چه رشته ای بخونم که در آینده شغل داشته باشم
من ابوالفضل هستم کلاس دوازدهم ریاضی میخونم میخوام راجب رشته های دانشگاهی تحقیق کنم بدونم کدوم رشته آینده رو برام بهتر هست لطفاً کمک کنید ممنون
7بیماری
سلام وقتتون بخیر من یه مشاوره پزشکی میخواستم من ۱۹سالمه چندوقتیه تا یکم تحرک میکنم نفس کم میارم بعد یکم تحرک نشسته بلند بشم سرم گیج میره وقتی یکم حرصوجوش میخورم یا ناراحتی میکنم قفسهسینهام تیر میکشه دست راستم یسری جاها ضربانش شدید میشه یکم که تحرک دارم خسته میشم و کم میارم
25نماز
سلام. ببخشید من یه سوالی دارم. من معمولا نماز هام رو میخونم ولی بعضی وقت ها چون حوصله ندارم یا خسته ام نماز نمیخوانم و دقیقا اون وقتی که نماز نمی خوانم یعنی مثلاً نماز شبم رو نمیخوانم همون شب یه اتفاقی میافتد که من اعصابم خورد بشه یا یه کاری انجام نشه و من فکر میکنم که خدا با من لج میکنه و یه کاری میکنه که من مجبور شم برم نماز بخوانم .
18خمیر بازی
وقتی کلاس اول بودم یه بسته کامل و نو خمیر بازی رو از توی کیف دوستم برداشتم و بردم خونه باهاش بازی کردم و دیگه اونو پس نیاوردم الان ۱۴ سالمه و خیلی عذاب وجدان دارم الان شمارشو دارم ولی خجالت میکشم بهش بگم که من خمیر بازیش رو برداشتم.
18برنامه ریزی روزانه
سلام من برای هر روزم برنامه ریزی می کنم ولی به آن نمیتوانم به آن عمل کنم در ضمن به خاطر داشتن وقت اضافه،بعضی از وقت ها خود ارضايي هم انجام می دهم🥺🥺🥺 لطفاً کمک کنید. 🙏🙏🏻
12اصلاح مو های زائد
سلام من پسر ۱۴ ساله هستم که حدود یک سال پیش بالغ شده ام . میخواستم بدونم آیا مشکلی داره من مو های پا هایم رو کوتاه کنم یا از بین ببرم . با توجه به اینکه من ورزش باستانی انجام میدهم و لباس ورزش باستانی شلوارک است؟
61کمکم کنید
سلام خدمت شما تیم نوجوانی ببخشید یه موضوع خیلی حیاتی رو میخوام بهتون بگم خواهش میکنم کمکم کنید امسال کنکور دارم و ۱۸ سالم هست و یه داداش بزرگتر از خودم دارم و ۲۳ سالشه دیشب موقعی که تو اتاق درس میخوندم اومد تو اتاق و داشت هزیون میگفت بهش خیلی شک کردم امروز متوجه شدم دچار اعتیاد شده و مواد میکشه و خودم تو دستش دیدم که داشت میرفت بیرون بکشه و ما خیلی خانواده مذهبی و با شخصیتی هستیم ولی متاسفانه داداشم با این کاراش آبروی مارو داره میبره و تا الان فقط من میدونم مواد میکشه من واقعا الان نمیدونم چه کاری بکنم . ازتون خواهش میکنم بگید چه اقدامی بکنم آیا به پدر و مادرم بگم؟ آخه به مادرم بگم خیلییییییی غصه میخوره
24بهم خوردن رفاقت سره یه چیز الکی
سلام خوبین وقتتون بخیر اسم من محمده و ۱۶ سالمه این موضوع ماله ۴ هفته پیشه که میخوام بگم فکر کنم یکشنبه بود و دوستم (امیر) میخواست بره ساندویچ بگیره از بوفه و بعدش گفت پول ندارم منم گفتم خب بیا من برات میخرم و خریدم و دوتایی باهم خوردیم اون روز تموم شد فرداش یکی از همکلاسی هام میخواست بره خرید کنه و منم به شوخی بهش گفتم برای منم بخر خب نامرد و بعدش امیر گفتش که راست میگه چقدر گدایی و منم گفتم والا من دیروز برای امیر ۳۰ تومن ساندویچ خریدم