پيامبر صلي الله عليه و آله :
بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَْرْضُ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
آسمان ها و زمين، با عدالت، پا برجا مى مانند.
عوالى اللآلى ، ج 4، ص 103
پيامبر صلي الله عليه و آله :
اِنَّ اللّه َ تَعالى بِقِسْطِهِ وَ عَدْلِهِ جَعَلَ الرَّوحَ وَ الْفَرَحَ فِى الرِّضا وَ الْيَقينِوَ جَعَلَ الهَمَّ وَ الْحَزَنَ فِى السَّخَطِ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
در حقيقت، خداوند متعال، به خاطر انصاف و عدالتش، آسايش و شادىرا در خشنودى (به خواست خودش) و يقين قرار داد و نگرانى و اندوه را درخشم خودش.
المعجم الكبير ، ج10، ص216، ح10514
پيامبر صلي الله عليه و آله :
فَلَمّا رَأى يونُسُ عليه السلام اَنَّ قَومَهُ لا يُجيبونَهُ وَ لا يُؤمِنونَ ، ضَجِرَ وَ عَرَفَ مِنْنَفْسِهِ قِلَّةَ الصَّبرِ ، فَشَكى ذلِكَ اِلى رَبِّهِ ، وَ كانَ فيما يَشْكى اَن قالَ : يا رَبِّ ! اِنَّكَ بَعَثتَنىاِلى قَومى ، و لى ثَلاثونَ سَنَةً ، فَلَبِثتُ فيهِم اَدعوهُم اِلَى الايمانِ بِكَ وَالتَّصديقِبِرِسالاتى وَ اُخَوِّفُهُم عَذابَكَ وَ نَقِمَتَكَ ثَلاثا وَ ثَلاثينَ سَنَةً ، فَكَذَّبونى وَ لَم يُؤمِنوا بى ،وَ جَحَدوا نُبُوَّتى وَاسْتَخَفّوا بِرِسالاتى ، وَ قَد تَواعَدونى وَ خِفتُ اَن يَقتُلونى ، فَاَنزِلعَلَيهِم عَذابَكَ ، فَاِنَّهُم قَومٌ لا يُؤمنونَ . قالَ : فَاَوحَى اللّه ُ اِلى يونُسَ : اَنَّ فيهِمُ الحَملَوَ الجَنينَ وَ الطِّفلَ ، وَ الشَّيخَ الْـكَبيرَ ، وَ الْمَراَ ةَ الضَّعيفَةَ ، وَ الْمُستَضْعَفَ المَهينَ ، واَ نَاالحَـكَمُ الْعَدلُ ، سَبَقَت رَحمَتى غَضَبى ، لا اُعَذِّبُ الصِّغارَ بِذُنوبِ الكِبارِ مِن قَومِكَ ، وَ هُميا يونُسُ عِبادى وَ خَلقى ، وَ بَريَّتى فى بِلادى ، وَ فى عَيلَتى ، اُحِبُّ اَنْ اَ تَاَنّاهُم ، وَ اَرفُقَبِهِم ، وَ اَنتَظِرُ تَوبَتَهُم ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
يونس عليه السلام زمانى ديد قومش دعوت او را نمى پذيرند و به او ايمان نمى آورند،آزرده شد و احساس بى تابى كرد.از اين رو، به پروردگارش شِكوه نمود. در بخشى ازشِكوه هاى او چنين بود: اى پروردگار من! تو مرا در سى سالگى به سوى قومممبعوث فرمودى و من، سى و سه سال در ميانشان ماندم و آنان را به ايمان آوردن به توو تصديق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و محروم كردن تو بيمشان دادم؛ امّا آنان تكذيبم كردند و به من ايمان نياوردند و نبوّتم را انكار نمودند و رسالتمرا سبك شمردند و مرا تهديد نمودند و ترسيدم كه مرا بكشند. پس، عذابت را بر آنانفرود آور، زيرا آنان قومى هستند كه ايمان نمى آورند. آن گاه خداوند به يونس عليه السلام وحى فرمود: «در ميان آنان، زن باردار و جنين و كودك خردسال و پير و زن ناتوانو مستضعف خوار وجود دارد، در حالى كه من، داور عادل هستم كه رحمتم بر خشممپيشى گرفته است. من خردسالان قوم تو را به گناهان بزرگ سالانشان كيفر نمى دهمو ـ اى يونس ـ آنان بندگان و آفريدگان و مردمان من در سرزمين هاى من و درزير پوشش من اند. دوست دارم درباره آنان حوصله كنم و با ايشان مدارا نمايمو توبه شان را انتظار مى كشم».
