الصَّلاةُ لَها أربَعةُ آلافِ بابٍ .;
براى نماز چهار هزار باب [در احكام و مسائل ]وجود دارد .;
احادیث امام رضا علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
الصَّلاةُ لَها أربَعةُ آلافِ بابٍ .;
براى نماز چهار هزار باب [در احكام و مسائل ]وجود دارد .;
«و سَبِّحْهُ لَيلاً طَويلاً» ـ ; صلاةُ الليلِ .;
منظور نماز شب است .;
إنَّ الصَّمتَ بابٌ مِن أبوابِ الحِكمَةِ، إنَّ الصَّمتَ يُكسِبُ المَحَبَّةَ إنّه دَليلٌ على كُلِّ خَيرٍ .;
خاموشى، يكى از درهاى حكمت است ، خاموشى، محبّت مى آورد ، خاموشى، راهنماى آدمى به هر خير و خوبى است .;
ما أحسَنَ الصَّمتَ لا مِن عِيٍّ ، و المِهذارُ لَهُ سَقَطاتٌ .;
چه نيكوست آن خاموشى كه از روى درماندگى [در سخن گفتن ]نباشد، و براى پُر گو لغزشهاست .;
كانَ عيسى عليه السلام يَبكِي و يَضحَكُ ، و كانَ يَحيى عليه السلام يَبكِي و لا يَضحَكُ، و كانَ الذي يَفعَلُ عيسى عليه السلام أفضلَ .;
عيسى عليه السلام هم مى گريست و هم مى خنديد ، يحيى عليه السلام مى گريست ولى نمى خنديد و روش عيسى بهتر بود .;
دَعا رجُلٌ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام فقالَ لَهُ ; قد أجَبتُكَ على أن تَضمَنَ لي ثلاثَ خِصالٍ . قال ; و ما هِيَ يا أميرَ المؤمنينَ ؟ قال ; ذاكَ لكَ يا أميرَ المؤمنينَ ، فأجابَهُ عليُّ بنُ أبي طالبٍ عليه السلام .;
مردى امير المؤمنين عليه السلام را به ميهمانى دعوت كرد . حضرت فرمود ; مى پذيرم به شرط اين كه سه قول به من بدهى . عرض كرد ; چه قولى اى امير المؤمنين؟ فرمود ; از بيرون چيزى براى من تهيه نكنى ، آن چه را در خانه دارى از من دريغ نكنى، و در حقّ زن و بچّه ات اجحاف ننمايى . عرض كرد ; قبول مى كنم اى امير المؤمنين . پس على بن ابى طالب عليه السلام دعوت او را پذيرفت .;
و عِلَّةُ الطلاقِ ثلاثا لِما فيهِ مِن المُهلَةِ فيما بينَ الواحِدَةِ إلى الثلاثِ؛ لرَغبَةٍ تَحدُثُ أو سُكونِ غَضَبٍ إن كانَ، و لِيَكُونَ ذلكَ تَخويفا و تَأديبا للنِّساءِ و زَجِرا لهُنَّ عن مَعصيَةِ أزواجِهِنَّ فَاستَحَقَّتِ المرأةُ الفُرقَةَ و المُبايَنَةَ لدُخُولِها فيما لا يَنبَغي مِن مَعصيَةِ زَوجِها، و عِلَّةُ تَحريمِ المرأةِ بعدَ تِسعِ تَطليقاتٍ فلا تَحِلُّ لَهُ أبدا عُقوبَةً؛ لئلاّ يُتَلاعَبَ بِالطلاقِ، و لا تُستَضعَفَ المرأةُ، و لِيَكُونَ ناظِرا في اُمورِهِ مُتَيَقِّظا مُعتَبِرا، و لِيَكونَ يائسا لَها مِن الاجتِماعِ بعدَ تِسعِ تَطلِيقاتٍ .;
