سایر موارد

سایر موارد

‌‌‌قسمت یک 

ناشناس

سلام من دختر ۱۳ ساله ای هستم(پایه هشتم) که تا همین چند ماه پیش در خوندن درسام واقعا تنبلی میکردم و خب توی ابتداییم هم که توی یه مدرسه با سطح خیلی بالایی درس میخوندم درسام تعریفی نبود نمراتم همه خیلی خوب بود و فقط برا امتحانا میخوندم اما از من بهتر خیلی بیشتر بود از وقتی وارد پایه هشتم شدم به خودم قول دادم که دیگه تنبلی نکنم و درسامو خوب بخونم وخب یه بارم دختر خالم که باهم خیلی صمیمی هستیم بهم گفت که میخواد بره رشته ریاضی منم چون دوست داشتم کنار اون باشم به اون اولا به خودم تلقین میکردم که منم ریاضی رو خیلی دوست دارم که بعد چند وقت واقعا هم همینطور شد و عاشق ریاضی شدم با اینکه تا سال هفتمم ریاضیم تعریفی نبود اما از وقتی که واقعا به ریاضی علاقه مند شدم و تلاشمو بیشتر کردم یه سری چیزا و سوالا تو ذهنم ایجاد میشد و منم اونا رو از معلمام میپرسیدم بعد چند وقت اونا به من گفتن که تو خیلی با استعدادی چیزای عجیب و متفاوتی به ذهنت میرسه و از این حرفا و خب امسال شدم جزو شاگرد اولای کلاسمون و همه فک میکنن من یه نابغم و خیلی تحویلم میگیرن اما من خودم حس عجیبی دارم

 66

جواب بدید اگه ممکنه 

ناشناس

سلام ۱۷ سالمه پسر هستم میخواستم به سوالات جواب بدید به فیلم سریال علاقه دارم بعضی وقتا زیاد درگیرش میشم احساس میکنم چندتا آدم دورنم هستن بعضی وقتا جدیم‌. شوخم . ناراحتم.باهوشم.احمقم. راه کاری می‌خوام بتونم همش تبدیل به یه شخیصث بکنم. عاشق علم فضا زمین موجودات دلم میخواد به شهرت برسم بازیگر شم یا بوکسور ولی بعضی وقتا میگم نه تو سایه بودن بهتره .دلم میخواد با جنس مخالف حرف بزنم ولی موقعیت‌ اش نیست .دلم میخواد ۳دختر۲ پسر داشته باشم در اینده یه زندگی ساده مدرن خوب نمیدانم الان بهش فکر کنم یا نه ولی دارم برای خودم هدف تعیین می کنم فعلا به یکیشون که نسبتا کوچیکه رسیدم میتونید راهنمایی کنید مسال .اخلاقی .جنسی .ارتباط. کمکم کنید.

 47

افکار مزاحم 

ناشناس

سلام خسته نباشید من همش فکرای عجیب میاد به ذهنم در لحظه از روز نمیتونم به چیزای دیگه فک کنم و این افکار مزاحمم میشن تو ذهنم یجوری تصور میکنم انگار با چاقو و ساطور و قیچی خصوصا به خودم اسیب میزنم ولی اینطور نیست که از این چیزها لذب ببرم حتی اذیت هم میشم بدنم جایی که تو فکرم بش اسیب میزنم ناخوداگاه منقبض میشه انگار یکمم درد حس میکنم سرم دردمیگیره لطفا بگین برای رهایی از شرشون چبکار کنم لطفا

 53

طلاق پدرمادر 

ناشناس

سلام من پسری سیزده ساله هستم پدر و مادرم سه سال پیش طلاق گرفتن و من از اون موقع هنوز که هنوزه یادم میوفته خیلی ناراحت میشم ، مادر و پدرم هردوشون ازدواج مجدد داشتن مادرم دختر آورده و پدرم فکر کنم قراره یه بچه بیاره از زن جدیدش. دغدغه من اینجاست که وقتی یکی ازم در این باره سوال میپرسه خیلی خجالت زده میشم و ناراحت میشم ، میتونید کمکم کنید ممنون میشم