تفسير عيّاشى ، ج 2، ص 129، ح 44
پيامبر صلي الله عليه و آله :
اِنَّ الْعَدْلَ ميزانُ اللّه ِ تَعالى فِى الاَْرْضِ ، فَمَنْ اَخَذَهُ قادَهُ اِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْتَرَكَهُ ساقَهُ اِلَى النّارِ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
عدالت، ترازوى خداى متعال در زمين است. هر كس آن را به كار گيرد، به خاطر آن،به بهشت مى رود و هركس آن را رها كند، به جهنّم رانده مى شود.
مستدرك الوسائل، ج11، ص317، ح13145
پيامبر صلي الله عليه و آله :
مَنْ اَصابَ فِى الدُّنْيا ذَ نْبا فَعوقِبَ بِهِ ، فَاللّه ُ اَعْدَلُ مِنْ اَنْ يُثَـنِّىَ عُقوبَتَهُعَلى عَبْدِهِ ، وَ مَنْ اَذْ نَبَ ذَ نْبا فِى الدُّنْيا فَسَتَرَهُ اللّه ُ عَلَيْهِ ، فَاللّه ُ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ يَعودَ فى شَى ءٍقَدْ عَفا عَنْهُ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
هر كس در دنيا به گناهى گرفتار شود و به خاطر آن، مجازات گردد، خداوند، عادل تراز آن است كه[در قيامت] مجازات آن گناه را بر بنده اش تكرار نمايد و هركس در دنياگناهى مرتكب شود و خداوند، آن را بپوشاند (ببخشد)، خدا بزرگوارتر از آن است كه عفوخود را باز پس گيرد.
سنن ابن ماجه ، ج 2، ص 868، ح 2604
پيامبر صلي الله عليه و آله :
إنَّ الْمَعونَةَ تَأْتى مِنَ اللّه ِ عَلى قَدْرِ الْمَؤونَةِ وَ اِنَّ الصَّبْرَ يَأْتى مِنَ اللّه ِ عَلىقَدْرِ الْمُصيبَةِ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
به راستى كه كمك از جانب خداوند به اندازه هزينه مى رسد و صبر از جانب خداوندبه اندازه گرفتارى مى آيد.
كنزالعمّال، ح 15993
پيامبر صلي الله عليه و آله :
فِى التَّخويفِ مِنَ القيامَةِ وَ الحِسابِ : اُذكُروا وُقوفَكُم بَيْنَ يَدَىِ اللّه ِ جَلَّجَلالُهُ ؛ فَاِنَّهُ الْحَـكَمُ الْعَدْلُ ، وَ اسْتَعِدُّوا لِجَوابِهِ اِذا سَأَلَكُمْ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
درباره ترس از قيامت و حسابرسى: لحظه ايستادنتان در پيشگاه خداوند ـ جلّجلاله ـ را به ياد آوريد، چراكه او حاكم عادل است و خودتان را براى پاسخگويى آمادهسازيد كه از شما مى پرسد.
امالى صدوق ، ص 354، ح 432
پيامبر صلي الله عليه و آله :
عن جبرئيل عليه السلام : عن اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ، قالَ: قالَ اللّه ُ تَبارَكَ وَ تَعالى : ... اِنَّمِن عِبادىَ المُؤمِنينَ لَمَن يُريدُ البابَ مِنَ العِبادَةِ فَاَ كُفُّهُ عَنهُ ، لِئَلاّ يَدخُلَهُعُجبٌ فَيُفسِدَهُ ذلِكَ ، و اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنينَ لَمَن لا يَصلُحُ ايمانُهُ اِلاّ بِالفَقرِوَ لَو اَغنَيتُهُ لاََفسَدَهُ ذلِكَ ، و اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنينَ لَمَن لا يَصلُحُ ايمانُهُ اِلاّ بِالغَناءِولَو اَفقَرتُهُ لاََفسَدَهُ ذلِكَ ، واِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنينَ لَمَن لا يَصلُحُ ايمانُهُ اِلاّ بِالسُّقمِولَو صَحَّحتُ جِسمَهُ لاََفسَدَهُ ذلِكَ ، و اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنينَ لَمَن لا يَصلُحُ ايمانُهُاِلاّ بِالصِّحَّةِ ولَو اَسقَمتُهُ لاََفسَدَهُ ذلِكَ ، اِنّى اُدَبِّرُ عِبادى لِعِلمى بِقُلوبِهِم ، فَاِنّىعَليمٌ خَبيرٌ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
