کنکور و مشکلات
ناشناسسلام به شما. میخواستم در یک سطر اگر چه بلند اما جواب تمام سوال هایم رو بدونم با عرض معذرت. چون یک ستاره بیشتر ندارم و مجبورم تمامی سوالات را بنویسم. اگر چه بلند هست متن اما ببخشید میشه جواب بدید؟! من دختری هستم که پا به 18 سال میزارم. با خانوادم خیلی بگو مگو داشتم. مادرم خیلی منو دوست داره و احساس میکنم پدرم تبعیض بین منو برادرم قائل میشه ولی خودش میگه ک اینطور نیست شایدم من اشتباه کردم.ولی دست خرجی زیادی نمیده و لباس رو دیر ب دیر میخره برآم و بی محبت بوده و محبتی نمیکنه به من. اما من واقعا مشکلاتم تمومی نداره یک روز نبوده بنده گریه نکرده باشم. من آدم منطقی هستم و همه چیز رو با عقلم تصمیم میگیرم. خدا رو شکر من با خدا هستم و خدا رو خیلی دوست دارم امیدوارم خدا هم منو دوست داشته باشه امسال کلاس ۱۲ هستم و پشت کنکوریم. میترسم از اینکه خدا نکنه قبول نشم و دیگه اگ خدا نکنه این اتفاق بیوفته من واقعا زندگیم نابود میشه در طول این ۱۲ سال هیچ کدوم بام راحت نیستن و دوسم ندارن و مسخرم میکنن چون میگن تو باید مثل ما باشی(حرف زشت بزن، با مردم برو بیا، کفر کن، نماز نخون و معذرت میخوام مشروب بخور، به معلم بی احترامی کن و....) اما چون انجام نمیدم بی رفیقم و خیلی ناراحتم که اذیتم میکنن و تیکه میندازن ک بنده با خدام??چرآ واقعا؟! و اینکه واقعا زندگیم سخته برنامه هام رو کم و کاست انجام میدم برا کنکور اما همیشه میگم باید خدا کمکم کنه اما تا تلاشی نباشه. و میخوام از همین فردا شروع کنم تا کنکور دی ۱ ماه بیشتر نمونده به نظرتون میتونم؟؟؟؟!!!!! و بعدی اینه من واقعا صدای پدرومادرم رو میشنوم.... خیلی آزار دهندست واقعا خیلی نمیتونم چیزی بگم اما تحملش رو ندارم چیکار کنم؟؟؟؟!!!! وقتی هم که دعوا میکنیم همه حرفایی میزنه پدرم ک ناراحت میشم. و با وجود این همه بدی که همکلاسی هام میکنن همیشه بهشون کمک میکنم.... خودمم ناراحتم چرا بهشون کمک میکنم. از امام رضا(ع) خواستم بطلبه اما نکرد ولی شاید آدم بدی باشم که نمیخواد برم پا بوسش از اخلاقمم بگم: خیلی مهربان حتی دوس ندارم ناراحتی دشمنمو ببینم، ب دیگران کمک میکنم و منطقیم، دل نازکم زود ناراحت میشم اما به روی خودم نمیارم ک طرف ناراحت نشه، ارادم رو بد نیست چ جوری تقویت کنم، روحیم متوسطه، همیشه برا بقیه جک میگم ک بخندن و... کلا خوش اخلاقم
در مورد استمنا
ناشناسسلام ببخشید مزاحم میشیم من15سالمه هی فکر استمنا میاد چیکارکنم این از فکر من بره
قطع ارتباط
ناشناسسلام خسته نباشید من و دوستم 4 ساله باهمیم ولی تازگیا توی مدرسه همیشه میره پیش بقیه دوستاش و با اونا صحبت میکنه انقد صمیمی هستیم ک دستبند دوستی هم داریم و خیلی اوقات باهم حرف میزنیم حتی خودش میگه فردا حرف بزنیم ولی اصلا اهمیت نمیده مثلا امروز اومد تو مدرسه و من بغلش کردم و گفت میخوام یه جا وایسم :|و رفت پیش بقیه دوستاش و بعدش خیلی عصبی شدم و سر بقیه دوستام داد زدم احساس میکنم اینکه دیگه باهم اوکی باشیم فایده نداره ولی میترسم ناراحت شه تروخدااااااااااااا بگین چیکار منم
