امیرالمومنین علی علیه السلام

امیرالمومنین علی علیه السلام

عنه عليه السلام
زَعَمَ ابنُ النّابِغَةِ أنّي تَلْعابةٌ تِمْزاحَةٌ ذو دُعابَةٍ ، اُعافِسُ و اُمارِسُ ، هَيْهاتَ! يَمْنَعُني مِن ذاكَ خَوفُ الموتِ و ذِكرُ البَعثِ و الحِسابِ .;
امام على عليه السلام
پسر نابغه (عمرو عاص) گفته است كه من آدمى مزّاح و بسيار شوخ و بذله گويم و دست و پنجه نرم مى كنم ولى گويى به بازى . هيهات! ترس از مرگ و ياد قيامت و حسابرسى ، مرا از اين كارها باز مى دارد.;
نهج السعادة : 2 / 87 .

عنه عليه السلام ـ من خُطبةٍ لهُ في اليومِ الثّاني مِن بَيعَتِه ـ
إنّما أنا رجُلٌ مِنكُم، لي ما لَكُم، و علَيَّ ما علَيكُم .;
امام على عليه السلام ـ در خطبه اى كه روز دوم خلافتش ايراد كرد ـ فرمود
من هم، يكى از شما هستم. هر حقّى كه براى شماست، براى من نيز هست و هر وظيفه اى بر عهده شماست، بر عهده من نيز هست.;
شرح نهج البلاغة : 7 / 36 .

عنه عليه السلام
ما ضَلَلتُ و لا ضُلَّ بي ، و ما نَسِيتُ ما عُهِدَ إليّ، و إنّي لَعلى بيّنةٍ مِن ربّي بَيَّنها لِنَبيِّهِ صلى الله عليه و آله و بَيَّنها لي ، و إنّي لَعلَى الطّريقِ .;
امام على عليه السلام
گمراه نشدم و كسى را گمراه نكردم. آنچه به من سفارش شد از ياد نبردم. من از طرف پروردگار خود بيّنه اى دارم كه آن را براى پيامبرش روشن ساخت و براى من تبيين نمود. من در راه [راست ]هستم.;
كنز العمّال : 36499 .

عنه عليه السلام
إنّما مَثَلي بينَكُم كالسِّراجِ في الظُّلمَةِ ، يَستَضيءُ بها مَن وَلَجَها .;
امام على عليه السلام
همانا حكايت من در ميان شما همچون چراغ در تاريكى است كه هر كس به حريم آن درآيد از نور آن روشنايى مى گيرد.;
غرر الحكم : 3883 .

عنه عليه السلام ـ أنَّه كانَ يقولُ ـ
ما للّه ِ عزّ و جلّ آيةٌ هِي أكبرُ مِنّي ، و لا للّه ِ مِن نبأٍ أعْظَمُ مِنّي .;
امام على عليه السلام ـ همواره ـ مى فرمود
خداوند عزّ و جلّ را آيتى بزرگتر از من و «نبأ»ى «عظيم»تر از من نيست.;
الكافي : 1 / 207 / 3 .

عنه عليه السلام
ما أنكرتُ اللّه تَعالى مُنذُ عَرَفْتُه .;
امام على عليه السلام
از آن زمان كه خداوند متعال را شناختم، انكارش نكرده ام.;
غرر الحكم : 9481 .

عنه عليه السلام
ما شَكَكْتُ في الحقِّ مُذ اُرِيتُهُ .;
امام على عليه السلام
از آن زمان كه حق به من نموده شد، در آن ترديد نكرده ام.;
غرر الحكم : 9482 .

الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ عِندَ دَفنِ فاطِمَةَ عليها السلام ـ
السَّلامُ عَلَيكَ يا رسولَ اللّه ِ عَنّي وَ عَن اِبنَتِكَ النّازِلَةِ في جِوارِكَ وَ السَّريعَةِ اللَّحاقِ بِكَ. قَلَّ يا رسولُ اللّه ِ عَن صَفيَّتِكَ صَبري، وَ رَقَّ عَنها تَجَلُّدي؛ إلاّ أنَّ لي في التَّأسّي بِعَظيمِ فُرقَتِكَ وَ فادِحِ مُصيبَتِكَ مَوضِعَ تَعَزٍّ ؛ فَلَقَد وَسَّدتُكَ في مَلحودَةِ قَبرِكَ، وَ فاضَت بَينَ نَحري وَ صَدري نَفسُكَ. فَإنّا للّه ِ وَ إنّا إلَيهِ راجِعونَ. فَلَقَد استُرجِعَتِ الوَديعَةُ، وَ أُخِذَتِ الرَّهينَةُ. أمّا حُزني فَسَرمَدٌ، وَ أمّا لَيلي فَمُسَهَّدٌ إلى أن يَختارَ اللّه ُ لي دارَكَ الَّتي أنتَ بِها مُقيمٌ. وَ سَتُنَبِّئُكَ ابنَتُكَ بِتَضافُرِ أُمَّتِكَ عَلى هَضمِها فَأحفِها السؤالَ وَ استَخبِرها الحالَ. هذا وَ لَم يَطُلِ العَهدُ وَ لَم يَخلُ مِنكَ الذِّكرُ. وَ السَّلامُ عَلَيكُما سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ وَ لا سَئِمٍ.فَإن أنصَرِف فَلا عَن مَلالَةٍ، وَ إن أُقِم فَلا عَن سوءِ ظَنٍّ بِما وَعَدَ اللّه ُ الصّابِرينَ .;
امام على عليه السلام ـ هنگام خاكسپارى فاطمه عليها السلام ـ فرمود
سلام بر تو ـ اى رسول خدا ـ از من و دخترت ، كه در كنارت آرميده و زودتر[از ديگران] به تو رسيده . اى رسول خدا ! از جدايى دردانه دخترت صبرم لبريز گشته و تاب توان از كفم رفته است . اما ، يادآورى فراق جانگداز تو و مصيبت بزرگ از دست رفتن تو در اين هنگام ، مايه تسلاّى من است ؛ زيرا هرگز از ياد نمى برم آن لحظاتى را كه سرت به سينه من بود و در آغوش من جان دادى و من با دست خود سر تو را بر سنگ آرامگاهت نهادم . همه ما از آن خداييم و همگى به سوى او باز مى گرديم . اينك امانتى [كه به من سپرده بودى ]بازگردانيده شد و گروگان دريافت شد . امّا از اين پس ، اندوه من [از غم فراق شما ]هميشگى خواهد بود و شبهايم به بيدارى خواهد گذشت ، تا آن گاه كه خداوند سرايى را كه تو در آنى ، برايم برگزيند . بزودى دخترت تو را از ستمها و حق كشيهايى كه امّتت ، همداستان ، در حقّ او روا داشتند ، آگاه خواهد ساخت . همه وقايع را از او بپرس و اخبار اوضاع و احوال را از وى جويا شو . اين ستمها در حالى شد كه هنوز از رفتن تو مدتى نگذشته ، و يادت از ميان نرفته بود . بدرودتان باد ، بدرودى وداع گونه ، نه از سر نفرت و بيزارى. پس اگر از نزد شما بروم ، به سبب ملال و بى علاقگى نيست و چنانچه بمانم نه از آن روست كه به آنچه خداوند به شكيبايان وعده داده است ، بد گمانم .;
نهج البلاغة: الخطبة 202 .

الإمامُ عليٌّ عليه السلام
لمّا وُلِدَ الحسنُ سَمَّيتُهُ حَرْبا ، فجاءَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فقالَ ; أرُوني ابْنِي ، ما سَمَّيتُموهُ ؟ فقلتُ ; سَمّيتُهُ حَرْبا ، فقالَ ; أرُوني ابْنِي ، ما سَمَّيتُموهُ ؟ فقلتُ ; سَمّيتُهُ حَرْبا ، فقالَ ; بل هو حُسَينٌ .;
امام على عليه السلام
هنگامى كه حسن متولد شد، نام او را حرب گذاشتم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و فرمود; فرزندم را به من نشان دهيد، نامش را چه نهاده ايد؟ عرض كردم; نام او را حرب گذاشتم. فرمود; نه، نامش حسن باشد. و چون حسين متولد شد، او را حرب ناميدم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و فرمود; فرزندم را به من نشان دهيد، نام او را چه گذاشته ايد؟ عرض كردم; او را حرب ناميده ام. فرمود; نه ، نامش را حسين بگذاريد.;
كنز العمّال : 37676 .

