تنهاییی ........
ناشناسسلام من شوهرم میگه دور خانوادتو خط بکش خیلی دوسش دارم الان ۷ماهیه خونوادمو ندیدم ولی خودش هرکار کنه هیچ حتی اگه بره رفیق بازی هرچی بهشم میگه گوش نمیده یا میگه یا من یا خونوادت ازبس یه کارا میکنه یا انگار زندانیم کرده از تنهایی همش خوابم نمیدونم عادت به خواب طولانی وبعد از ظهر نداشتم یا گریه میکنم گلوم میاد بترکه یا گریه میکنم روشو اونور میکنه و هیچ دلداریم نمیده خیلی تنهام باحرف ادم نمیشه اصلا نمیدونم چیکار کنم چون دویش دارم پایه رفتنم ندارم
سوال داشتم درباره افسردگی
ناشناسدوبار سوال پرسیدی ولی جوابی ندادید شما چرا ؟؟؟ اطلاعاتم که کامل .
افسردگی
ناشناسسلام من یک چند وقتی احساس کسلی بی انگیزگی میکنم . عصبی شدم بیقرار متاسفانه کسی ام ندارم که باهاش صحبت کنم به نظرتون باید چیکار کنم .
در مورد مجازی
ناشناسسلام چطورین؟! من ی برادر مجازی دارم که نزدیک دو ساله س داداشمه و الان خیلی افسرده س درداشو به خودش میریزه و میگه میترسه دوستای مجازیشو از دست بده و اینکه میترسه حضوری ببینمش فک میکنه خیلی زشته ازش متنفر میشم اینا ولی در واقع اینطوری نیستم دلم میخواد بهش کمک کنم و از افسردگی بکشم بیرون و ب قبلی برگرده ولی نمیدونم چیکار کنم، هرکاری میکنم اوکی نمیشه
علائم افسردگی چی هست؟
ناشناسمن احساس میکنم افسردگی دارم و خیلی تنهام فقط حس میکنم شما میتونین بهم کمک کنین
افسردگی
ناشناسبا سلام و وقت بخیر، من یک پسر ۱۱ ساله دارم با اینکه همیشه براش سنگ تموم میذارم اما بازم احساس میکنم که براش کمم، چون تک فرزنده و من علاقه ای به فرزند دوم ندارم، پسر با ادب و متینی هست و من باهاش هیچ مشکلی چه درسی و چه اخلاقی ندارم، خودم افسردگی و وسواس شدید فکری دارم و دائم فکر میکنم که من مادر خوبی براش نیستم، دوس ندارم پسرم حسرت مامانا ی دیگه رو بخوره و تو دلش غصه بخوره، خودم۵بار کرونای شدید گرفتم دفعه ی اول پدرم از من گرفت و مرحوم شد من بعد رفت اون از بین رفتم و نمیتونم خودمو جمع و جور کنم واقعا خسته ام، لطفا منو راهنمایی کنین، سپاس
کابوس وتنهایی
ناشناسسلام من یه ساله ازدواج کردم و تو دوران نامزدی هم یه سالی بودم ولی طی یه خیانتایی که نانزدم میکرد البته فقط در حد چت با دوست دختر ثابقش ومنو دعوا میکرد و ..... حالا این شده که بااینکه یک سال گذشته همه کابوس میبینم وبهش اعتماد ندارم وهمش فکرای منفی میکنم وگریه روحیم تا چند وقتا افتصاحه ولی وقتی کتاب روانشناسی میخونم بهتر شدم ولی باز همون حالتام هست و مهمتر همه واقعا تنهام و چه موقع ها بشه اجازه دارم از خونه برم بیرون و اصلا کسیم تویه اون محل نمیشناسم باهاش رابطه داشته باشم
چرا کسی پیدا نمیشه منو درک کنه ؟
ناشناسدوست زیاد دارم ولی تنهام پارادوکس عجیبیه با هیچکی نمیتونم عمقی ارتباط برقرار کنم شاید کسی نیست که ایدولوژی فکری شبیه به من داشته باشه کلاس یازدهم ولی نمیتونم با خانواده صحبت کنم چون فکرای کاملا متفاوتی داریم فقط بیرون از خونه با مردم در ظاهر خوبم همش تمارض درگیری فکری که تجربی رو ادامه بدم یا کنکور هنر شرکت کنم از لحاظ عاطفی و جنسی خود کنترلی دارم ولی واقعا نتیجه بخش نیست بخاطر همین سعی میکنم تنها باشم نه تنها فیزیکی بلکه تنها فکری و با تمارض و تکرار دارم زندگی رو میگذرونم
تنهایی من
ناشناسمن همیشه دوست دارم تنها باشم وبیشتر اوقات ناراحت هستم و تست افسردگی هم دادم که گفت من فردی افسرده هستم من اصلا دوست ندارم توی جمع خانواده باشم و بیشتر دوست دارم پیش دوستام باشم به خاطر همین وقتی تابستون میاد خیلی ناراخت تر میشم من دوست دارم به هدفم برسم و از این شهری که توش زندگی میکنم برم و داخل اصفهان زندگی کنم البته خودم تنهایی من سوالم اینه که من چجوری به تنهایی خودم غلبه کنم و ادمی شاد و پرانرژی باشم و از خانوادم فراری نباشم؟ راستی یه چیز دیگه من اگه از یه نفر خوشم بیاد خیلی بهش وابسته میشم و همیشه دوست دارم ببینمش و اگه نبینمش خیلی خیلی ناراحت میشم.
مشکلات مالی
ناشناسسلام خسته نباشید من ۱۴سالمه خانوادم خیلی باهام مشکل دارن هی ازم گوشی میگیرنو باهام دعوا میکنن منم میخوام این عادتشونو ترک کنن و اینجوری نباشن میتونین کمکم کنید لطفا یه راه پیشنهاد بدین مچکرم:)
- 1
- 2
- ...
- 10(current)
- ...
- 36
- 37