به نقل از جبرئيل: خداوند تبارك و تعالى فرمود: ... بعضى از بندگان مؤمن من،كسانى هستند كه مى خواهند از راه عبادت، به درگاه من وارد شوند، ولى من مانعمى شوم، به خاطر اين كه غرور در آنان به وجود نيايد تا فاسدشان كند. و بعضى از بندگانمؤمن من، كسانى هستند كه ايمانشان جز با فقر، درست نمى شود، كه اگر بى نيازشانكنم، بى نيازى فاسدشان مى كند. و بعضى از بندگان مؤمن من، كسانى هستند كهايمانشان جز با ثروت، درست نمى شود كه اگر نيازمندشان كنم، نيازمندى فاسدشانمى كند. و بعضى از بندگان مؤمن من، كسانى هستند كه ايمانشان جز با بيمارى، درستنمى شود، كه اگر به آنان تن درستى ببخشم، تن درستى فاسدشان مى كند. و بعضى ازبندگان مؤمن من، كسانى هستند كه ايمانشان جز با تن درستى، درست نمى شود كه اگربيمارشان كنم، بيمارى فاسدشان مى كند. در حقيقت، من، بندگانم را با آگاهى اى كه ازدل هايشان دارم اداره مى كنم؛ چراكه من داناى آگاهم».
توحيد ، ص 399، ح 1
پيامبر صلي الله عليه و آله :
اِنَّ اللّه َ جَلَّ ثَناؤُهُ يَقولُ : و عِزَّتى و جَلالى ، ما خَلَقتُ مِن خَلقى خَلقا اَحَبَّ اِلَىَّ مِن عَبدىَ المُؤمِنِ و لِذلِكَ سَمَّيتُهُ بِاسْمى مُؤمِنا ، لاَُحرِّمُهُ ما بَينَ المَشرِقِوَ المَغرِبِ وَ هِىَ خِيَرَةٌ لَهُ مِنّى و اِنّى لاَُمَلِّكُهُ ما بَينَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ و هِىَ خِيَرَةٌ لَهُمِنّى ، فَليَرضَ بِقَضائى ، وَ ليَصبِر عَلى بَلائى وَ ليَشكُر نَعمائى ، اَكتُبُهُ يا مُحَمَّدُ مِنَالصِّدّيقينَ عِندى ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
خداوند ـ كه نام او بلند باد ـ مى فرمايد: «به عزّت و جلالم سوگند، از ميان آفريدگانمآفريده اى كه نزد من محبوب تر از بنده مؤمنم باشد، نيافريدم و بدين جهت، او را به اسمخودم، مؤمن، نام نهادم. البته [گاه] او را از آنچه ميان مشرق و مغرب است، محروممى سازم و اين انتخاب من براى اوست و [گاه ]او را از آنچه ميان مشرق و مغرب است،بهره مند مى سازم و آن، انتخاب من براى او است. پس بايد به خواست من، خشنود باشدو بر بلاى من، صبر كند و نعمت هاى مرا شكر نمايد. اى محمّد! او را در شمار صديقين(بندگان راستين) خود مى نويسم».
مشكاة الأنوار ، ص 73، ح 136
پيامبر عليه السلام :
لا يُصيبُ عَبْدا نَـكْبَةٌ فَما فَوقَها اَو دونَها اِلاّ بِذَنْبٍ ، وَ ما يَعْفُو اللّه ُعَنْهُ اَكثَرُ ؛
پيامبر عليه السلام :
هيچ بنده اى به بدبختى و بالاتر و پايين تر از آن نمى رسد، مگر به خاطر گناهى. البتهآنچه خدا از آن در مى گذرد، بسيار بيشتر است.
