسأله حكومت، نگاه ابزارى بود. حكومت براى آنان ارزش ذاتى و استقلالى نداشت، بلكه مى خواستند در سايه به دست گرفتن قدرت اجرايى، احكام خدا را در جامعه عملى كنند. اين، رمز قيام حسينى بر ضدّ حكومت بنى اميّه بود.;
تحف العقول : 168
قالَ الْحُسَيْنُ عليه السلام لِلْأعْرابىِّ
يا أعْرابىُّ نَحْنُ قَوْمٌ لانُعْطِى الْمَعْرُوفَ اِلاّ عـَلى قَدْرِ الْمـَعْرِفَةِ. ;
امام حسين عليه السلام به باديه نشين سائل فرمود
اى اعرابى! ما خاندانى هستيم كه بخشش نمى كنيم مگر به اندازه معرفت اشخاص.;
موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام : 765
عَنِ الْحُسَيْنِ عليه السلام قالَ
ما عَـدَوْنا سُنَّةَ رَسُـولِ اللّه ِ فىبَناتِهِ وَ نِسائِهِ وَ أهْلِ بَيْتِهِ وَ هُـوَ ثِنْـتا عَشْرَةَ أوْقِـيَـةً يَكُونُ أرْبَعَمَاةَ وَ ثَمانَينَ دِرْهَما. ;
از امام حسين عليه السلام آمده است.
ما از سنت و روش پيامبر در مورد (مهريه) دختران و زنانش و خاندانش پا فراتر نمى گذاريم و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله دوازده اوقيه است كه برابر چهار صد و هشتاد درهم است. آنان كه در ازدواج، مهريه هاى سنگين قرار مى دهند، گويا دختر خود را مى فروشند! ازدواج هر چه ساده تر برگزار شود و مهريّه هر چه سبك تر و به مهريه خاندان رسالت نزديك تر باشد، زودتر خانواده ها شكل مى گيرد و جوانان از مفاسد اجتماعى رها مى شوند. بايد فرهنگ جامعه را به سمت آسان گرفتن امر ازدواج سوق داد تا اين سنت دينى رواج بيشترى پيدا كند.;
موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام:243
قالَ الإمام الحسينُ عليه السلام
إنَّ الْأمْرَ بِالْمَعْروفِ وَالنَّهىَ عَنِ الْمُنْكَرِ; دُعَاء إلَى الاْءسْلامِ مَعَ رَدِّ الْمَظالِمِ وَ مُخَالِفَةِ الظالِمِ وَ قِسْمَة الفَيءِ وَ الْغَنائِمِ وَ أخْذ الصّدَقاتِ مِنْ مَواضِعِهَا وَ وَضْعَها في حَقَّها. ;
امام حسين عليه السلام فرمود
امر به معروف و نهى از منكر، آن است كه; كافران را به اسلام دعوت كنى؛ حقوق ستمديدگان را بازستانى؛ با ستمگر به مخالفت برخيزى؛ غنيمت ها و بيت المال را عادلانه بين اهل اش قسمت كنى؛ زكات را از آنجا كه بايد، بگيرى و در آنجا كه بايد، مصرف كنى.;
تحف العقول، ص 270.
قالَ الصّـادقُ عليه السلام
... ما كانَ مِنْ هذا اَشَدَّ فَالثَّوابُ فيهِ عَلى قَدْرِ الْخَوْفِ، وَ مَنْ خافَ فى اِتْيانِهِ آمَنَ اللّهُ رَوْعَتَهُ يَوْمَ يَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ. ;
امـام صـادق عليه السلام به يكى از اصـحابش به نام «محـمد بن مسـلم» كه با تـرس و دلـهره به زيـارت قـبر اباعبداللّه الحسين عليه السلام مى رفت، فرمود
هرچه اين مسأله دشوارتر و پرمخاطره تر باشد، پاداش در آن زيارت نيز به اندازه آن هراس است و هر كس در راه رفتن به زيارت آن حضرت، بيمناك شود، خداوند در روز قيامت كه همه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان حضور مى يابند، او را از ترس و بيم، ايمن مى سازد.;
وسائل الشيعه، ج 10، ص 357.
قالَ رَسُـولُ اللّه صلي الله عليه و آله
مَنْ زارَهُ فَقَدْ زارَنى وَ مَنْ زارَنى فَكَأَنَّما زارَاللّهَ وَ حَقٌّ عَلَى اللّهِ اَنْ لا يُعَذِّبَهُ بِالنّارِ. ;
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله درباره شهادت حسين عليه السلام و زيارت قبر آن حضرت به ابن عبّاس فرمود
هر كس او را زيارت كند، مرا زيارت كرده است و هر كه مرا ديدار كند، گويى خدا را زيارت كرده است و بر خداوند است كه او را به آتش دوزخ عذاب نكند.;
وسائل الشيعه، ج 10، ص 352.
