زندگی مشترک و زناشویی

زندگی مشترک و زناشویی

ازدواج 

ناشناس

سلام من دختر ۱۶ ساله ای هستم که به شدت نیاز به ازدواج در خودم حس می کنم ولی مشکلاتی جلوی پایم هست ۱مادر و پدرم اصلا اجازه ی آوردن اسم ازدواج رو هم بهم نمی‌دن و وقتی یکبار به مادرم گفتم که همسر می خوام خیلی محکم گفت نه این حرف چیه میزنی ۲ من دوست دارم تا دکترا درس بخونم ولی وقتی ازدواج کنم احتمالا نتونم مثل قبل درسم رو ادامه بدم ۳ تو فامیل و آشنا ها همه بالای ۱۸ سالگی ازدواج کردن و اگر من تو سن کم ازدواج کنم احتمالا آشنا ها کلی بی احترامی به خانوادم بکنن که این از همه اذیت کننده تر هست

 83

با چهره ی همسرم مشکل دارم چجوری خودمو آروم کنم؟آیا به خاطر چهره همسر میشه طلاق گرفت؟ 

ناشناس

سلام وقتتون بخیر من دو سال هست که ازدواج کردم همسرم مرد خیلی خوبی هست من فقط یه مشکلی دارم صورت ایشون یکم بیبی فیس هست حس خوبی به چهرشون ندارم دلمم نمیخواد بفهمن فقط خودم تو دل خودم زجر میکشم حتی این حس بد انقدر پیش میره که دلم میخواد طلاق بگیرم ولی شوهرم رو قلبا دوست دارم دیشب خونه مادرم بودم خیلی دلم تنگ شد ولی چهرش منو اذیت میکنه به نظرتون چجوری ذهنم رو آروم کنم من موقع آشنایی هم دو دل بودم ولی دلیل محکم برای رد خواستگاریش نداشتم تو رو دربایستی موندم ? پول نداشتم مشاوره برم ایشونم میگفتن لزومی نداره بریم مشاوره شب خواستگاری تو رودرواسی موندم ک جواب بله دادم نمیدونم آلان چکار کنم خانوادم حامی من نیستن که من برگردم خونه پدرم ب نظرتون چکار کنم خواهش میکنم کمکم کنید

 105

حالا با این وضع چه کنم؟ 

ناشناس

سلام بنده شانزده سال دارم در یک جای گرم زندگی میکنم و وضع حجاب هم غوغا میکنه خوف این را هم دارم که گناه کنم حالا چه کار کنم؟؟

 76

شک کردن به همسر 

ناشناس

سلام خسته نباشید حدودا ۴ساله ازدواج کردم من چندباری توی گوشی شوهرم پیام های دیدم وفیلم دیدم که بادختردیگی درارتباط هست ولی انکارمیکنه ومیگه تولدی دعوت بودم بهش میگم پس پیام هاچین انکارمیکنه وقسمت میخوره کاری نمیکنه کسی جزمن دوست نداره ولی من اصلا بهش اعتمادندارم وخیلی بهش شک دارم به نظرتون چکارکنم؟