سنن الترمذى ، ج 5، ص 378، ح 3252
پيامبر صلي الله عليه و آله :
شَكى نَبىٌّ مِنَ الاَنبِياءِ اِلى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقالَ : يا رَبِّ يَكونُ العَبدُمِن عَبيدِكَ يُؤمِنُ بِكَ وَ يَعمَلُ بِطاعَتِكَ ، فَـتَزوى عَنهُ الدُّنيا ، وَ تَعرِضُ لَهُالبَلاءَ ، وَ يَـكونُ العَبدُ مِن عَبيدِكَ يَكفُرُ بِكَ و يَعمَلُ بِمَعاصيكَ ، فَتَزوى عَنهُالبَلاءَ وَ تَعرِضُ لَهُ الدُّنيا . فَاَوحَى اللّه ُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَيهِ ؛ اَنَّ البِلادَ وَالعِبادَ لى ، و اَ نَّهُلَيسَ مِن شَى ءٍ اِلاّ يُسَبِّحُنى و يُهَلِّـلُنى و يُـكَبِّرُنى ، واَمّا عَبدىَ المُؤمِنُ فَلَهُسَيِّـئاتٌ فَاَزوى عَنهُ الدُّنيا ، و اَعرِضُ لَهُ البَلاءَ حَتّى يَأتيَنى فَاَجزِيَهُ بِحَسَناتِهِ ،و اَمّا عَبدىَ الكافِرُ فَلَهُ حَسَناتٌ فَاَزوى عَنهُ البَلاءَ ، و اَعرِضُ لَهُ الدُّنيا حَتّى يَأتيَنىفَاَجزِيَهُ بِسَيِّئاتِهِ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
يكى از پيامبران به پروردگارش شِكوه نمود و گفت: پروردگارا! بنده اى از بندگانت بهتو ايمان مى آورد و طبق فرمان تو عمل مى كند و تو، دنيا را از او باز مى دارى (او را از دنيامحروم مى كنى) و در معرض بلا قرارش مى دهى. و بنده اى از بندگانت به تو كفر مى ورزدو تو را نافرمانى مى كند و تو، بلا را از او باز مى دارى و دنيا را به او ارزانى مى كنى! خداوند عزّ و جلّ به او وحى فرمود: «سرزمين ها و بندگان، از آنِ من اند و هيچ چيزى نيست، جزاين كه مرا منزه و يگانه و بزرگ مى داند. امّا بنده مؤمنم، گناهانى دارد و من دنيا را از او بازمى دارم و او را در معرض بلا قرار مى دهم تا اين كه [در قيامت] نزد من بيايد و پاداشخوبى هايش را بدهم. و امّا بنده كافرم، خوبى هايى دارد، و من بلا را از او باز مى دارم ودنيا را به او عَرضه مى كنم تا نزد من بيايد و كيفر گناهانش را بدهم».
المعجم الكبير ، ج12،ص117،ح12735
پيامبر صلي الله عليه و آله :
اِنَّ الرَّجُلَ لَتَـكونُ لَهُ دَرَجَةٌ رفيعَةٌ مِنَ الْجَنَّةِ لا يَنالُها اِلاّ بِشَى ءٍمِنَ الْبَلايا تُصيبُهُ ، حَتّى يَنْزِلَ بِهِ الْمَوتُ وَ ما بَلَغَ تِلكَ الدَّرَجَةَ ، فَيُشَدَّدُ عَلَيْهاحَتّى يَبْلُغَها ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
انسان، گاهى درجه عالى اى در بهشت دارد كه جز در سايه برخى گرفتارى ها به آننمى رسد و چنانچه مرگش فرا رسد و او به آن درجه نرسيده باشد، هنگام مرگش، چنانبر او سخت گرفته مى شود كه به آن درجه دست يابد.
مسند زيد ، ص 410
پيامبر صلي الله عليه و آله :
اِنَّ لِلشَّيْطانِ لَمَّةً بِابْنِ آدَمَ وَ لِلمَلَكِ لَمَّةً ، فَاَمّا لَمَّةُ الشَّيطانِ فَاِيعادٌ بِالشَّرِّوَ تَكذيبٌ بِالحَقِّ ، وَ اَمّا لَمَّةُ المَلَكِ فَاِيعادٌ بِالخَيْرِ وَ تَصديقٌ بِالحَقِّ ، فَمَن وَجَدَ ذلِكَ فَليَعْلَماَ نَّهُ مِنَ اللّه ِ فَلْيَحمَدِ اللّه َ ، وَ مَن وَجَدَ الاُخرى فَليَتَعَوَّذ بِاللّه ِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
شيطان القائاتى به فرزند آدم دارد و فرشته نيز الهاماتى دارد: القاى شيطان، به بدى وعده دادن و حق را تكذيب نمودن و الهام فرشته، به خوبى وعده دادن و حق را تصديقكردن است. پس هركس الهام به خوبى را در دل خود يافت، بداند كه از جانب خداونداست و بدين خاطر، خدا را ستايش نمايد و هركس چيزى غير از اين يافت، از شيطانِرانده شده، به خدا پناه ببرد.