چرا هرچیزی رو میذارید؟؟؟
ناشناسچرا میاین اسرار دخترونه رو پخش میکنید؟ بهخدا که حقالناسه من بهعنوان یه دختر راضی نیستم این کارا رو نکنید:/
سوال در مورد مذی
ناشناسسلام خوب هستید ؟ من یه سوال داشتم که مذی نشانه هاش چیه و اگر تخلیه نشه ، آدم رو اذیت میکنه ؟ یعنی حس بدی به ادم دست میده ؟ ??❤️
حال بد بخاطر تجاوز
ناشناسمن قبلا با یه اقایی دوست شدم و قسم خورد اذیتم نکنه و فقط مثل دو دوست معمولی کنار هم باشیم و خوش باشیم دست رو قرانم گذاشت یه روز التماس کرد گفت بیا خونمون حالم خوب نیست دلم برات تنگ شده بیا باهم باشیم باهم دیگه فیلم ببینیم بیشتر حرف بزنیم و کلی چیز دیگه چون دوسش داشتم رفتم و رفتم خونش زد زیر قسماش و الان داغونم 2 ماه از اون اتفاق میگذره نمیتونم درس بخونم حالم بده خودمو میزنم هعی بغض میکنم هعی اون صحنه جلو چشمامه و اذیت میشم دیگه نمیتونم تحمل کنم از جسمم بدم میاد حالم بهم میخوره از همه چی سرم پر فکره
کلاس در مسجد
ناشناسسلام خسته نباشید، من ۱۵سالمه و داخل مسجد محله خودمون سه تا کلاس گذاشتم ۱-احکام۲-اصول عقاید۳-اخلاق، حالا میخواستم بگم که داخل این کلاس ها مخصوصا کلاس اخلاق و احکام مسائل جنسی پر رنگه حالا من نمی دونم چیکار کنم چون برای هم سن و سال های خودم و کوچیکتر کلاس گذاشتم (حتی بعضی هاشون به بلوغ کامل نرسیده اند)حالا من چطوری مسائل جنسی رو براشون توضیح بدم یا اگه کسی سوالی(جنسی) کرد من چیکار کنم؟، و در آخر اگه نصیحتی، توصیه ای، کمکی، راهنمایی چیزی داشتید ممنون میشم که کمک کنید.
من یک قاتل میشم ؟
ناشناسسلام امیدوارم روز خوبی رو گذرونده باشید. تقریبا 3 ماهه که فکر خیلی عجیبی رو با خودم حمل میکنم، کشتن یک نفر! بله میدونم خیلی ترسناک،خطرناک و کمیاب به نظر میرسم، برای همین سعی کردم از شما کمک بگیرم. جدیدا آدم ها به چشمهام بی ارزش جلوه میکنن، توی خودم توانایی کشتنشون رو میبینم. حتی آدمهای نزدیک مورد علاقهام هم من رو از لحاظ روحی اذیت میکنن؛ نه اینکه واقعا اذیت کنن اما انگار کوچیکترین کارهای اونها به چشمم میاد و باعث میشه توهم بزنم که فلان کارشون به خاطر آزار من بوده، درحالیکه اینطوری نبوده! از دستشون عصبانی نمیشم ، یعنی اصلا احساس خشم نمیکنم ولی به کشتنشون فکر می کنم. واقعا نمیدونم چکار کنم، میترسم این فکرم از کنترل خارج بشه و واقعا کار بدم دست خودم و یه نفر دیگه ! کمکم کنید کنترلش کنم.
موفقیت با ثبات
ناشناسسلام لطفا راهنمایی کنید که چگونه انسان میتواند در زندگی با ثبات باشد ؟ و راهنمایی کنید چند نمونه سرمایه گذاری با هزینه کمتر می شود کرد؟
انگیزه .
ناشناسسلام من تازگیا هیچ انگیزه ای واسه درس خوندن ندارم لطفا شما یه انگیزه واسه درس خوندن برای من نام ببرید
- 1
- 2
- ...
- 17(current)
- ...
- 61
- 62