; عِدَةُ المُؤمنِ أخذٌ بِاليَدِ .;
وعده مؤمن، نقد (قطعى) است.;
احادیث پيامبر خدا صلى الله عليه و آله؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
; عِدَةُ المُؤمنِ أخذٌ بِاليَدِ .;
وعده مؤمن، نقد (قطعى) است.;
; الواعِدُ بِالعِدَةِ مِثلُ الدَّينِ أو أشَدُّ .;
و عده اى كه داده مى شود، مانند دَين، يا مهمتر از آن است.;
; إنَّ العِدَةَ عَطيَّةٌ .;
وعده، يك عطيّه و دهِش است.;
; عِدَةُ المُؤمنِ نَذرٌ لا كَفّارَةَ لَهُ .;
وعده مؤمن نذرى است كه كفّاره اى برايش [متصوّر ]نيست.;
; إذا وَعَدَ الرّجُلُ أخاهُ ، و مِن نِيَّتِهِ أن يَفِيَ لَهُ فلَم يَفِ و لَم يَجِئْ لِلمِيعادِ ، فلا إثمَ علَيهِ .;
هرگاه انسان به برادرش و عده اى دهد و نيّتش آن باشد كه بدان وفا كند اما وفا نكند و وعده را به جا نياورد، گناهى بر او نيست.;
; لَيس الخُلفُ أن يَعِد الرّجُلُ و مِن نِيَّتِهِ أن يَفيَ، و لكنَّ الخُلفَ أن يَعِدَ الرّجُلُ و مِن نِيَّتِهِ أن لا يَفِيَ .;
خُلف وعده اين نيست كه آدمى و عده اى دهد و نيّتش اين باشد كه بدان وفا كند، بلكه خُلف وعده آن است كه انسان و عده اى دهد و قصد انجام آن را نداشته باشد.;
; إذا كُنتَ في صَلاتِكَ فصَلِّ صَلاةَ مُودِّعٍ ، و إيّاكَ و ما يُعتَذَرُ مِنهُ ، و اجمَعِ اليَأسَ مِمّا في أيدي النّاسِ .;
هرگاه نماز مى خوانى چونان كسى بخوان كه آخرين نماز اوست و با دنيا و زندگى وداع مى كند، و از كارى كه موجب عذرخواهى تو از آن شود بپرهيز، و از آنچه در دست مردم است چشم طمع برگير.;
; كَفى بِالمَوتِ واعِظا .;
بهترين واعظ، مرگ است.;
; ما لِي أرى حُبَّ الدُّنيا قَد غَلَبَ على كَثيرٍ مِن النّاسِ ؛ حتّى كأنَّ المَوتَ في هذهِ الدُّنيا على غَيرِهِم كُتِبَ ! ··· أ مَا يَتَّعِظُ آخِرُهُم بأوَّلِهِم ؟! لَقد جَهِلوا و نَسُوا كُلَّ مَوعِظَةٍ في كِتابِ اللّه ِ ، و أمِنوا شَرَّ كُلِّ عاقِبَةِ سُوءٍ ! .;
چه شده است كه مى بينم دنيا دوستى بر بسيارى از مردم چيره آمده است تا جايى كه گويى مرگ در اين دنيا براى غير آنان رقم خورده است! ··· آيا به جاى ماندگانشان از رفتگانشان پند نمى گيرند؟! اينان نمى دانند و همه اندرزهاى كتاب خدا را از ياد برده اند و از شرّ هر فرجام بدى آسوده خاطرند!;
; كُنْ في الدُّنيا كأنَّكَ غَريبٌ أو عابِرُ سَبيلٍ ، و اعدُدْ نَفسَكَ في المَوتى ، و إذا أصبَحتَ فلا تُحَدِّثْ نَفسَكَ بِالمَساءِ ، و إذا أمسَيتَ فلا تُحَدِّثْ نَفسَكَ بِالصَّباحِ ، و خُذْ مِن صِحَّتِكَ لسَقَمِكَ ، و مِن شَبابِكَ لهَرَمِكَ ، و مِن حَياتِكَ لوَفاتِكَ، فإنّكَ لا تَدري ما اسمُكَ غَدا .;
در دنيا چنان باش كه گويى غريبه اى يا رهگذرى هستى، و خودت را در شمار مردگان آر، و چون صبح خويش را آغاز كردى وعده شب به خود مده، و چون شب كردى وعده صبح به خويشتن مده، و از دوران تندرستى ات براى هنگام بيماريت [بهره ]برگير، و از جوانى ات براى پيرى ات، و از زندگى ات براى مرگت؛ زيرا كه نمى دانى فردا چه نام خواهى گرفت [مُرده يا زنده ، دوزخى يا بهشتى].;