سنن الترمذى ، ج 5، ص 219، ح 2988
پيامبر صلي الله عليه و آله :
اِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ يَقولُ : اِنّى اِذَ ا ابْتَلَيْتُ عَبْدا مِنْ عِبادى مُؤمِنا فَحَمِدَنىعَلى مَا ابْتَلَيتُهُ ، فَاِنَّهُ يَقومُ مِنْ مَضْجَعِهِ ذلِكَ كَيَومَ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ مِنَ الْخَطايا . وَ يَقولُ الرَّبُّعَزَّ وَ جَلَّ : اَنَا قَيَّدْتُ عَبدى وَابْتَلَيتُهُ ، وَ اَجرُوا لَهُ كَما كُنْتُمْ تُجرُونَ لَهُ وَ هُوَ صَحيحٌ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: «هرگاه من يكى از بندگان مؤمنم را گرفتار ساختم و بهخاطر آن گرفتارى، ستايشم نمود، بى گمان از بسترش همانند روزى كه از مادر متولّدشده، بدون گناه بر مى خيزد» و مى فرمايد: «من بنده ام را گرفتار و مبتلا ساختم. شما،پاداش او را همانند زمان سلامتش به او بدهيد.
مسند ابن حنبل ، ج 6، ص 77، ح 17118
پيامبر صلي الله عليه و آله :
ما يُصيبُ الْمُسْلِمَ ، مِنْ نَصَبٍ ولا وَصَبٍ ، و لا هَمًّ وَ لا حَزَنٍ وَ لا اَذْىً وَ لاغَمًّ ، حَتَّى الشَّوكَةِ يُشاكُها ، اِلاّ كَفَّرَ اللّه ُ بِها مِنْ خَطاياهُ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
به مسلمان، رنج و درد طولانى و غم و اندوه و آزار و غصه اى نمى رسد، حتّى خارى بهتنش فرو نمى رود، مگر اين كه خداوند به خاطر آن ها، گناهان او را پاك مى كند.
صحيح البخارى ، ج5،ص2137،ح5318
پيامبر صلي الله عليه و آله:
إِنَّ رَجُلاً أَتى سَيِّدَنا رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّه ِ عَلِّمْنى خُلْقايَجْمَعُ لى خَيْرَ الدُّنْيا وَالآْخِرَةِ فَقالَ صلي الله عليه و آله: لاتَكْذِبْ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله:
مردى به رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض كرد: به من اخلاقى بياموزيد كه خير دنيا و آخرت درآن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو.
بحارالأنوار، ج 72، ص 262، ح 43
پيامبر صلي الله عليه و آله:
يا عَلىُّ اصْدِقْ وَإِنْ ضَرَّكَ فِى الْعاجِلِ فَإِنَّهُ يَنْفَعُكَ فِى الآجِلِ وَلاتَكْذِبْ وَإِنْ يَنْفَعْكَ فِى الْعاجِلِ فَإِنَّهُ يَضُرُّكَ فِى الآجِلِ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله:
اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آينده به نفع توستو دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آينده به ضرر توست.
ميراث حديث شيعه، ج2، ص27، ح65
پيامبر صلي الله عليه و آله:
أَنَا زَعيمٌ بِبَيتٍ فى رَبَضِ الْجَنَّةِ ، وَبَيْتٍ فى وَسَطِ الْجَنَّةِ ، وَبَيْتٍ فى أَعْلَىالْجَنَّةِ لِمَنْ تَرَكَ الْمِراءَ وَإنْ كانَ مُحِقّا ، وَلِمَنْ تَرَكَ الْكَذِبَ وَإِنْ كانَ هازِلاً ، وَلِمَنْحَسُنَ خُلْقُهُ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله:
من بر كسى كه مجادله را رها كند، هر چند حق با او باشد و كسى كه دروغ نگويد، هرچند به شوخى باشد و كسى كه اخلاقش را نيكو گرداند، خانه اى در حومه بهشت وخانه اى در مركز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم.
خصال، ص 144
پيامبر صلي الله عليه و آله:
اَلْكَذِبُ يَنْقُصُ الرِّزْقَ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله:
دروغ، روزى را كم مى كند.
الترغيب والترهيب، ج 3، ص 596، ح29
پيامبر صلي الله عليه و آله:
إِذا رَأَيْتَ مِنْ أَخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارْجُهُ: اَلْحَياءُ وَالأَْمانَةُ وَالصِّدْقُ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله:
هر گاه در برادر (دينى) خود سه صفت ديدى به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى وراستگويى.
نهج الفصاحه، ح 205
- 1
- 2
- ...
- 23(current)
- ...
- 519
- 520