بدرفتاری با خانواده
ناشناسمن ۱۵ سالمه و همش با مامانم دعوا داریم و من خیلی پرخاشگر شدم سر هر چیز کوچکی ناراحت میشم و عصبی هم میشم صدامو خیلی بلند میکنم رو بزرگتر از خودم و دوست دارم دیگ تنها باشم هیچکس باهام حرف نزنه حتی به دوستامم کم محلی میکنم
باید چیکار کنم؟
ناشناسمن کلاط هشتمم پارسال معدلم ۲۰ شد امسال مامان و بابام خیلی دارن بهم فشار میارن که مث پارسال باشه نمره هام از اون طرف با همه دوستام بهم زدم و حالم اصلا خوب نیست از این طرف مامانو بابام بم فشار میارن اصلا تمرکزم رو درس نیس خودشونم فکر میکنن خیلی ازاین وضع راضیم ولی نمدونن چقدر داره بم فشار میاد نمیتونمم بهشون بگم که حالم خوب نیست
افسردگی
ناشناسسلام من یه دختر ۱۸ سالم هرزگاهی خیلی بهم میریزم همش دلم میگیره ذهنم همش درگیره تمرکز رو هیچی ندارم یه وقتایی حس و حال انجام هیچ کاریو ندارم شورو شوق هیچیو ندارم میشه لطفاً کمکم کیند
خانوادم اذیتم میکنن
ناشناسسلام من یک دختر ۱۳ ساله ام .خانوادم خیلی اذیتم میکنن و پدرم سه سال و نیم پیش فوت کرده . مامانم اصلا نه میزاره برم بیرون نه میزاره با دوستام وقت بگذرونم و..... حتی هم نمیزاره برم باشگاه. ا دوستام هم چت میکنم میگه واسه ی چی چت میکنی حتی به خاطره درس هم میگه . مامانم فقط انتظار داره که صبح تا شب خونه تمیز کنم و درس بخونم حتی یه دیقه ام تنهایی بیرون نرم و یه بار اومدم با مامانم جدی حرف بزنم بهش بگم که چرا باهام اینجوری میکنه بهش گفتم مامان چرا نمیزاری برم بیرون گفتش گه آره بزارم بری بیرون صبح تا شب ولگردی؟بعد دیگه آخر سر دعوامون شد بعدش دیگه خیلی اذیتم میکنن حتی فامیلام که اصلا ریدن به زندگیم سرشون کلا تو زندگی منن تو خانواده کلا داداشم منو دوست داره خلاصه . بعد من خیلی به دوستام وابسته هم و خیلی دوسشون دارم و یکی از دوستام هم ناراحتی قلبی داره و.... یعنی ،لا بدنش آسیب دیدصت ولی خوب سر پا و از حالت بدنی سالمه و امروز تولدشه و دعوتم کردش . مامانم گفت لازم نکرده بری چه خبره. دوستم هم خیلی ناراحت شد و بخاطره من تولد نگرفت و من خیلی ناراحت شدم واقعا . اگر واقعا راهی وجود داره که من مشکلم رو با مادرم حل کمم بگيد لطفا
گیر دادن الکی
ناشناسداداشم خیلی بهم گیر میده عقده هاشو سر من خالی میکنه نمیزاره تنها تا سر کوچه برم میگه مدرسه هم نمیزارم بری یمدت گوشیمم همش چک میکرد وقتیم ۱۲ سالم بود میگفت حق نداری اهنگ گوش بدی واقعا دیگه از دستش خسته شدم
افکار منفی در برای اینده
ناشناسمن ۸ ماه هستش افکار منفی اونده سراغم خیلی اذیتم میکنه و به ارزوهام فکر میکنم ی جرقه ته دلم نمیزنه
بیماری کلامیدیا
ناشناسسلام من ۱۵سالمه به خاطر دلایلی بیماری کلامیدیا گرفتم دو ساله درگیر آن هستم و انگار در حنجره ام چیزی گیر کرده و پایین نمی ره و نفس کشیدن را مشکل کرده من روز به روز دارم لاغر می شم و گودی زیر چشم شدید دارم. تحت هیچ درمانی نیستم چون می ترسم به پدر و مادرم بگم چی کار کنم
شغل حسابداری
ناشناسسلام خسته نباشید من ترک تحصیل کردم چند سالی میشه الان میخوام برم حسابداری یاد بگیرم از طریق فنی و حرفه ای بنظرتون بدون تحصیلات و مدرک توی این شغل میشه موفق شد؟
دوستم مشکل داره
ناشناسسلام وقتتون بخیر دوستم پدرش چهار سال پیش فوت شده و خودشم مشکل قلبی داره، معده دردم داره ک وقتی عصبانی یا ناراحت میشه معده دردش افتضاح میشه، تازگیاام قرصاشو نمنداخت کارش به بیمارستان کشید، از لحاظ جسمی ک داغونه باز روحی حالش خوب بود ک اونم چن وق پیش پدر دوستش فوت کرد ایم رفت ختمش و اینا کلا خودش یادش افتاد واینا بعد میاد زنگمقزنه به دوستش حاله اونو خوب کنه خودش داغون میشه حالا باز از لحاظ روحی ریخته بهم موقعه امتحاناته و داره امتحانارم خراب میکنه.حدودا سه ماهه باهم دوستیم ینی همین دبیرستان رفیق شدیم، دهنم و باز میکنم میگ درک نمیکنی فلان بیثار تو مدرسه ام دختر پر جنب و جوشی و شادیه و اینجوریم نشون میده ینی منی ک از این قضایا خبر دارم میدونم این اینجوریه بقیه شاید روحشونم خبر نداره چیکارش کنم؟چه حرفایی بهش بزنم ک حالش بهترشه؟
دلم گرفته
ناشناسمن بیشتر شبا دلم گرفته روز هم که میشه دوس ندارم خونه باشم همش میخوام بیرون باشم چرا اینجوری شدم
- 1
- 2
- ...
- 6(current)
- ...
- 88
- 89