 42

همسر داری 

ناشناس

سلام من دختری هستم 16ساله در 15 سالگی ازدواج کردم و بعد از حدود یک سال از ازدواج من به شوهرم خیانت کردم اخلاق شوهرم عالیه ولی احساس میکنم مشکل از منه و الان شوهرم به من شک داره و مدام گوشیمو میگرده . لطفاً کمکم کنید تا اعتماد شوهرمو به دست بیارم.

 5

............. 

ناشناس

چیکار کنم حوصلم سر نره؟ مثلا اگه بخوام برم کلاس چ کلاسی برم

 56

نحوه جواب دادن به سوالا 

ناشناس

چرا فقط به سوالای مذهبی جواب میدین؟! ما سوال غیر مذهبی هم داریماااا

 60

چرا پیش میاد 

ناشناس

سلام من پسر ۱۵ساله هستم گاهی وقتا شب ها خواب احساسی میبینم مثلا دختر هر دختری خواب میبینم و تو خواب خیلی عشق میکنم ولی وقتی بیدار میشم خیلی احساساتی میشم اصلا دلم از همه چی میگیره نمیدونم اون لحظه باید چیکار کنم تا ظهر یا بعد از ظهرم از اون حس نمیام بیرون ولی خیلی حالم بد میشه تو اون حس

 121

گناه است یا نه 

ناشناس

سلام خسته نباشید . من یک پسر 16ساله هستم و میخام از شما کمک بگیرم . یهو بزرگ شدم و نفهمیدم که کی بزرگ شدم راستش کودکی خیلی عالیه و دوستش دارم . کوچیکیم با فامیل ها ی مادری خیلی کیف میداد و من از همه پسر ها بزرگ تر خودم ولی دختر ها از منم بزرگ تر بودن و الان من نمیدونم میخام چیکار کنم الان دیگه ما چند نفر بزرگ شدیم و به سن تکلیف رسیدیم و دیدن موی آنها به من حرام است ولی بعضی از موقع ها ما همه بچه ها با هم میریم تو اتاق بازی و بعضی از وقت ها چالش های انستا و ‌........ باهم میریم و بعضی از این موقع ها جرعت حقیقت بازی میکنیم اینا و حال میده ولی اصلا گناه و شهوت و ..... درونش نیست حالا این کار ها گناه داره به نظرتون من باید چیکار کنم لطفاً کمک کنید من عین خیلیه دیگه نیستم که به خام راحت گناه کنم ممنون

 103

روابط خانوادگی 

ناشناس

سلام خسته نباشید من ی مشکلی دارم که نمیدونم واقعا باید براش چیکار کنیم در خانواده مادریم مشکلی نیست ولی در خانواده پدریم من کوچکترین نوه هستم یعنی بزرگترین نوه همسن پدرم هست و این برای من مشکلی همه فکر میکنن من بچم حتی با اینی که ۱۷ سالمه و مثلا من نمیخوام به دختر عمه هام دست بدم ولی همه مسخرم میکنن و بهم تیکه میندازن و این رو اعصابمه چون دختر عمه هام این کاریشون شبیه ی آدم مسلمان نیست البته اصلا به من ربطی نداره که کسی چطوری هست ولی خواه ناخواه من باهاشون رو در رو میشم و واقعا نمیدونم چیکار کنم نه میتونم از موقعیت فرار کنم نه کاری دیگه دو بار با خنده دست ندم سه بار تا ابد که نمیتونم تکرار کنم چون میدونم اخرش همه انگ عقب موندگی بهم میزنن و پدرم بهم گیر میده! ولی منم نمیخوام از دیدگاه خودم پایین بیام

 80