خود ارضایی
ناشناسسلام میخواستم در مورد این غسل که تو پیام ها میگین بدونم که چی هست؟ چون در موردش خبر ندارم و اینکه من به مدت 7 سال هست که خود ارضایی میکنم و این عمل باعث شده از خدا دور بشم و دیگه نماز نخونم و... و فقط روزه میشم اونم چون روزه شدن رو دوست دارم مادرم بخاطر اینکه نماز نمیخونم خیلی ناراحته و همش با خودش و خدا در مورد من حرف میزنه و بهم اعتماد نداره که این باعث میشه به شدت ناراحت بشم خواهشا کمک کنید???
خود ارضایی
ناشناسسلام من 15 سال دارم و حدودا از سن 8 سالگی خود ارضایی رو شروع کردم و تو اون سن نمیدونستم چیه و با وسایل مختلف این کار رو میکردم بعد از مدتی برام عادت شد، من عادت کردم شب ها تا خود ارضایی نکنم خوابم نمیبره، چیکار کنم که بدون خود ارضایی شب خوابم ببره؟ و اینکه من در همون اوایل به مادرم گفتم و مادرم من رو دعوا نکرد ولی دیگه بهم اعتماد نکرد و من از این ناراحتم، من هر موقع با یک دختر یا پسر از فامیل که محرم هست تنها هستم از اول تا آخر کنارم میشینه و حواسش هست چیکار میکنم، بدون در زودن یهو در رو باز میکنه و اگه ببینه رو تخت خوابیدم یه جوری بهم نگاه میکنه که واقعا ناراحت میشم و باعث میشه که دیگه هیچی رو بهشون نگم. من بعد از خود ارضایی به شدت خسته میشم و گوشم سوت میکشه، یه مدته شنوایی و بینایی من هم ضعیف شده و ناخداگاه به اندام دیگران نگاه میکنم، خواهشا بهم کمک کنید?? و خواستم بدونم که خود ارضایی باعث چه چیز هایی میشه؟ و آیا گناه هست؟ و اگر خود ارضایی کنیم به مرور زمان همجنس باز میشویم یا نه؟ و من اکثرا اوقات وقتی دستشویی دارم و نمیرم و نگه میدارم میخوام خود ارضایی کنم و وقتی تنها هستم نمیخوام وقتی کسی در خانه هست میخوام تو اتاق یواشکی اینکار رو بکنم و میخواستم بدونم دلیلش چیه؟ ممنون میشم جواب بدین? ببخشید اینقدر زیاد شد
خشم و کنترل آن
ناشناسسلام من ۱۶ سالمه دخترم خیلی عصبیم اصلا نمیتونم خودمو کنترل کنم. همش با همه پرخاش گری میکنم خصوصا با مادرم. انگار همه چی رو مخمه اعصاب هیچی رو ندارم! در مقابل هیچ چیز نمیتونم خودمو کنترل کنم ?
سلام میخوساتم بدونم
ناشناسسلام وقتتون بخیر من برای چند وقتی مسشد که خود ارضایی رو ترک کرده بودم اما دیروز دوباره این عمل زشت رو انچام دادم و دیدم رنگ منی من بی رنگ ایا این عادی
مسائل خانوادگی
ناشناسمادر و پدرم جدا شدند نزدیک به ۴ ساله پدرم نمیزاره برم مامانم رو ببینم چی کار کنم که بزاره دارم دیوونه میشم
چند سوال ک وسواسم کرده. ?
ناشناسسلام وقت بخیر. اول اینکه من ب تازگی فهمیدم ک اعراد بعد از ازدواج یا اینکه باردار میشن چیکار میکنن و ب شدت از اینکه این کارو انجام بدم میترسم چطور بر ترسم غلبه کنم دوم من با یکی از اقواممون چت میکنم خییییلی همو دوس داریم و تصمیم ما واقعا ازدواجه اون میخواد بیاد ب من ی گل بده اما من بشدت از اینکه باهاش روب رو بشم میترسم چیکار کنم ترسم از بین بره سوم اون خیلی اشتیاق داره تلفنی باهم حرف بزنیم و در حد سی ثانیه تماس تلفنی داشتیم ک من کاملا ساکت بودم و اون خیلی ناراحت شد ?. و من از اینکه بهش بگم عشقم احساس میکنم کار زشتیه ?