فاطمة عليها السلام
دَخَلَ إليَّ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله عِندَ وِلادَتي الحُسَينَ عليه السلام فَناوَلتُهُ إيّاهُ في خِرقةٍ صَفراءَ ، فَرَمى بِها وَ أخَذَ خِرقَةً بَيضاءَ وَ لَفَّهُ فيها ثُمَّ قالَ ; خُذيهِ يا فاطِمَةُ فَإنَّهُ امامُ ابنُ امامٍ أبو الأئِمَّةِ التِسعَةِ ، مِن صُلبِهِ ائِمَّةٌ أبرارٌ وَ التّاسِعُ قائِمُهُم .;
فاطمه عليها السلام
پس از آن كه حسين عليه السلام را به دنيا آوردم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد من آمد . طفل را در پارچه اى زرد رنگ، به دست آن حضرت دادم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن پارچه را دور انداخت و پارچه سفيدى گرفت و حسين را در آن پيچيد . آن گاه فرمود ; بگيرش اى فاطمه ، كه او امام است و فرزند امام . او پدر نُه امام بزرگوارى است كه از صُلب او به دنيا مى آيند و نُهمين آنان قائم است .;
كفاية الأثر : 194.

المستدرك على الصحيحين عَن يَعلَى العامِريِّ
إنَّهُ خَرَجَ مَعَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله إلى طَعامٍ دَعوا لَهُ قالَ فاستَقَبلَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله أمامَ القَومِ وَ حُسَينٌ مَع الغُلمانِ يَلعَبُ فَأرادَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله أن يَأخُذَهُ فَطَفِقَ الصَّبيُ يَفِرُّ هاهُنا مَرَّةً وَ هاهُنا مَرَّةً فَجَعَلَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يُضاحِكُهُ حَتَّى أخَذَهُ قالَ فَوَضَعَ إحدى يَديهِ تَحتَ قَفاهُ وَ الاُخرى تَحتَ ذِقنِهِ فَوَضَعَ فاهُ عَلى فيهِ يُقَبِّلُهُ فَقالَ حُسَينٌ مِنّى وَ أنا مِن حُسَينٍ أحَبَّ اللّه ُ مَن أحَبَّ حُسَينا حُسَينٌ سِبطٌ مِنَ الأسباطِ .;
المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از يَعلى عامرى ـ
براى رفتن به ضيافتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را به آن دعوت كرده بودند ، با آن حضرت همراه شد[م] . رسول خدا صلى الله عليه و آله پيشاپيش مردم به راه افتاد و حسين با بچه ها مشغول بازى بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله خواست او را بگيرد اما طفل ، اين طرف و آن طرف مى دويد . پيامبر صلى الله عليه و آله شروع به خنداندن و شوخى كردن با او كرد تا اين كه حسين را گرفت و يك دستش را پشت گردن و دست ديگرش را زير چانه او گذاشت و دهان بر دهانش گذاشت و او را بوسيد و فرمود ; حسين از من است و من از حسينم . خداوند دوستدار حسين را دوست بدارد ! حسين يكى از اسباط (نوادگان دخترى) است .;
المستدرك على الصحيحين : 3 / 177.

الإمامُ عليٌّ عليه السلام
المهديُّ رجُلٌ مِنّا مِن وُلدِ فاطمةَ .;
امام على عليه السلام
مهدى، مردى از ماست، از نسل فاطمه.;
كنز العمّال : 39675 .

عنه عليه السلام
بمَهديِّنا تُقطَعُ الحُجَجُ ، فهُو خاتِمُ الأئمّةِ ، و مُنْقِذُ الاُمّةِ ، و مُنْتَهَى النُّورِ .;
امام على عليه السلام
با مهدىِ ما، حجّت ها تمام مى شود. او پايان بخش امامان و نجات بخش امّت و نور آخرين است.;
نهج السعادة : 1 / 472 .

الإمامُ عليٌّ عليه السلام
قد لَبِسَ للحِكمةِ جُنَّتَها، و أخَذَها بجميعِ أدَبِها من الاقبالِ عَلَيها و المَعرفةِ بها و التَفرُّغ لها ··· بَقِيّةٌ مِن بقايا حُجّتِهِ ، خليفةٌ مِن خلائفِ أنبيائِهِ .;
امام على عليه السلام ـ درباره امام مهدى عليه السلام ـ فرمود
زره حكمت پوشيد، و همه آداب آن را از ; روى آوردن به آن و شناخت آن و به چيزى جز آن نپرداختن رعايت كرد، ··· او باقي مانده اى از حجّت هاى خداست و خليفه اى از خلفاى انبياست .;
نهج البلاغة : الخطبة 182 .