علت مقرر شدن سه بار طلاق اين است كه از طلاق اوّل تا سوم فرصتى است براى آن كه ميل و رغبتى به از سر گرفتن زندگى زناشويى پيش آيد يا اگر عصبانيت و خشمى در كار بوده فروكش كند و نيز براى آن كه زنان ترسان و متنبّه شوند و از نافرمانى شوهرانشان باز ايستند ؛ زيرا زن از اين رو مستحق جدايى و طلاق شده است كه مرتكب عمل ناشايستِ نافرمانى از شوهرش گرديده است . علت حرمت ابدى زن بر مرد بعد از نُه طلاق اين است كه مرد، طلاق را بازيچه قرار ندهد و به زن زورگويى نكند و در كارهاى خود با چشم باز عبرت آموز بنگرد و بداند كه بعد از نُه طلاق از زندگى كردن با او براى هميشه محروم خواهد شد .;
الطِّيبُ مِن أخلاقِ الأنبياءِ .;
عطر زدن از اخلاق پيامبران است .;
الدُّخولُ في أعمالِهِم و العَونُ لَهُم و السَّعيُ في حَوائجِهم عَديلُ الكُفرِ، و النَّظَرُ إلَيهِم على العَمدِ مِنَ الكبائرِ التي يَستَحِقُّ بهِ النارَ .;
وارد شدن در كارهاى سلاطين و كمك كردن به آنان و كوشش در راه خواسته هاى ايشان ، همتاى كفر است و نگاه كردن به آنها از روى عمد، از گناهان كبيره اى است كه به سبب آن سزاوار آتش مى شود .;
مَن أعانَ ظالِما فهُو ظالِمٌ، و مَن خَذَلَ ظالِما فهُو عادِلٌ .;
هر كه ستمگرى را يارى كند ، ستمگر است و هر كه ستمگرى را يارى نرساند و دست تنها گذارد ، دادگر است .;
إنَّ للّه ِِ تعالى بأبوابِ الظَّالِمِينَ مَن نَوَّرَ اللّه ُ ( وَجهَهُ ) بِالبُرهانِ، و مَكَّنَ لَهُ في البِلادِ؛ لِيَدفَعَ بِهِم عن أوليائهِ و يُصلِحَ اللّه ُ بهِ اُمورَ المُسلمينَ ··· اُولئكَ هُمُ المُؤمِنُونَ حقّا .;
خداوند عزّ و جلّ در دربار ستمگران ، كسانى را دارد كه چهره شان را به نور برهان روشن ساخته و به آنان در سرزمين مسلمانان نفوذ و قدرت داده است ، تا به وسيله ايشان از دوستان خود حمايت كند و امور مسلمانان را به سامان آورد ··· اينان همان مؤمنان حقيقى هستند .;
أحسِنِ الظَّنَّ باللّه ِ؛ فإنّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ يقولُ ; أنا عِندَ ظَنِّ عَبدِيَ المُؤمِنِ بي؛ إن خَيرا فخَيرا، و إن شَرّا فَشَرّا .;
به خداوند گمان نيك ببر ؛ زيرا خداى عزّ و جلّ مى فرمايد ; من نزد گمان بنده مؤمن خويشم ؛ اگر گمانِ او به من نيك باشد ، مطابق آن گمان با او رفتار كنم و اگر بد باشد نيز مطابق همان گمانِ بد با او عمل كنم .;
لِئَلاّ يَكونوا ناسِينَ لِذِكرِهِ، و لا تارِكينَ لأدبِهِ، و لا لاهِينَ عَن أمرِهِ وَ نَهيِهِ، إذا كانَ فيهِ صَلاحُهُم و قِوامُهُم، فَلَو تُرِكوا بغَيرِ تَعَبُّدٍ لَطالَ عَلَيهِمُ الأمَدُ فَقَسَت قُلوبُهُم .;
