ـ لَمّا سَألَهُ أبوهُ عليه السلام عَنِ العَقلِ ـ : حِفظُ قَلبِكَ ما استَودَعتَهُ .
ـ در پاسخ به سؤال پدر بزرگوارش از او كه خرد چيست؟ ـ فرمود : اين كه دلت آنچه را به او مى سپارى، نگه دارد.
احادیث امام حسن علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
ـ لَمّا سَألَهُ أبوهُ عليه السلام عَنِ العَقلِ ـ : حِفظُ قَلبِكَ ما استَودَعتَهُ .
ـ در پاسخ به سؤال پدر بزرگوارش از او كه خرد چيست؟ ـ فرمود : اين كه دلت آنچه را به او مى سپارى، نگه دارد.
ـ لَمّا سُئلَ عَنِ العَقلِ ـ : التَّجَرُّعُلِلغُصَّةِ حَتّى تَنالَ الفُرصَةَ .
ـ در پاسخ به اين سؤال كه خرد چيست؟ ـ فرمود : جام اندوه را جرعه جرعه نوشيدن تا به دست آمدن فرصت.
بِالعَقلِ تُدرَكُ الدّارانِ جَميعا ، ومَن حُرِمَ مِنَ العَقلِ حُرِمَهُما جَميعا .
با خرد است كه هر دو سراى به دست مى آيد و هر كه از خرد محروم باشد از هر دو سراى محروم شود.
صاحِبِ النّاسَ مِثلَ ما تُحِبُ أن يُصاحِبوكَ بِهِ .
با مردم آن گونه رفتار كن كه دوست دارى با تو رفتار كنند.
المَصائبُ مَفاتيحُ الأجرِ .
مصيبتها ، كليدهاى اجرند .
نِعمَ العَونُ الصَّمتُ في مَواطِنَ كثيرَهٍ وإن كُنتَ فَصِيحا .
در بسيارى جاها ، خاموشى،ياورى نيكو است ؛ هرچند سخنور باشى .
قد أكثَرَ مِن الهَيبَةِ الصّامِتُ .
آدم خموش ، پر هيبت است .
ـ في جَوابِ رَجُلٍ قالَ لَهُ : إنّيمِن شِيعَتِكُم ـ : يا عبدَ اللّه ِ ، إن كُنتَ لَنا في أوامِرِنا وزَواجِرِنا مُطِيعا فقد صَدَقتَ ، وإن كُنتَ بخِلافِ ذلكَ فلا تَزِدْ في ذُنوبِكَ بدَعواكَ مَرتَبةً شَرِيفَةً لَستَ مِن أهلِها ، لا تَقُلْ : أنا مِن شِيعَتِكُم ، ولكن قُل : أنا مِن مُوالِيكُم ومُحِبِّيكُم ومُعادِي أعدائكُم ، وأنتَ في خَيرٍ وإلى خَيرٍ .
ـ در جواب مردى كه عرض كرد : من از شيعيان شما هستم ـ فرمود : اى بنده خدا! اگر مطيع اوامر و نواهى ما باشى ، راست مى گويى ولى اگر چنين نباشى پس با ادعاى چنين منزلت والايى كه اهلش نيستى ، بر گناهانت ميفزاى . مگو : من از شيعيان شما هستم ، بلكه بگو : من از دوستداران شما و دشمن دشمنان شما هستم . در اين صورت، تو آدم خوبى هستى وبه خوبى گرايش دارى.
اللُّؤمُ أن لا تَشكُرَ النِّعمَةَ .
پستى اين است كه سپاسگزار نعمت نباشى .
ـ وقد سُئلَ عنِ الشَّجاعةِ ـ : مُواقَفَةُ الأقرانِ ، والصَّبرُ عِندَ الطِّعانِ .
ـ در پاسخ به اين سؤال كه شجاعت چيست ؟ ـ فرمود : ايستادگى در برابر هماوردان ، و پايدارى در نبرد .
الإعطاءُ قَبلَ السُّؤالِ مِن أكبَرِ السُّؤدُدِ .
بخشيدن پيش از طلب كردن [كسى ]از بزرگترين سرورى هاست .
إنّ المسألَةَ لا تَحِلُّ إلّا فيإحدى ثلاثٍ : دَمٍ مُفجِعٍ ، أو دَينٍ مُقرِحٍ ، أو فَقرٍ مُدقِعٍ .
درخواست كردن روا نيست، مگر در يكى از اين سه جا: خونبهاى سنگين ، يا بدهكارى توانفرسا ، يا فقر كُشنده .
ـ لرجل جاءَ إلَيهِ يَستَشِيرُهُ في تَزويجِ ابنَتِهِ ـ : زَوِّجْها مِن رَجُلٍ تَقِيٍّ ، فإنّهُ إن أحَبَّها أكرَمَها وإن أبغَضَها لَم يَظلِمْها .
ـ به مردى كه با ايشان درباره ازدواج دختر خود مشورت كرد ـ فرمود : او را به مردى باتقوا شوهر ده ؛ زيرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد گرامى اش مى دارد و اگر دوستش نداشته باشد به وى ستم نمى كند .
ما نَقَصَتْ زكاةٌ مِن مالٍ قَطُّ .
زكات ، هيچگاه از ثروت نمى كاهد .
أنا الضّامِنُ لِمَن لا يَهجِسُ في قَلبِهِ إلّا الرِّضا أن يَدعُوَ اللّه َ فَيُستَجابَ لَهُ .
من براى كسى كه جز خشنودى [از خدا ]در دلش خطور نكند ، ضمانت مى كنم كه دعا كند و دعايش مستجاب شود .
كيفَ يكونُ المؤمنُ مؤمنا وهو يَسخَطُ قِسمَهُ ويُحَقِّرُ مَنزِلَتَهُ والحاكِمُ علَيهِ اللّه ُ ؟!
مؤمنى كه از قسمت خود ناخشنود باشد و وضعيت خود را ناچيز شمارد در حالى كه حاكم بر او (تعيين كننده سرنوشتش) خداست ، چگونه مى تواند مؤمن باشد (ادّعاى ايمان كند)؟!
مَنِ اتَّكَلَ على حُسنِ الاختِيارِ مِنَ اللّه ِ ، لَم يَتَمَنَّ أ نّهُ في غَيرِ الحالِ التي اختارَها اللّه ُ لَهُ .
هركه به حُسن انتخاب خداوند تكيه كند ، جز آن وضعى را كه خدا برايش برگزيده است، آرزوى داشتن وضعى ديگر نكند .
مَن قَرَأ القرآنَ كانَت لَهُ دعوةٌ مُجابةٌ إمّا مُعَجَّلَةً و إمّا مُؤَجَّلةً .
كسى كه قرآن بخواند دعايى مستجاب دارد ، زود يا دير .
أنا الضَّامِنُ لِمَن لَم يَهجُسْ في قلبِهِ إلّا الرّضا أن يَدعُوَ اللّه َ فَيُستَجابَ لَهُ .
كسى كه در دلش هوايى جز خشنودى [خدا] نگذرد، من ضمانت مى كنم كه خداوند دعايش را مستجاب كند .
ما فَتَحَ اللّه ُ عزّوجلّ على أحدٍ بابَ مسألةٍ فَخَزنَ عَنهُ بابَ الإجابةِ .
خداوند عز و جل باب مسئلت (دعا) را به روى هيچ كس نگشود، كه باب اجابت را به روى او بسته باشد .