تنهایی و افسردگی

تنهایی و افسردگی

احساس تنهایی 

ناشناس

سلام من یه دختر 14 ساله هستم که حداقل تو روز 3بار دلم میگیره واحساس تنهایی میکنم و نمیتونم کاری انجام بدم فقط میشینم یک جا و گریه میکنم با اینکه واقعا تنها نیستم اینجوری نمیتونم به درسام و کارام برسم کمکم کنین

 70

افسردگی 

ناشناس

من دنبال کسیم که بتونم باهاش صحبت کنم.. خب من رفیقام چند وقت پیش ولم کردن بعضی شبا یواشکی گریه میکردم..هنوزم گریه میکنم اما کمتر..بعدش نتونستم به کسی اعتماد کنم و باهاش صمیمی شم..هر کی میخواد نزدیکم شه بهش میپرم و ناراحتش میکنم..خیلی زود بخاطر همه چی گریم میگیره از اون رفیقامم بدم میاد ولی نمیدونم چجوری هنوزم بعضی وقتا بخاطرشون گریه میکنم

 35

تنهایی نشستن برای همیشع 

ناشناس

سلام من دختری هستم که همیشه استرس دارم حس ضعف میکنم همیشه راحت نیستم اضطراب دارم عصبانی و روانیم با همه مشکل دارم همه رو دوست ندارم پدرو مادر خوبی ندارم محلمون کثیفه همش پر مردم فاسد و وسواس خسته شدم ازشون خیلی چکار کنم یه روز به فکرم میرسه خودکشی کنم خودمو از بالا به پایین بندازم بمیرم خدا هم انگار از دعایم نمیشنوه هر چه دعا کنم از خستگیم دیگه چکار کنم پدرو مادرم اذیتم میکنن خیلی به حرفام گوش نمیکنن همه میگن دییونه من دیییونه نیستم ولی خانوادم دییییونم کردن

 76

من چطور میتونم از یه نفر دل بکنم ؟ 

ناشناس

من مدت زیادیه که کسی رو دوست دارم و هم خونیم اون هر سال به بهونه ای با من قهر میشه و میگذره بعد چند سال همو می بینیم احساس میکنم دوستم نداره البته دور ورش دوست دختر زیاد داره اما من خشمم حرفایی که بهم زده حالا تو همون یه جلسه پیام .و گفتگو زود یادم میره اون خودش مغروره سعی کردم احساسم بیان کنم مشاوره گرفتم گفتن حیفه یه دختر به یه پسر احساس بیان کنه درصورتی که اونم عین خیالش نیست اما الان موضوع اینه من چطور وقتی مثلا عکسش رو گوشی کس دیگه می بینم لایوشو می بینم یا مثلا اسمو میشنوم خودم کنترل کنم از ظاهر خوبم اما بعدش از داخل خیلی ناراحت میشم بخاطر تین حسی که دارم شرمنده میشم دوست دارم این حس رو از خودم بگیرم بندارمش دور من چطور میتونم فراموش کنم کسی که باهاش حتی تو یه رابطه ی کوچیک نبودم وفقط تو دل خودم جا داره دیگه واقعا خسته شدم هر دفعه سعی کردم خودمو بهش نشون بدم .و نادیدم گرفت وچشاش پی دخترا دیگه بود

 62

فوت پدرومادر 

ناشناس

من میخوام این کارهارو انجام بدم یا اینکه قوی باشم ولی نمیتونم..فکرهای مختلفی میاد توی ذهنم.مثلا: اونا منو دوست نداشتن که رفتن یا خدا منو دوست نداره و... حتی چند روزی با خدا قهر کردم و نماز نمیخونم??