تا اين كه مردم ياد خدا را فراموش نكنند و آداب او را وا نگذارند و از اوامر و نواهى او غافل نشوند؛ زيرا درستى و قوام مردمان در اين است. اگر بدون تعبّد ، به حال خود رها مى شدند پس از مدّتى دلهايشان سخت مى شد.;
أوّلُ عِبادَةِ اللّه ِ تعالى مَعرِفَتُهُ ، و أصلُ مَعرِفَةِ اللّه ِ تَوحيدُهُ .;
سر آغاز عبادت خداوند متعال ، شناخت اوست و ريشه شناخت خدا يگانه دانستن او.;
أوّلُ عِبادَةِ اللّه ِ مَعرِفَتُهُ .;
آغاز بندگىِ خدا ، شناخت اوست.;
لَو لَم يُخَوِّفِ اللّه ُ النّاسَ بِجَنّةٍ و نارٍ لَكانَ الواجِبُ أن يُطيعوهُ و لا يَعصُوهُ؛ لِتَفَضُّلِهِ علَيهِم و إحسانِهِ إلَيهِم و ما بَدَأهُم بهِ مِن إنعامِهِ الَّذي ما استَحَقّوهُ .;
اگر خداوند مردم را به بهشت و دوزخى هم وعده و وعيد نمى داد، باز لازم بود كه از او اطاعت كنند و نا فرمانيش نكنند؛ زيرا به آنان تفضّل و نيكى فرموده و نعمتهايش را در اختيارشان گذاشته است، بى آن كه [به سبب انجام عملى] استحقاق آن را داشته باشند.;
لَيسَتِ العِبادَةُ كَثرَةَ الصِّيامِ وَ الصَّلاةِ، وَ إنَّما العِبادَةُ كَثرَةُ التَّفَكُّرِ في أمرِ اللّه ِ .;
عبادت به فراوانى روزه و نماز نيست بلكه عبادت به بسيار انديشيدن در كار خداست.;
إنَّ رَجُلاً كانَ في بَني إسرائيلَ عَبَدَ اللّه َ تَبارَكَ و تَعالى أربَعينَ سَنَةً فلَم يَقبَلْ مِنهُ، فقالَ لِنَفسِهِ ; ما اُوتيتَ إلاّ مِنكِ، و لا الذَّنبُ إلاّ لَكِ، فأوحَى اللّه ُ تَبارَكَ وَ تعالى إلَيهِ ; ذَمُّكَ نَفسَكَ أفضَلُ مِن عِبادَةِ أربَعينَ سَنَةً .;
مردى از بنى اسرائيل خداوند تبارك و تعالى را چهل سال عبادت كرد، اما عبادتش پذيرفته نشد. به خودش گفت; عيب كار از خود توست و كسى جز خودت مقصّر نيست. پس خداى تبارك و تعالى به او وحى فرمود كه اين نكوهش (انتقاد) تو از خودت، برتر از عبادت چهل سال بود .;
تَصَدَّقْ بِالشَّيءِ و إن قَلَّ، فإنَّ كُلَّ شَيءٍ يُرادُ بِهِ اللّه ُ و إن قلَّ ـ بَعدَ أن تَصدُقُ النِّيَّةُ فيهِ ـ عَظيمٌ .;
صدقه دهيد هر چند اندك باشد؛ زيرا هر چيزى كه براى خدا باشد، گر چه اندك ـ اگر با نيّت درست و خالص صورت گيرد ـ بزرگ است.;
ثَلاثَةٌ مُوَكَّلٌ بِها ثَلاثَةٌ ; تَحامُلُ الأيَّامِ عَلى ذوَي الآدابِ الكامِلَةِ ، و استيلاءُ الحِرمانِ عَلَى المُتَقَدِّمِ في صَنعَتِهِ ، و مُعاداةُ العَوامِّ عَلى أهلِ المَعرِفَةِ .;
سه چيز است كه بر سه چيز گماشته شده است; رنج و مشقّتِ روزگار بر دارندگان آداب [و فرهنگ] كامل، غلبه محروميت بر پيشكسوت در حرفه خود، و دشمنىِ عوام با اهل معرفت.;