;أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتي; أنْ يَكْثُرَ لَهُمُ المالُ فَيَتَحاسَدُونَ و يَقْتَتِلُونَ .;
بيشترين چيزى كه مرا نگران امّتم كرده اين است كه مال و ثروتشان زياد شود و در نتيجه به هم حسد ورزند و به جان يكديگر افتند.;
احادیث پيامبر خدا صلى الله عليه و آله؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
;أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتي; أنْ يَكْثُرَ لَهُمُ المالُ فَيَتَحاسَدُونَ و يَقْتَتِلُونَ .;
بيشترين چيزى كه مرا نگران امّتم كرده اين است كه مال و ثروتشان زياد شود و در نتيجه به هم حسد ورزند و به جان يكديگر افتند.;
;أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتي ; زَلاّتُ العُلَماءِ ، و مَيْلُ الحُكَماءِ ، و سُوءُ التّأويلِ .;
بيشترين ترس من براى امّتم; لغزشهاى علما، حق كشى قاضيان و تأويلهاى نادرست [از قرآن] است.;
;أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتي ثلاثٌ ; ضَلالةُ الأهواءِ ، و اتّباعُ الشَّهَواتِ في البَطْنِ و الفَرْجِ ، و العُجْبُ .;
سه چيز مرا بيش از هر چيزى نگران امّتم كرده است; گمراه كنندگى خواهش هاى نفسانى، شكم بارگى و شهوترانى ، و خودپسندى.;
;أكْثَرُ ما أتَخَوَّفُ على اُمّتي مِن بَعْدي ; رَجُلٌ يَتأوَّلُ القرآنَ يَضَعُهُ على غيرِ مَواضِعِهِ ، و رَجُلٌ يَرى أنّهُ أحَقُّ بهذا الأمرِ مِن غيرِهِ .;
بيشترين ترس و نگرانى من براى امّتم بعد از خودم; وجود مردى است كه قرآن را نابجا تأويل و تفسير كند، و مردى كه خود را به اين امر (حكومت) سزاوارتر و شايسته تر از ديگرى بداند.;
; إنّ اللّه َ تعالى يقولُ ; و عِزَّتي و جَلالي و عُلُوِّي و بَهائي و جَمالي و ارتِفاعِ مَكاني ، لا يؤثِرُ عَبدٌ هَوايَ على هوى نَفسِهِ إلاّ أثبَتُّ أجَلَهُ عِندَ بَصَرِهِ ، و ضَمَّنتُ السَّماءَ و الأرضَ رِزقَهُ ، و كُنتُ لَهُ مِن وَراءِ تِجارَةِ كُلِّ تاجِرٍ .;
خداوند متعال مى فرمايد ; به عزّت و جلال و علوّ و شكوه و بلندى مقام خودم سوگند، كه هيچ بنده اى خواستِ مرا بر خواستِ خودش ترجيح ندهد، مگر اين كه اجل او را در جلو چشمش نگه دارم و آسمان و زمين را ضامن روزيش كنم و از پس تجارت هر تاجرى هواى او را داشته باشم .;
; القاتِلُ لا يَرِثُ .;
قاتل، ارث نمى برد.;
; لَيسَ لِلقاتِلَ مِن المِيراثِ شَيءٌ .;
از ميراث، چيزى به قاتل نمى رسد.;
; لا مِيراثَ لِلقاتِلِ .;
ميراثى براى قاتل نيست.;
; مَن قَتَلَ قَتيلاً فإنّهُ لا يَرِثُ و إن لَم يَكُن لَهُ وارِثٌ غَيرُهُ ، و إن كانَ وَلَدَهُ أو والِدَهُ .;
هر كس ديگرى را بكشد، ارث نمى برد، اگر چه مقتول جز قاتل وارثى نداشته باشد و اگر چه فرزند او يا پدرش باشد.;
; لا يَرِثُ قاتِلٌ مِن دِيَةِ مَن قَتَلَ .;
قاتل از ديه كسى كه كشته است، ارث نمى برد.;
; وَلَدُ زِنا لا يَرِثُ و لا يُوَرِّثُ .;
زنا زاده نه ارث مى برد و نه كسى از او ارث مى برد.;
; مَن عاهَرَ بأمَةِ قَومٍ أو زَنى بامرأةٍ حُرَّةٍ فالوَلَدُ وَلَدُ زِنا ؛ لا يَرِثُ و لا يُوَرِّثُ .;
هر كس با كنيز قومى مرتكب فحشا شود يا با زن آزاد زنا كند، فرزندى كه به دنيا مى آيد زنا زاده است و نه ارث مى برد و نه كسى از او ارث مى برد.;
; إنَّ النَّبيَّ لا يُوَرِّثُ ، و إنّما مِيراثُهُ في فُقَراءِ المُسلمينَ و المَساكينِ .;
پيامبر ارث نمى گذارد بلكه ميراث او براى مسلمانان فقير و مستمند است(!).;
; لا نُوَرِّثُ ، ما تَرَكنا صَدَقَةٌ .;
ما ارث نمى گذاريم، آنچه [از خود] بر جاى گذاريم صدقه است(!).;
; لكلِّ شَيءٍ اُسٌّ ، و اُسُّ الإيمانِ الوَرَعُ .;
هر چيزى بنيادى دارد و بنياد ايمان پارسايى است.;
; الوَرَعُ سَيّدُ العَمَلِ .;
پارسايى، سَروَر عمل است.;
; مِلاكُ الدِّينِ الوَرَعُ .;
پايه دين، پارسايى است.;
; رأسُ الدِّينِ الوَرَعُ .;
پارسايى، رأس دين است.;
; خَيرُ دينِكُمُ الوَرَعُ .;
بهترين دين شما پارسايى است.;
; أفضَلُ دِينِكُمُ الوَرَعُ .;
برترين دين شما، پارسايى است.;