 104

دعوای والدینم 

ناشناس

سلام مادر پدر من از زندگی بخاطر دخالت‌ها و بی احترامی های عمه بزرگم دعوا داشتند و با اینکه خانواده شادی هستیم رفتار خانواده پدریم واقعا اذیت کننده است از اول بچگی پدر بزرگ و مادربزرگ پدریم حتی یکبار برای ما تولد نگرفتند البته این را هم در نظر بگیریم که ۲۰ تا نوه دارند اما خوب ما تو خونه اونها واقعا غریبه بودیم درحالی که نصف زدگیم تو خونه عزیزم(مادربزرگ مادریم) بوده عمه ی من آدمی بسیار بد دهنی و تند زبان که انگار زبانش نیش مار داره و متاسفانه تمام امور خانواده پدریم زیر دست ایشونه و واقعا کسی نمی تونه چیزی بگه برای مثال همین چند روز پیش مجبورا با پسرخاله ام که همسن داداشم هست رفتیم آنجا و خب بچه ها برای بازی جشن پتو گرفتن بعد عمم سر سفره برگشت به پسرخاله میگه:( چرا بچه داداش منو می زدی. الحق که تهرانی تهرانی ): خلاصه که مامانم خیلی ناراحت شد و قبلا هم عمم به مامان بی ادبی کرده و خب اینکه چیزی نیست جای بد ماجرا اینجا که مامان من از بابام می خواد که کمی جلوی عمم واسته اما بابام همیشه با نهایت بی خیالی میگه از این گوشت بشنو از این گوشت در بیار یا که خودت جوابش رو بده من که نمی تونم بخاطر تو با خواهرم دعوا کنم حالا شما بگید چی بگم بهشون یا چیکار کنم که بهم نگن تو هنوز بچه ای نمی فهمی به هر حال بچه اول خانواده ام در ضمن مامان بارداره بلایی سر بچه میاد با این همه حرص خوردن تازه مامان میگه بعد بدنیا آمدن بچه طلاق میگیره بچه در شکم برای بابا و من داداشم برای خودش??

 61

عقد در سن کم 

ناشناس

سلام میگم ببخشید من ۱۴ سالمه ۳ ماهه عقد کردم و اون ۲۳ ساله پسر خوبیه خارج کشور زندگی میکنه هر وقت بخواد میتونه بیاد من حتی به ازدواج فکر نمی کردم ولی این آقا خیلی خاطر خواهم بود در کنار اون ۴ تا خواستگار دیگه هم داشتم بعد از ۲ماه تحقیق قبول کردیم و اینکه سنم خوبه به نظر شما؟ درسم هم قراره دانشگاهم برم خارج کشور همراه همسرم میخوام بدونم بعدا پشیمون نمیشم؟

 126

کار های مادرم 

ناشناس

سلام من ۲ سالم بود مادر پدرم از هم جدا شدن دلیلشم خیانت مادرم بود بعد مادرم منو نگر نداشت خونه مادربزرگ پدریم بزرگ شدم پدرمم زن گرفت من از ۱۰ سالگی هفته ای ۲ روز پیش مادرم میرفتم بعد من یه کارایی یا یه چیزایی میدیدم که اعضیتم میکنه مثلا هی با تلفن با مرد قریبه حرف میرنه و... دیروز تو کشوش کاندوم دیدم واقعا دلم شکست من اعلان باید چیکار کنم واقعا میرم پیشش با این کاراش حالم بد میکنه لطفا کمکم کنید

 172

ازدواج در سن کم 

ناشناس

سلام من دخترم 13 سالمه بیشتر اقوام ما درسن کم ازدواج می کنند مثلا 16 سالگی به بالا حتما باید شوهر کنن من بابام میگه تو سن کم شوهرت نمی دم ولی مامانم داره واسم جهیزیه جمع میکنه و میگه حداقل بیست سالگی شوهرت میدم من دلم نمی خواد ازدواج کنم دلم نمی خواد زندگیم تباه شه می خوام درسمو بخونم اما وقتی اطرافیانم درمورد من صحبت می کنند خیلی ناراحت میشم به طوری که میرم یه جایی تنهایی کریه می کنم من خودم دوست دارم حداقل تو سن 25 ازدواج کنم اما همیشه بزرگ ترین ترس من این بوده که تو سن کم من و شوهر بدن بعضی وقتا با خودم میگم مگه دست اوناست سعی می کنم به خودم امید بدم ولی نمیشه چرا اینقدر فکر و فرهنگ خوانواده ی من پایینه بابام بهم میگه من نمیزارم ولی از مامانم میترسم لطفا بگید کمک کنید به من که تو همچین شرایطی چیکار کنم؟؟

 522

درباره ی عصبانیت با دخترم 

ناشناس

هنگام عصبانیت نمیتونم خودم و کنترل کنم سرش داد میزنم گاهی اوقات هم دست بلند میکنم لطفن کمک کنید

 350

بچه زیاد.... 

ناشناس

چی کار کنم وقتی ازدواج کردم صاحب بچه زیادی بشم

 805