خوردیم این رقما دیگه چیزی نیست داری چونه میزنی و اینو که شنید اون ۳۰ تومنو میخواست به هر نحوی به من پس بده به همه داشت میگفت ۳۰ داری بدی به این و بعدش من بهش گفتم چرا اینجوری میکنی و ناراحت میشم اگه بدی و این حرف ها گفت به کتفم ناراحت شو و قهر کرد و من هم خیلی ناراحت و عذاب وجدان داشتم و هرچی هم زنگ میزدم جواب نمیداد یعنی طوری بود که خوابم نمیبرد و همش فکرم درگیر بود و داشتم نابود میشدم و الان ۴ هفته هست که قهره و حرف نمیزنه تا اینکه امروز دوستم بهم زنگ زد و پرسید که با امیر دعوات شده؟ و منم جریان رو واسش تعریف کردم و ازش پرسیدم چیزی شده ؟ گفت بماند مهم نیست ولکن و بعد از کلی خواهش و التماس گفت باشه میگم فقط به کسی نگو گفتش که پشت سرت حرف میزنه و فحش مادر و ناموسی و خلاصه فحش های ناجور که اصلا قابل گفتن نیست و من خیلی حالم بد شد اصلا هم عصبانی بودم هم ناراحت و الان من نمیدونم چیکار کنم میشه لطفاً راهنماییم کنید؟ البته اینم بگم که امیر ۱۷ سالشه و من هم ۱۶ سالمه و از یه طرف هم ناراحتم که چرا دوستی و رفاقت ۵ سالمون به اینجا رسیده و داره بهم فحش ناجور میده
10دیگه خسته شدم ، خیلی تحریک میشم
سلام من یک پسر 17 ساله هستم این روزا با این وضعیت جامعه خیلی تحریک میشم ، چهار سال هستش که فیلم و.... رو گذاشتم کنار و کلا از این جهات پاکم ، ولی جوری شده که چشمم هرزه میره تو خیابون ، جوری شده که هفته ای دو سه بار محتلم میشم ، واقعاً خسته شدم از خودم و خدا خجالت میکشم ، توی غذا هم خیلی دقت میکنم که گرمی نخورم ولی فایده آنچنانی نداره من چیکار کنم دیگه بسه
31راهنمایی در مورد ازدواج
سلام وقت بخیر من یک پسر ۱۷ ساله هستم که ان شاءاللّٰه اردیبهشت ماه سال آینده به سن قانونی میرسم من وسواس فکری شدید دارم ، جوری که توی همه کارهام مشکل ایجاد کرده من سه چهار سال پیش متأسفانه به استمناء و .... مبتلا بودم ، جوری که نزدیک بود آبروم به خطر بیفته ، من گفتم خدایا تو آبروی منو حفظ کن منم قول میدم دیگه سراغ این چیزا نرم حتی نگاه کردن به نامحرم رو هم گفتم ، بعدش من خیلیییی تغییر کردم ، کلا این کار زشت رو گذاشتم کنار اصلا یه آدم دیگه ای شدم از منفی به مثبت ، نماز خون شدم روزه گرفتم خیلی با خدا و ائمه دوست شدم و حالم خیلیییییی خوب بود ، وسواسم که شدید شد باعث شد همه امور برام سخت بشه به خصوص توی این زمونه ، الان میرم بیرون چشمم به خانم های بی حجابی که راست راست توی جامعه میگردن میفته و .... خیلی میترسم ، میگم نکنه یه وقت عهدم .... برای ازدواج هم خودم خیلی مشتاق هستم ، وضع خانواده ام خوبه خدا رو شکر ، از لحاظ خونه و ماشین و کار هم مشکلی ندارم ولی خانواده ام از اون دسته هستند که میگن تا ۳۰ سالت نشده ازدواج نکن ، خلاصه هی تیکه های اینجوری میزنن که من بفهمم راضی نیستند با این وجود که توی این سن و این شرایط جامعه تحریک پذیری بالا رفته ، من باید چیکار کنم خیلی بهم فشار میاد ممنون میشم راهنمایی کنید چجوری میتونم خانواده رو راضی کنم
21- 1
- 2
- ...
- 15(current)
- ...
- 663
- 664