النّاسُ فِي الدّنيا بِالأموالِ ، وفيالآخِرَةِ بِالأعمالِ .
مردم در دنيا با اموال سر و كار دارند و در آخرت با اعمال.
احادیث امام هادی علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
النّاسُ فِي الدّنيا بِالأموالِ ، وفيالآخِرَةِ بِالأعمالِ .
مردم در دنيا با اموال سر و كار دارند و در آخرت با اعمال.
إنّ الخالِقَ لا يُوصَفُ إلّا بِما وَصَفَ بِهِ نَفسَهُ ، وأنّى يُوصَفُ الخالِقُ الّذي تَعجُزُ الحَواسُّ أن تُدرِكَهُ ، والأوهامُ أن تَنالَهُ ، والخَطَراتُ أن تَحُدَّهُ ، والأبصارُ عَنِ الإحاطَةِ بِهِ ؟ ! جلَّ عَمّا يَصِفُهُ الواصِفونَ ، وتَعالى عَمّا يَنعَتُهُ الناعِتونَ .
آفريدگار جز آن گونه كه خود خويشتن را وصف كرده است ، وصف نمى شود. چگونه وصف شود آفريدگارى كه حواسّ از درك او ناتوانند و وهمها از رسيدن به او درمانده اند و انديشه ها از تعريف و تحديد او عاجزند و ديدگان از احاطه بر او ناتوانند؟ برتر از وصف توصيفگران است و والاتر از نعت نعت گويان.
ـ في جَوابِ ابنِ السِّكِّيتِ عَن عِلّهِ بَعثِ موسى بِالعَصا ويَدِهِ البَيضاءِ وآلَةِ السِّحرِ، وبَعثِ عيسى بِآلَةِ الطِّبِّ، وبَعثِ مُحمَّدٍ ـ صلَّى اللّه ُ علَيهِ وآلِهِ وعَلى جَميعِ الأنبِياءِ ـ بِالكَلامِ والخُطَبِ ـ : إنَّ اللّه َ لَمّا بَعَثَ موسى عليه السلام كانَ الغالِبُ عَلى أهلِ عَصرِهِ السِّحرَ، فأتاهُم مِن عِندِ اللّه ِ بِما لَم يَكُن في وُسعِهِم مِثلُهُ، وما أبطَلَ بِهِ سِحرَهُم، وأثبَتَ بِهِ الحُجَّةَ عَلَيهِم . وإنَّ اللّه َ بَعَثَ عيسى عليه السلام في وَقتٍ قَد ظَهَرَت فيهِ الزَّماناتُ واحتاجَ النّاسُ إلَى الطِّبِّ ، فأتاهُم مِن عِندِ اللّه ِ بِما لَم يَكُن عِندَهُم مِثلُهُ، وبِما أحْيا لَهُمُ المَوتى ، وأبرَأ الأكمَهَ والأبرَصَ بِإذنِ اللّه ِ، وأثبَتَ بِهِ الحُجَّةَ عَلَيهِم . وإنَّ اللّه َ بَعَثَ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله في وَقتٍ كانَ الغالِبُ على أهلِ عَصرِهِ الخُطَبَ والكَلامَ ـ وأظُنُّهُ قالَ : الشِّعرَ ـ فأتاهُم مِن عِندِ اللّه ِ مِن مَواعِظِهِ وحِكَمِهِ ما أبطَلَ بِهِ قَولَهُم، وأثبَتَ بِهِ الحُجَّةَ عَلَيهِم .
ـ در پاسخ به پرسش ابن سكّيت از علت فرستادن موسى با عصا و يد بيضاء و حربه [ضدّ ]جادو و فرستادن عيسى با حربه طبابت و فرستادن محمّد صلى الله عليه و آله با گفتار و سخن ـ فرمود : هنگامى كه خداوند موسى عليه السلام را فرستاد جادوگرى بر مردم عصر او غلبه داشت. پس، او از طرف خدا چيزى براى مردم آورد كه توان انجام چنان كارى را نداشتند و به وسيله آن، جادوى آنها را باطل ساخت و حجت را بر آنان ثابت كرد. عيسى عليه السلام را در زمانى مبعوث كرد كه بيماريهاى مزمن شيوع داشت و مردم نياز به طبابت داشتند. پس، عيسى از نزد خدا چيزى برايشان آورد كه مانند آن را نداشتند. او به اذن خدا مردگان را زنده كرد و كور مادرزاد و پيس را شفا داد و با اين وسيله حجت را بر آنان ثابت كرد. و محمد صلى الله عليه و آله را در زمانى فرستاد كه خطابه و سخنورى ـ [راوى مى گويد :] به گمانم شعر را هم فرمود ـ رواج داشت. پس، آن حضرت از نزد خدا مواعظ و حكمتهايى آورد كه به وسيله آنها گفتار ايشان را باطل كرد و حجت را بر آنان ثابت نمود.
مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ ورَأيَهُ فَاجمَعْ لَهُ طاعَتَكَ .
هر كه تمام دوستى و انديشه اش را در اختيار تو گذاشت ، تو نيز تمام اطاعتت را در اختيار او گذار .
مَن أطاعَ الخالِقَ لَم يُبالِ بسَخَطِ المَخلوقِ .
هر كه آفريدگار را فرمان برد ،از خشم و ناخشنودى مخلوق پروايى به دل راه ندهد .