قالَتْ فاطِمَةُ بِنْتُ الْحُسَيْنِ
لَمَّا اشْتَدَّتْ عِلَّةُ فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللّهِ صلي الله عليه و آلهوَغَلَبَها، اِجْتَمَعَ عِنْدَها نِساءُ الْمُهاجِرينَ وَ الاَْنصارِ، فَقُلْنَ لَها; يا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ; كَيْفَ اَصْبَحْتِ عَنْ عِلَّتِكِ؟ فَقالَتْ عليهاالسلام ;
فاطمه دختر امام حسين عليه السلام مى گويد
زمانى كه بيمارى حضرت فاطمه عليهاالسلام دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله شدّت پيدا كرد زنهاى مهاجر و انصار به عيادتش آمدند و گفتند; اى دختر رسول با اين بيمارى چگونه صبح كردى؟ حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود; به خدا قسم، صبح كردم در حالى كه نسبت به دنياى شما بد بينم، و نسبت به مردان شما خشمناكم، پيش از آنكه آنان را آزمايش كنم بيرونشان انداختم، و بعد از آنكه در آنان دقيق شدم و آزمودم با آنان دشمن شدم.;
معانى الاخبار، ص 354 .
قيلَ لِلْحُسَيْنِ بِنْ عَلىٍّ عليهماالسلام
كَـيْفَ اَصْبَـحْتَ يا ابْنَ رَسُـولِ اللّهِ صلي الله عليه و آله فَقالَ; اَصْبَـحْتُ وَلِىَ رَبٌّ فَوْقى، وَ النّـارُ اَمـامى، وَالْمَـوْتُ يَطْلُبُنى، وَالْحِسابُ مُحـْدِقٌ بى وَ اَنَامُـرْتَهِنٌ بِعَـمَلى، لا اَجِـدُ ما اُحِبُّ، وَ لا اَدْفَـعُ مـا أَكْرَهُ، وَ الاُْمُـورُ بِيَـدِ غَيْرى، فَاِنْ شـاءَ عَـذَّبَنى، وَ اِنْ شـاءَ عَفـا، فَـأىُّ فَقيـرٍ اَفْقـَرُ مِـنّى. ;
به امام حسين عليه السلام گفته شد
اى فرزند رسولخدا چگونه صبح كردى؟ فرمود; صبح كردم در حالى كه من پروردگارى دارم كه بالاى سرم است و آتش (جهنم) پيش رويم، و مرگ در جستجوى من است و حساب مرا احاطه كرده و من در گرو عمل خودم هستم، آنچه را دوست دارم نمى يابم و آنچه را دوست ندارم از خودم دور نمى كنم، كارها دست ديگرى (يعنى خدا) است چنانچه بخواهد عذابم مى كند و اگر مايل باشد مى بخشد. پس چه كسى از من نيازمندتر است؟;
بحارالأنوار، ج 76، ص 15 .
قالَ لَهُ (اَلْحُسَيْنِ عليه السلام) رَجُلٌ اِبْتِداءً
كَيْفَ اَنْتَ عافاكَ اللّهُ؟ فَقالَ; اَلسَّلامُ قَبْلَ اَلْكَلامِ عافاكَ اللّهُ، ثُمَّ قالَ عليه السلام; لاتَأْذِنُوا لاَِحَدٍ حَتّى يُسَلِّمَ. ;
مردى در شروع سخن به امام حسين عليه السلام گفت
حال شما چطور است؟ خدا به شما عافيت دهد. امام عليه السلام فرمود; سـلام قبـل از گفــتار اسـت، خدا به تو عافيت دهد، سپس فرمود; اجازه ندهيد به كسى (سخن بگويد) تا اينكه سلام كند.;
موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام، ص 750، حديث 913 .
قَالَ لَهُ (الْحُسَيْنُ) عليه السلامرَجُلٌ اِبتِداءً
كَيْفَ اَنْتَ عافاكَ اللّهُ؟ فَقالَ عليه السلام لَهُ; اَلسَّلامُ قَبْلَ الكَلامِ عافاكَ اللّهُ، ثُمَّ قالَ عليه السلام ; لاتَأذَنُوا لاَِحَدٍ حتّى يُسَلِّمَ. ;
مردى به آن حضرت (امام حسين) عليه السلام گفت
چطوريد؟ خدا بشما عافيت دهد. امام فرمود; اوّل سلام بعد سخن، خدايت عافيت دهد، سپس فرمود; تا كسى سلام نكند اجازه ورود (يا سخن) ندهيد.;
تحف العقول 246، موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام 750/913 .
قالَ رَجُلٌ لِلْحُسَينِ بنِ عَلِىٍّ عليهماالسلام
يَا ابْنَ رَسُولِ اللّه ِ اِنّا مِنْ شيعَتِكُمْ، قالَ عليه السلام; اِتَّقِ اللّه َ! وَ لا تَدَّعِينَ شَيْئا يَقُولُ اللّه ُ لَكَ «كَذِبْتَ وَ فَجَرْتَ فى دَعْواكَ». إنَّ شيعَتَنا مَنْ سَلُمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَ دَغَلٍ. وَلكِنْ قُلْ أنَا مِنْ مَواليكُمْ وَ مُحِبُّكُمْ. ;
مردى به امام حسين عليه السلامگفت
من، شيعه شما هستم. امام فرمود; تقوا داشته باش! چيزى نگو كه خدا بگويد «دروغ گفتى و در ادعايت، گمراهى به خرج دادى». شيعه ما، كسى است كه قلبش از هر گونه شائبه و دغلكارى، پاك باشد. بنابراين، بگو; من، از دوستان و علاقه مندان شما هستم.;
بحارالانوار 68: 156.
- 1
- 2
- ...
- 10(current)
- ...
- 14
- 15