خلاص شدن از این وضعیت
ناشناسسلام و عرض ادب...? وحید هستم 16 ساله از تهران. دو سال پیش و با شیوع ویروس کرونا و خانهنشینی، فکر پیدا کردن شخصی با جنسیت مخالف در شبکه های اجتماعی به سرم زد،( فقط از سر کنجکاوی که زندگی یک دختر همسن و سال من چگونه هست و اینکه از روی خامی اون شخص رو همدم خودم بدونم.) سرتون رو درد نیارم تقریبا 2 سال هست که با اون شخص ارتباط مجازی دارم و تقریبا صمیمی هستیم؛ ولی الان سرم به سنگ خورده و متوجه شدم سمت انسان اشتباهی رفتم و چندبار در صدد این برآمدم تا قطع ارتباط صورت بگیرد؛ یک بار موفق شدم ولی بعد از یک هفته اون بنده خدا برگشت!? میدونم که اگه بخوام با قاطعیت به این ارتباط پایان بدم هردو آسیب میخوریم؛ بنابراین دست به دامن شما شدم... ?
چ ه که ن م
ناشناسسلام خدمت تیم نوجوانی من حقیقتا رفیقی ندارم البته دوست چرا ولی رفیق نه خلاصه بگم من از اون موقعی که مدرسه شده یک نفر رو پیدا کردم که مناسب رفاقته ولی نمیدونم چطور جذبش کنم خیلی از اخلاق هاش هم مثل منه رابطمون هم که خب باهم خوبه ولی خوب میخوام که باهام بیشتر صمیمی بشه و بجای اینکه من برم سمت اون اون هم همینکار رو بکنه ببخشید طولانی شد لطفا دقیق توضیح بدید با تشکر
سلام خسته نباشید
ناشناسببخشید یه پسر عمو دارم که من تهران هستم و اون اردبیل و من 12 و اون 15 سالشه خیلی کم پیش میاد همو ببینیم و وقتی اونا میان خونه ما یا ما میریم خونه اونا همه بچه های فامیل پدریم هم هستن و دور همیم و چون من نسبتا سنم کمه خیلی صمیمی نیستم باهاشون بعد من این وسط از، یه سال پیش احساس میکنم حس هایی به پسر عموم دارم، وقتی یه سال پیش خونمون بودن همش قلبم تند تند میزد و تیر ماه امسال هم که خونشون بودیم همین شکلی بودم. چند باری احساس کردم بهم توجه کرد مثلا داشتیم وسطی بازی میکردیم وقتی شدت توپ زیاد بود و من خوردم زمین سریع گفت اروم بزنید و من دختر مذهبی هستم و اونم تقریبا متوسط هستش تو ماشین کنار هم نشسته بودیم خودشو جمع کرده بود تا بهم برخورد نکنه. از بچگی هم مثل اینکه دوسش داشتم چون برام تعریف میکنن میگن وقتی میرفتی خونشون به مادرش میگفتی لباسا و بالش پسر عموم رو بده . یک روزی هم وقتی نشسته بودیم دور هم و به شوخی بحث ازدواجش شد دختر، عمم گفت ای کاش دختر هم سن و سالش داشتیم و زودتر زنش میدادیم و به من اشاره کرد و اونم پا شد رفت اشپزخونه اول فکر میکردم از نوجوانیه ولی الان میبینم خیال پردازی میکنم و واقعا نمیدونم چیکار کنم تروخدا راهنمایی کنید
دختری که یه روزی دوسش داشتم
ناشناسسلام من ۱۵ سالمه و تقریبا ۱۰ ماه پیش با یه پسری دوس شدم و خیلی دوسش داشتم ولی اون ولم کرد و رفت و دوباره برگشت الانم باهاشم ولی دیگ دوسش ندارم دوسال از خودم بزرگتره چند باری میخواستم باهاش کات کنم ولی نتونسم و اون نخواست و نزاشت میترسم کات کنم عکسایی ک داشتیم چتایی ک داشتیم رو به خانوادم نشون بده اون الان خیلی دوسم داره ولی من نمیخامش نمیدونم چیکار کنم که بتونم رابطمو باهاش تموم کنم
افسردگی بعد از جدایی
ناشناسسلام من به مدت دو سال با یه دختر خانوم دوست بودم. اوایل خیلی باهم خوب بودیم ولی خب بعد از یه سال دیدم رفتارش کلا تغییر کرد و عقایدش هم تغییر کرد. بعد این دوسالی که باهم بودیم جدا شدیم اما حالا نبودش خیلی داره اذیتم میکنه و هیجوره نمیتونم فراموشش کنم. بنظره شما راهی هست واسه اینکه یجورایی احساساتمو درست کنم؟