مشکل خانوادگی
ناشناسسلام من دختر ۱۴ ساله ای هستم بچه طلاقم. از ۶ ماهگی مامان بابام طلاق گرفتن و پیش خانواده پدربزرگم زندگی میکنم و یکی از عمه هام منو بزرگ کرده. مامان بابام هردوشون دوباره ازدواج کردن و مامانم توی یه شهر دیگه س. بابام هم توی شهر خودمونه و خونشون توی یه محله دیگه جدا از ماست من توی خونه پدربزرگم اصلا هیچکس بهم هیچ احترامی نمیذاره. با من مثل برده رفتار میکنن. بابام هم چند بار گفته بیا پیش منو زنم. ولی من دوست ندارم چون بابام هم اخلاق خیلی خیلی خیلی خیلی بدی داره و با هیچکس خوب رفتار نمیکنه. الان من نمیدونم چیکار کنم. همیشه همه بهم توهین های بد میزنن و باهام درست حرف نمیزنن. یا کلی تر بگم مثل یک آدم حسابم نمیکنن. پدربزرگ من یه آدم خیلی خسیسیه. نه اینکه بگیم پول نداره و فقیره ها اتفاقا پول هم داره. و هر بار من میرم در یخچالو باز میکنم میگه خونه بابات بود اینجوری چیز میاوردی بکنی زهرمارت؟ در هر مورد حرف میزنم میزنن تو ذوقم. من خودم چند بار با احترام باهاشون حرف زدم گفتم من فقط یه نوجوانم چرا با من اینجوری حرف میزنین؟ منم دوست دارم مثل بقیه اعضا خانواده باهام رفتار کنین. بعد همه عصبی میشن و کلی فحش بد بهم میگن و هربار کلی گریه م میگیره. بابام هم که آدمی نیست بشه باهاش حرف زد. اونم خیلی آدم بدیه من الان هیچکس رو ندارم. مامانم هم توی شهر دیگه س و رفته پی زندگی خودش و هر بار برمیگرده کلی باهاش درد دل میکنم و اونم گوش میده. ولی هیچ کاری از دست اونم بر نمیاد. کلا طایفه ما خیلی تبعیض قائل میشن بین همه چیز(بین فرزنداشون،بین نوه هاشون،بین افراد فقیر و پولدار و کلا بین همه چی) یه فامیل پولدار داریم. هم سن منه هربار میاد خونه پدربزرگم همه کلی بهش احترام میگیرن و مثل شاهزاده ها باهاش رفتار میکنن و اگه بحث من بشه همه میگن ولش کن بابا اون اگه آدم بود مامان باباش تنهاش نمیزاشتن بعد اون فامیلمون هم کلی مسخره م میکنه و همه میخندن. من تا حالا صدبار تصمیم به خودکشی گرفتم. فقط به خاطر خدا انجام ندادمش . من دختر درس خونی هستم و تموم فامیل مسخره م میکنن میگن با این درس و کتابای مسخره ت عن میشی. حالا اینا به کنار وقتی از آرزو هام پیش یه نفرشون میگم یه تف میکنن تو صورتم و بعد همه میخندن.
من مامانم پیشم نیست
ناشناسسلام من پدر مادرم جداشدن و مامانم پیشم نیست خوبی من احساس میکنم که الان نیاز به مادرم دارم یعنی نیاز دارم که خانوادم درست باشه نه مامان بابام جدا مامانم ازدواج مجدد کرده و پدرم هم میخواد بکنه تازگیا هی در مورد ی دختره ۲۰ساله حرف میزنه من خودم ۱۲سالمه و پدرم ۴۱سال من نمیدونم باید چیکار کنم من از کمبود محبت دست به خودارضایی زدم اما دارم ترکش میکنم اما خیلی احساس کمبود محبت دارم و شبا همش مجبورم به مسائل جنسی فکر کنم چون آرومم میکنه تو خانواده ی پدرم همه بامن بد رفتارن میگن اینه ننه ی انش میمونه دیگه موندم چیکار کنم لطفا کمکم کنید?
مشکلات خانوادگی
ناشناسمن دختر ۱۲ ساله هستم بچه ی طلاق هستم از ۸ سالگیم پدر و مادرم جدا شده اند من پیش پدر زندگی میکنم در خانه ی پدر بزرگ و مادربزرگم هستیم پدرم اصلا به حرف هام گوش نمیده و وقتی بهش میگم زن بگیر بریم خونه ی خودمون من اینجا اذیت میشم اصلا حرف های منطقی نمیزنه چطوری بهش بفهمونم دیگه نمیخوام پیش مادر بزرگ و پدر بزرگم زندگی کنم؟!
رفتار و گفتار خیلی بد مادرم
ناشناسسلام من نوجوان چهار دهو نیم ساله هستم من از رفتار های مامانم خیلی ناراضی هستم همیشه اون چیزی که دلم میخواد بر عکس شو انجام میده من دلم میخواد تنها برم بیرون ولی همش آبجی کوچیکمو باهام می فرسته به من اعتماد نداره امروز قرار بود تنها برم وقتی میخواستم برم آبجی کوچیکم کیلیدو قایم کرد میگف منم با خودت ببر باهاش جر و بحث کردم مامانم گفت بزار تنها بره جنده بره به پسرا ک.. بده من خیلی ناراحت شدم از این موضوع که مامانم چرا با من اینجور که ۱۴ سالمه حرف میزنه اصلا به من اعتماد نداره لطفا تو رو خدا کمکم کنین?????
- 1
- 2
- ...
- 71(current)
- ...
- 88
- 89