 109

سلام من نیاز به مشاوره روانشناسی دارم 

ناشناس

سلام ، من احساس افسرده شدم دوست ندارم بیرون جایی برم دوستی هم ندارم ، همش احساس پوچی میکنم ، تو جمع دلم میگیره گریم میگیره ، شبیع آدم بی احساسی شدم میخوام صحبت کنم نیاز دارم فورا

 76

فوت پدرومادر 

ناشناس

سلام.دختر ۱۴ساله هستم،نزدیک به یک ساله که پدرومادرم رو براثر تصادف از دست دادم و حال روحیم خیلی بد هست و کنترل رفتارهام دست خودم نیست.خیلی زود عصبانی میشم و بی دلیل گریه میکنم. با رفتارهام داداشم رو که از خودم بزرگتره خیلی اذیت میکنم??

 86

چگونه از شر این حالت فعلی رها بشم؟ 

ناشناس

سلام من یک دختر ۱۶ ساله هستم . از ابتدا دختر مورد علاقه خانواده نبودم . خواهرم که از من ۵ سال بزرگتره همون ۵ سال پیش کنکور داد و قبول نشد . سال بعدش قبول نشد . خانواده به هر چیزی دست زدن تا یه کاری کنن ولی نشد . اونا همیشه آبروی خودشون و در نظر میگیرن نه به علایق کسی اهمیت بدن. مادرم وقتی فهمید که راهی نیست نزدیک بود خودشو بکشه. زندگی رو برای هممون زهر کرد و به کسی واقعا اهمیت نمیداد و همش میگفت من جواب مردم و چی بدم . من از همون موقع واقعا دیگه شور و اشتیاق و از دست دادم . دیگه دلم نمیخواست درس بخونم یا کاری بکنم خب کسی هم به من اهمیت نمیداد . بعضی وقتا با خودم فکر میکنم اگه اتفاقی بیفته برام یا مثلا خودکشی کنم دو یا سه روز بعد شاید بفهمن خانواده . واقعا اهمیت خاص ندارم براشون . الانم که خواهرم میخواد دوباره کنکور بده از تمام وسایل و امکانات من دارن برای اون استفاده میکنن و اصلن من براشون مهم نیستم. تبعیض هم واقعا میزارن بین من و خواهرم مثلا صبحا اونو زود بیدار میکنن ولی من حتی ظهر هم بیدار بشم باز براشون مهم نیست . فقط خواهرم و خواهرم . تا یه چیزی هم بشه من مقصر میشم همیشه من . شرایط کرونا هم واقعا سخت کرد زندگیم رو چون دیگه کسی رو ندارم باهاش حرف بزنم . لطفا کمکم کنید

 80

تنهایی و افسردگی 

ناشناس

سلام من خیلی تنهام کسی من را دوست نداره افسردگی گرفتم چیکار کنم

 86

تنهایی ‌‌ 

ناشناس

سلام من یه دختر 15 ساله هستم خیلی تنها هستم نه دوستی نه رفیقی هیچی ندارم یه مدت فکر می کردم دختر عمو هام و دختر عمه هام هستن با هم خیلی دوستیم ولی نیستیم اون ها بودن من خیلی خوش تر هستند هیچ کس از من خوشش نمیاد خودم میگم نکنه من بدم یا زشتم یا هر چیزی که این ها دوسم نداره ولی اصلا اینجوری نیست من کاملا رفتارم باهاشون خوبه و خیلی خوشگلم ولی نمی دونم چرا هیچ کدوم از دوست هام من براشون مهم نیستم اصلا نه زنگی و نه پیامی هم نمیدن این روز هام که مدرسه نمیریم من واقعا خیلی تنها هستم دوس دارم با یکی درد و دل کنم ولی هیچ کس نیس دوس دارم رفیقی داشته باشم که باهاش حرف بزنم و برم بیرون ولی ندارم خیلی این اذیتم می کنه من واقعا اگه با یکی دوست بودم مطمئن بودم که دوست بدی نمی‌شدم این رو مطمئن هستم چون یه مدت که با دختر عامو هام خوب بودم واقعا از هیچی کم نزاشتم خیلی داغونم خیلی حالم بده هیچ کس دوسم نداره میشه کمکم کنید

 68