مشاوره ی قبل از ازدواج
ناشناسسلام خسته نباشید. من 2 سال و نیم هست با یک پسر 20ساله وارد یک رابطه شدم خودم هم 15سالمه توی این 2سال واقعا این پسر بهم ثابت کرده که دوستم داره و عاشقمه و منو بخاطره خودم میخواد نه بخاطره نیازاش و رابطمون خیلی جدی و پایدار و پخته هست دوتامون واقعا همو از صمیم قلب دوست داریم توی این دوسال ۷و۸بار همو دیدیم ولی یکبار هم به من پیشنهاد نداده که رابطه ی جنسی داشته باشیم و بهم زیاد نزدیک نشده و من از این ماجرا خوشحال و فهمیدم که منو بخاطره خودم میخواد نه واسه برطرف کردن نیازش و اینکه خیلی باهام رو راست هست و هر دختری که بهش زنگ میزنه یا مزاحم میشه به من خبر میده و منم خیلی بهش اعتماد دارم اونم به من اعتماد داره . خانوادهامون از این موضوع خبر دارن فقط بجز باباش و بابای من . الان قراره ۳ماه دیگه یعنی بعداز فروردین که تولدمه بیان خواستگاریم و من خیلی دوست دارم بهم برسیم و اون هم دوست نداره بجز من باکسی دیگه ای ازدواج کنه ولی خب میترسم بابام قبول نکنه چون میگن که خیلی سنم کمه ولی من کسایی رو میشناسم که تو سن 15و16سالگی ازدواج کردن و خیلی هم خوشبختن. الان مامانم با این موضوع که من با اون ازدواج کنم مشکلی نداره . بنظرتون سن من برای ازدواج خیلی کمه ؟ چون بابام و خواهرم فقط بر سر این موضوع مشکل دارن که سنم کمه . ولی من نمیخوام که از دستش بدم چون من توی این 15سال از هیچ پسری خوشم نمیومد و اصلا با جنس مخالفم رابطه ی خوبی نداشتم ایشون اولین پسری هستن که من انقد دوستشون دارم و مطمعنم که اونم منو دوست داره دوست داشتنمونو بهم ثابت کردیم و نمیخوایم رابطمون خراب بشه با مخالفت پدرم . میشه لطفاً کمکم کنید که بابامو راضی کنم که با ازدواجم موافقت کنند?? مامانم و بابام هم باهم مشکل دارن جدا نشدن ولی خب زیاد رابطشون باهم خوب نیست که مامانم بتونه بابامو راضی کنه باید خودم کاری کنم که بابام با ازدواجم موافقت کنه لطفاً شما راهنماییم کنید که چطوری پدرمو راضی کنم که با ازدواجم مخالف نباشه. درضمن پدرم خیلی حساسه روی من یعنی اگه بفهمه من با یک پسر دوسال و نیم در ارتباط بودم خیلی ازم ناراحت میشه و مخالفت میکنه نمیدونم اگع مخالفت کرد چجوری بهم بگم. واقعا این پسر از لحاظ اخلاقی خیلی خوبه و باهم میسازیم نمیخوام که از دستش بدم لطفا کمکم کنید??
حس خجالت
ناشناسسلام من دختر ۱۷ ساله هستم که بایه اقا پسر دوست هستیم و میخایم ازدواج کنیم پدرو مادر منم میدونن ولی ایشون کسیو ندارن من هروقت با ایشون میرم بیرون یا خرید زبونم بند میاد و چیزی که تو دلمه رو بیان نمیکنم و حس بدی دارم نمیدونم چجوری خجالتمو بزارم کنار و ازش در خواست چیزی کنم او هم ازین مسئله اذیت میشه و بمن میگه که تو چرا اینجوری میکنی چرا هی اذیت میکنی لطفا راهنماییم کنید?
عشق دخترخاله
ناشناسسلام من یه پسر ۱۴سالم که عاشق دختر خالش شده نمیدونم کی یا کجا ما از اول با هم بودیم من نه میتونم به خونواده خودم بگم نه به اون چیکارکنم؟؟؟ من واقعا عاشقشم..
مشاوره ی قبل از ازدواج
ناشناسسلام خسته نباشید من ۱۵سالمه و ۲سال و نیم هست که با یک پسر ۲۰ ساله درارتباطم و رابطمون خیلی خوب و پایداره و واقعا بهمدیگه ثابت کردیم که همو دوست دارم و عشقمونو ثابت کردیم از همون اول رابطمون مجازی نبوده و تا الان ۵ و ۶ بارهمو دیدیم و خوشبختانه تا الان اصلا با من در مورد مسائل جنسی صحبت نکرده و من رو بخاطره خودم میخواد نه نیازش .الان مامانم و خواهرام از رابطمون با خبر هستن و مامان اون و خواهراش همینطور . الان قراره ۳ ماه دیگه بیاد خواستگاریم شرایط ازدواج هم داره یعنی ماشین و زمین داره ولی خب من میترسم که پدرم با این ازدواج مخالفت کنه چون سنم کمه ولی ما نمیخوایم که عقد محضری کنیم میخوایم که نامزد باشیم تا یذره سن من بیشتر بشه ولی باز هم میترسم پدرم مخالفت کنه لطفاً راهنماییم کنید.