باز هم غم و درد عشق:(
ناشناسسلاممم و باز هم عشق یدونه تون??? من عسل هستم راستش قبل از تحولم با ی پسری اشنا شده بودم اونم هیچ رابطه ی عاطفی بینمون نبوده ها بعد ک من متحول شدم بخاطر خدا ازش جدا شدم حالا چن روزه دوباره برگشتیم و باز همون بساط .. البته بینمون هیج حرف و حدیث خاصی رد و بدل نمیشه و صرفا فقط بحث احوالپرسیه ?حالا شاید براتون سوال بوجود بیاد ک اقا ضروریه این احوالپرسی باید بگم نه ولی من دوسش دارم و همزمان دوست ندارم گناه کنم): چه کنم و بین این دوتا نمیتونم یکیو انتخاب کنم
دوستی با جنس مخالف
ناشناسسلام خسته نباشید. من تک فرزندم و توی شهرمون کسی رو به عنوان فامیل ندارم و بسیار تنهام . دوستی هم با همجنس هم خوب است و دوستان زیادی دارم و اکثرا از اخلاقیات من خوششان می آید چون سعی میکنم با هر کسی طوری که جفتمون دوست داریم رفتار کنم و موفق هم بودم. میخواهم کم کم به سراغ دوستی با جنس مخالف برم اما بلد نیستم چکار کنم. میتونید راهنمایی کنید(لطفا با راه حل های دینی راهنمایی نکنید)
از نو جوانی یا عشق؟
ناشناساول یه تشکر کنم ازتون دوم من یه پسر عمو دارم ازم 2 سال بزرگ تره و چون خونشون دوره کم همه و میبینم من از پارسال احساس میکنم یه حسابی بهش دارم همش خیال پردازی میکنم فکرم میره سمتش چند بار هم دیدم که بهم اهمیت داده مثلا گلوم گرفته بود و دنبال اب میگشتم ولی چون بطری پشتم بود ندیدم برای همین خودش پا شد بهم اب داد و اینکه من لکنت زبان و قدم یکم نسبت بهش کوتاهه دارم میترسم بخاطر اینا ازم خوشش نیاد نمیدونم واقعا چیکار کنم یه بار دیدم تو روبیکا یه دختر دنبالش میکنه یهو ناراحت شدم و نمیدونم این حس بخاطر نو جوانی یا واقعا عشقه؟ اینم بگم که با دختر عمه هام یا دختر عمو هام با اینکه دخترا بزرگ تره راحت میگه میخنده چون دخترا بی حجابن و به نامحرم بودن اهمیت نمیده ولی با من که اهمیت میدم و با حجابم احساس میکنم خیلی راحت نیس
خیلی دوسش دارم برام سخته این مدت
ناشناسسلام من 16سالمه یکیو خیلی دوست دارم یک سال هست باهمیم اونم 18سالشه اما رلم مشکل اعتیاد داشت که رفته کمپ چند روزه من نمیتونم الان بدون اون تحمل کنم تا بیاد گفتن 45روز باید بمونه سه روزه رفته من دارم میمیرم میخواستم راهکاری پیدا کنم که چجور سرگرم کنم خودمو تا برگردع خیلیم از نظر درسی لطمه خوردم:) خیلی دوسش دارم حتی تو خوابم سختی میکشم و میپرم از خواب شبا
دوست داشتن کسی
ناشناسسلام خسته نباشید من هفته اخر تابستون به پارک رفتم و گفتم یه صبح تا ظهری والیبال بازی کنم . بعد یک دختر خانمی رو دیدم که سن ش هم کمتر از من بودم و دقیقا مدلی بود که من خوشم میومد و فک کنم کلاس نهم باشه و منم دوازدهم و کنکور . از اون موقع هی چند بار راجع ایشون فکر میکردم و با دوستم درباره ایشان فکر میکردم ولی سعی کردم با حواس پرت کردن و سرکوب این افکار ایشون رو از ذهنم دور کنم بعد مدرسه ها که شروع شده متوجه شدم دقیقا ساعاتی که ما تعطیل میشیم مدرسه ایشون هم تعطیل میشه و من رو هم میشناسه ۲ ۳ دفعه که دیدن من رو حال احوال کردن . و وقتی من میبینمشون دوباره به فکر شون میفتم کل روزو و این مسیری که ما برمیگردیم چون شهرمون کوچیکه مسیر اصلی به سمت خونه ست حالا من چیکار کنم ؟ ایا این حس یه طرفه که من ایشون رو دوست دارم حس اشتباهیه ؟ گناهه که به ایشون فکر میکنم ؟ برای اینکه نبینمشون چی کنم ؟
- 1
- 2
- ...
- 8(current)
- ...
- 58
- 59