الإمامُ عليٌّ عليه السلام
و الّذي نَفْسُ عليٍّ بيدِهِ ، لا تَقومُ عِصابةٌ تَطلُبُ لي أو لِغَيري حقّا أو تَدْفعُ عنّا ضَيْما إلاّ صَرَعَتْهُم البَلِيّةُ ، حتّى تَقومَ عِصابةٌ شَهِدَتْ مَع محمّدٍ صلى الله عليه و آله بدرا ، لا يُودى قَتيلُهُم ، و لا يُداوى جَريحُهُم ، و لا يُنْعَشُ صَريعُهُم .;
امام على عليه السلام
سوگند به آن كه جان على در دست اوست، هيچ دسته اى براى گرفتن حقّ من يا ديگرى و يا براى دفع ستم از ما، قيام نمى كند مگر آن كه بليّه آنان را از پاى درمى آورد تا آن گاه كه دسته اى كه با محمّد صلى الله عليه و آله در بدر بودند قيام كنند؛ گروهى كه براى كشته هايشان خون بها پرداخت نمى شود، مجروحشان درمان نمى گردد و بر خاك افتاده شان در تابوت نهاده نمى شود.;
شرح نهج البلاغة : 6/382 .

الإمامُ عليٌّ عليه السلام
انتظِروا الفرَجَ و لا تَيأسُوا مِن رَوحِ اللّه ِ، فإنّ أحبَّ الأعمالِ إلى اللّه ِ عزّ و جلّ انتظارُ الفَرَجِ .;
امام على عليه السلام
در انتظار فرج باشيد و از رحمت خدا نوميد مشويد؛ زيرا محبوبترين كارها نزد خداوند عزّ و جلّ انتظار فرج است.;
بحار الأنوار : 52 / 123 / 7 .

الإمامُ عليٌّ عليه السلام
أفضلُ عبادةِ المؤمنِ انتظارُ فَرَجِ اللّه ِ .;
امام على عليه السلام
برترين عبادت مؤمن ، در انتظار فرج خداوند بودن است.;
المحاسن : 1/453/1044.

عنه عليه السلام
و اللّه ِ و اللّه ِ ، لا تَرَونَ الّذي تَنْتَظِرونَ حتّى لا تَدْعونَ اللّه َ إلاّ إشارةً بأيْديكُم و إيماضا بِحَواجِبِكُم ، و حتّى لا تَمْلِكُون مِن الأرضِ إلاّ مَواضِعَ أقدامِكُم ، و حتّى يكونَ مَوضِعُ سلاحِكُم على ظُهورِكُم ، فيَومَئذٍ لا يَنصُرُني إلاّ اللّه ُ بملائكتِهِ و مَن كَتبَ على قلبِهِ الإيمانَ .;
امام على عليه السلام
به خدا قسم، به خدا قسم! آن كس را كه انتظارش مى كشيد، نمى بينيد مگر آنگاه كه خدا را جز با اشاره دست و ابروى خود [نتوانيد ]بخوانيد، و از زمين چيزى در اختيار نداشته باشيد، جز همان جاى گامهاى خود و جنگ افزارتان بر پشتهايتان باشد. در آن روز مرا يارى نمى رساند مگر خداوند به وسيله فرشتگان خود و كسانى كه بر [صفحه] دلشان ايمان نقش بسته است.;
شرح نهج البلاغة : 6 / 382 .

عَنه عليه السلام
لا يَخرُجُ المَهديُّ حتّى يُقْتَلَ ثُلثٌ و يَموتَ ثُلثٌ ، و يبقى ثُلثٌ .;
امام على عليه السلام
مهدى ظهور نمى كند مگر بعد از آن كه يك سوم مردم كشته شوند، يك سوم بميرند و يك سوم باقى بمانند.;
كنز العمّال : 39663 .

الإمامُ عليٌّ عليه السلام
إذا نادى مُنادٍ من السَّماء ; «إنّ الحَقَّ في آلِ محمّدٍ» فعندَ ذلكَ يَظهرُ المَهديُّ على أفواهِ النّاسِ ، و يُشْرَبونَ حُبَّهُ ، فلا يكونُ لَهم ذِكْرٌ غـيرُهُ .;
امام على عليه السلام
هرگاه آواز دهنده اى از آسمان آواز برآورد كه; «همانا حق در ميان خاندان محمّد است» آن هنگام مهدى بر سر زبانهاى مردم مى افتد و جام محبت او را سر مى كشند و جز ياد و نام او بر زبان نمى آورند.;
التشريف بالمنن : 129 / 136 ، كنز العمّال : 39665 .