میخوام کمکم کنین!
ناشناسمن یه پسرم که ۱۷ سال سن دارم و دختر خالم رو خیلی دوست دارم و از بچگی باهم بزرگ شدیم و اونم منو خیلی دوست داره ولی نمیدونم کی و چه وقت اقدام به ازدواج بکنم و آیا از الان به فکرش باشم یا نه ؟
ازوداج کنم یا منتظر بمونم
ناشناسمن یع دختر ۱۸ساله هستم ک خواستگارای زیادی داشتم ولی الان یع خواستگار سمج دارم ک خونواده ام راضی اند تا حدودی ولی بااینکه جواب رد دادم اما هنوزم دست بردار نیستن البته منم تا وقتی ک ۲۰سالم تموم نشده اصلا به نامزدی و این چیزا فکر نمیکنم ولی خودم یکی دیگه رودوست دارم ک به قول خودش تا وقتی ک بتونه همه چی یع زندگی خوب رو فراهم کنه نمیتونه به ازدواج فکر کنه پسر عاقلیه ولی اونم تقریبا همسن منه وتا ۲۵سالگی نمیتونه به ازدواج فکر کنه واقعا هم همدیگرو دوست داریم ولی نمیدونم ک چیکار کنم همش هم تحت فشارم
خواستگار
ناشناسسلام ببخشید من ۱۶ سالمه برام خواستگار اومده .پدرو مادرم از هم جداشدن و نزد خاله ام زندگی میکنم اما تمام خرج و مخارجم با پدرمه .خواستگارم پسر برادر،شوهر دومه مادرمه به خاطر همین خالم راضی نیست که من باهاش ازدواج کنم پدرمم میگه اصلا تو نباید ازدواج کنی .خانواده پسره هم میگن من و پسر باید با هم یه مدت در تماس باشیم تا همدیگه رو بشناسیم اما من جرعت اینکه به خانوادم این رو بگم ندارم ولی پسره رو هم دوست دارم مادرمم راضیه میشه یه خورده راهنماییم کنید ممنونم .رشته تجربی هم هستم ولی اینقدر فکرم مشغول شده که نمیتونم بخونم ترس پایین اومدن نمره هامو هم دارم ??
خجالت در بیان احساس
ناشناسسلام من از 13 سالگی که داییم با زنداییم ازدواج کرد من عاشق شدم. عاشق خواهرش نمیدونم چرا ولی خواهر زنداییم خیلی از بقیه اعضای خانوادشون کوچیکتره چون دو تا خواهر داره که ازدواج کردن و او فقط 13 ساله مانده من هرسال حداقل یکبار به منزلشون میرم همراه مادربزرگم و پدربزرگم واقعا باورتان میشه که من واقعا با این که هر سال دارم میبینمش هرچی فکر میکنم چهرش را یادم نمیاد درست حتی جرعت نکردم صاف تو صورتش نگاه کنم اما احساس عاشق بودن میکنم. دو مسئله ای که ذهنم را درگیر کرده یکی خجالت گفتنش به مادر و پدر و دو که برام از همه مهمتر هست اینکه وقتی من باهاش ازدواج کنم داییم میشه باجناق من و زنداییم میشه خواهر زنم اینه که من را اذیت میکنه و خجالت گفتنم رو بالا میبره.
لطفا جواب بدید
ناشناسسلام دوست دخترم میگه بیا پیشم ببنمت شاید نظرم اوض شد ما بلوجستانیم ولی خونمون تهرانه من میخوام وقتی رفتیم خونه مامان بزرگم فرار کنم صبح زود ببنمش برگردم سریع ترین راه کدومه با اسنپ میتونم برم از تهران راه بیوفتم کی اراک هستم
خاستگار دارم برای راضی کردن پدرم چه کنم
ناشناسسلام خسته نباشید من قراره خاستگار بیاد برام سنم۱۶هستش اونم ۲۳سالشه میخاستم برا اینکه پدرم راضی شه چیکار کنم ممنون من خودم راضیم برادر دوستمه اخلاق داره پسر خوبیم هستش فقط دونبال کار میگرده تا چند روز دیگ میاد برا صحبت میخاستم چیکار کنم که خوانواده راضی باشن ازتون ممنونم
- 1
- 2
- ...
- 14(current)
- ...
- 17
- 18