; أيُّها النّاسُ ، كأنّ المَوتَ فِيها على غَيرِنا كُتِبَ ، و كأنّ الحَقَّ فِيها على غَيرِنا وَجَبَ ، و كأنَّ الّذي يُشَيَّعُ مِن الأمواتِ سَفْرٌ عَمّا قَليلٍ إلَينا راجِعونَ ، بُيوتُهُم أجداثُهُم ، و نأكُلُ تُراثَهُم كأنّا مُخَلَّدونَ بَعدَهُم ، قَد أمِنّا كُلَّ جائحَةٍ و نَسِينا كُلَّ مَوعِظَةٍ ! طُوبى لِمَن شَغَلَهُ عَيبُهُ عَن عُيوبِ النّاسِ ، و أنفَقَ مِن مالٍ اكْتَسَبَهُ مِن حَلالٍ مِن غَيرِ مَعصيَةٍ، و رَحِمَ أهلَ الذُّلِّ و المَسكَنَةِ ، و خالَطَ أهلَ الفِقهِ و الحِكمَةِ ، و اتّبَعَ السُّنَّةَ و لَم يَعْدُها إلى بِدعَةٍ ، فأنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ ، و أمسَكَ الفضَلَ مِن قَولِهِ . طُوبى لِمَن حَسُنَت سَريرَتُهُ و طَهُرَت خَليقَتُهُ .;
اى مردم! گويى مرگ در اين دنيا براى غير ما رقم خورده و انگار حقّ در آن بر غير ما واجب گشته است و گويى مردگانى كه تشييع مى شوند مسافرانى هستند كه بزودى به سوى ما برمى گردند، خانه هاى آنها گورهايشان است و ميراث آنان را چنان مى خوريم كه گويى پس از آنها جاودانه ايم. از هر بلاى سخت و بنياد كنى خود را ايمن مى پنداريم و هر اندرزى را از ياد برده ايم. خوشا كسى كه عيب خودش او را از پرداختن به عيوب مردم بازدارد و از مالى كه از راه حلال و غير معصيت به دست آورده است، خرج كند و بر بينوايان و مستمندان رحم آورد و با مردمان فهميده و خردمند بياميزد و از سنّت پيروى كند و آن را به بدعت نكشاند و زيادى مالش را انفاق نمايد و زياده گويى زبانش را نگه دارد. خوشا كسى كه نهادش نيكو و سرشتش پاك باشد.;
; تَيَقَّظُوا بِالعِبَرِ ، و تأهَّبُوا لِلسَّفَرِ ، و تَقَنَّعُوا بِاليَسيرِ ، و تأهَّبُوا لِلمَسيرِ .;
با عبرت ها بيدار شويد و براى سفر آماده گرديد و به اندك قناعت ورزيد و براى حركت حاضر باشيد.;
; أوحَى اللّه ُ إلى عيسَى بنِ مَريمَ ; عِظْ نفسَكَ بحِكمَتي ، فإنِ انتَفَعتَ فَعِظِ النّاسَ ، و إلاّ فاستَحيِ مِنّي .;
خداوند به عيسى بن مريم چنين وحى فرمود; با حكمت من خودت را اندرز ده، اگر از آن سود بردى آنگاه مردم را نيز اندرز ده و گر نه از من شرم كن.;
; السَّعيدُ مَن وُعِظَ بغَيرِهِ .;
سعادتمند كسى است كه از ديگرى پند گيرد.;
; إنّ المَعاصِي يَستَولي بِها الخِذلانُ على صاحِبِها حتّى تُوقِعَهُ بما هُوَ أعظَمُ مِنها .;
به وسيله گناهان، خذلان بر گنهكار مستولى مى شود تا جايى كه او را در گناهانِ بزرگتر مى اندازد.;
; أقرَبُكُم غَدا مِنّي في المَوقِفِ أصدَقُكُم لِلحَديثِ ، و أدَّاكُم لِلأمانَةِ ، و أوفاكُم بِالعَهدِ ، و أحسَنُكُم خُلقا ، و أقرَبُكُم مِن النّاسِ .;
نزديكترين شما به من در موقف فرداى قيامت، راست گوترين شما و امانتدارترينتان و پايبندترين شما به عهد و پيمان و خوش خوترين شما و نزديكترين شما به مردم است.;
; مَن كانَ يُؤمِنُ باللّه ِ و اليَومِ الآخِرِ فَلْيَفِ إذا وَعَدَ .;
هر كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد هرگاه وعده مى دهد [بدان ]وفا كند.;
; أقلُّ النّاسِ وَفاءً المُلوكُ .;
بى وفاترين مردم، شاهان هستند.;
; علَيكُم بِالسَّكِينَةِ و الوَقارِ .;
بر شما باد آرامش و وقار.;
; لَيس البِرُّ في حُسنِ اللِّباسِ و الزِّيِّ ، و لكنَّ البِرَّ في السَّكِينَةِ و الوَقارِ .;
نيكى و صلاح به نيكويى لباس و هيأت نيست، بلكه نيكى و صلاح به آرامش و وقار است.;