الطَّمَعُ سَجِيَّةٌ سَيِّئَةٌ .
طمع ، خصلت بدى است .
المِراءُ يُفسِدُ الصَّداقَةَ القَديمَةَ ، ويُحَلِّلُ العُقدَةَ الوَثِيقَةَ ، وأقَلُّ ما فيهِ أن تَكونَ فيهِ المُغالَبَةُ ، والمُغالَبَةُ اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ .
ستيزه جويى ، دوستىِ ديرينه را بر هم مى زند و پيوند محكم (هر امرى) را مى گشايد. كمترين چيزى كه در ستيزه كردن هست، اين است كه هر يك مى خواهد بر ديگرى چيره آيد و اين چيره جويى، عامل اصلى بريده شدن پيوند دوستى است .
الشاكِرُ أسعَدُ بالشُّكرِ مِنهُ بِالنِّعمَةِ التي أوجَبَتِ الشُّكرَ ؛ لأنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ ، والشُّكرَ نِعَمٌ وعُقبى .
خوشبختىِ شكرگزارى براى شاكر ، بيشتر از خوشبختى او به نعمتى است كه موجب شكر شده است ؛ زيرا نعمت متاعى [فانى ]است اما شكر ، نعمت و عاقبت است .
ـ عن إبراهيم بنِ عقبةَ لَمّا سَألَهُ عن زيارَةِ أبي عبدِاللّه ِ الحُسينِ وعن زيارَةِ أبي الحَسنِ الكاظم وأبي جعفرٍ الجوادِ عليهم السلام ـ : أبوعبدِاللّه عليه السلام المُقَدَّمُ، وهذا أجمَعُ وأعظَمُ أجرا .
ـ در پاسخ به ابراهيم بن عقبه كه از ايشان درباره زيارت ابى عبداللّه الحسين و ابو الحسن امام كاظم و ابوجعفر امام جواد عليهم السلام سؤال كرد ـ فرمود : زيارت امام حسين مقدّم است اما اين جامعتر و ثوابش بيشتر است .
لَمّا كَلَّمَ اللّه ُ عزّوجلّ موسى ابنَ عِمرانَ عليه السلام قالَ موسى : إلهي ... ما جَزاءُ مَن وَصَلَ رَحِمَهُ ؟ قالَ: يا موسى، أنسَأُ لَهُ أجَلَهُ، واُهَوِّنُ علَيهِ سَكَراتِ المَوتِ .
آن گاه كه خداى عز و جل با موسى بن عمران عليه السلام سخن گفت، موسى عرض كرد : پاداش كسى كه صله رحم كند چيست؟ خداوند فرمود : اى موسى! مرگ او را به تأخير مى اندازم و سختيهاى جان كندن را بر او آسان مى كنم .
خَيرٌ مِن الخَيرِ فاعِلُهُ ، وأجمَلُ مِن الجَميلِ قائلُهُ، وأرجَحُ مِن العِلمِ حامِلُهُ .
از خوبى بهتر، كسى است كه خوبى مى كند و از زيبايى زيباتر، كسى است كه زيبا مى گويد، و از علم برتر كسى است كه دارنده آن است.
مَنِ اتّقى اللّه َ يُتّقى .
هر كه از خدا پروا كند، از او پروا شود .
الحِكمَـةُ لا تَنْجَـعُ في الطِّباعِ الفاسِدَةِ .
حكمت در جانهاى فاسد مؤثر نمى افتد .
العِتابُ خَيرٌ مِن الحِقْدِ .
سرزنش كردن بهتر است از كينه به دل گرفتن .
الجاهِلُ أسِيرُ لِسانِهِ .
نادان ، اسير زبان خود است.
ـ وقد سُئلَ عنِ التّوبهِ النَّصُوحِ ـ : أنْ يَكونَ الباطِنُ كالظّاهِرِ وأفْضَلَ مِن ذلكَ .
ـ در پاسخ به سؤال از توبه نصوح ـ فرمود : توبه نصوح اين است كه باطن، همچون ظاهر، و بهتر از آن شود.
البُخلُ أذَمُّ الأخلاقِ .
بخل، نكوهيده ترين خوى است.
الإمامُ بَعدي الحسَنُ ، وبعدَ الحسنِ ابنُه القائمُ ، الّذي يَملأُ الأرضَ قِسْطا وعدلاً كما مُلِئتْ جَورا وظُلما .
امام پس از من، حسن است و پس از حسن فرزندش قائم؛ همو كه زمين را پر از عدل و داد مى كند، همچنان كه از بيدادگرى و ستم پر شده است .
السَّهَرُ ألذُّ لِلمَنَامِ ، والجُوعُ يَزِيدُ فِي طِيبِ الطَّعَامِ .
شب زنده دارى، خواب را دلنشين تر و گرسنگى، غذا را لذتبخش تر مى كند.
لا تَطلب الصَّفا ممّن كَدّرتَ علَيهِ ، ولا النُّصْحَ ممّن صَرَفْتَ سُوءَ ظنِّكَ إلَيهِ ، فإنّما قلبُ غيرِكَ لكَ كقلبِكَ لَهُ .
از كسى كه مكدّرش كرده اى صفا مجوى و از كسى كه تير بدگمانى ات را به او نشانه رفته اى خيرخواهى و صداقت مخواه؛ زيرا دل ديگرى با تو همچون دل توست با او.