تنوع طلب شدم
ناشناسسلام من دختری دانشجو هستم ۲۰سالمه ب شدت تنوع طلب شدم نمیتونم فقط با ی پسر باشم. دوس دارم همینجور باچن نفر هم زمان باشم میشه کمکم کنید لطفا خودمم نمیخام اما نمیتونم دست از این کارم بروارم???
چرا نسبت به همه چیز سرد شدم؟
ناشناسچرا من از وقتی که به سن بلوغ رسیدم احساساتم مختل شده و نسبت به همه چیز که در اطراف من است سرد شدم چرا چیز هایی که قبلا مرا خوشحال میکرد الان دیگر نمیکند و برای هر اتفاق خوبی آنچنان ذوقی که انتظار دارم نمیکنم؟
چکار کنم دوست پسرم مثل قبل دوستم داشته باشه
ناشناسسلام، دقیقا یک سال پیش با یک پسر اشنا شدم و باهم ارتباط برقرار کردیم، هرروز رابطه مون بهتر از قبل میشد و شروع به رابطه جنسی کردیم، بعد از چهارماه خانواده ی من از رابطه بین من و پسر متوجه شدند و از هم جدامون کردند، دوباره بعد از سه ماه ما با هم رابطه برقرار کردیم،اون بعد از یه مدت خیلی تغییر کرد طوری که احساس کردم منو مثل قبل دوست نداره من خیلی حساس شدم نسبت به رفتارای اون و اگر کار اشتباهی میکرد که دوست نداشتم بهش میگفتم، اون میگفت خیلی گیر میدی بهم و غر میزنی، دیگه اصلا مثل قبل قربون صدقم نمیرفت و برای رابطه مون وقت نمیذاشت کلا سرد شده بود، وقتی ازش خواستم دلیلش نسبت به این تغییر رفتارش بگه گفت به خاطر گیر دادنای تو هست، من رفتارم رو درست کردم کمتر بهش گیر میدادم ولی اون روز به روز بیشتر سرد میشد، مدام قربون صدقش میرفتم و از کلمات عاشقانه زیاد استفاده میکردم و حتی واسش کادو میگیرم ولی اون تنها از کلمه عزیزم استفاده میکرد و منم خیلی ناراحت میشدم، وقتی هم دعوامون میشه اون زود عصبانی میشه و همه چی میگه ولی من اصلا توهین نمیکنم و دوست دارم باهم به درستی موضوع رو حل کنیم، بیشتر اوقات حتی میشه گفت همیشه هم من عذر خواهی میکنم حتی اگر اون مقصر باشه چون طاقت ندارم که از دستم عصبانی باشه و اصلا باهم قهر نمیکنیم، دیشب به خاطر رفتار سردش و کم اهمیتیش بهش گفتم چند روز به هم پیام ندیم تا شما با خودت فکر کنی نسبت به رفتارت شاید خودت بیای و اونم قبول کرد البته ما به هم قول دادیم که همیشه باهم باشیم و هیچوقت از هم جدا نشیم به همین خاطر هر اتفاقی بیافته اصلا از هم جدا نمیشیم حالا من چیکار کنم با اون چه صحبتی کنم و چطور رفتار کنم تا بشه مثل قبلا؟
کمک به یک نفر دارم واقعا کمک کنه از نظر روانی
ناشناسمن واقعا خسته شدم احساس افسردگی دارم بعضی وقتا که مامان بابام با هم دعوا دارن اون اصلا به کنار مشکا اصلی من اختلاف بین منو خواهرم میزارنه خواهرم از من 10 سال بزرگ تره. با اینکه بزرگ تره ولی برعکس که این همه میگن کوچیک ترا بیشتر توجه میشه ولی بزرگ ترا بیشتره. شاید تو خوانواده ما اینجوریه.... اصلا تو هیچ چیزی به من حق نمیدن فقط حرف حرف خواهرمه فحش میده بدوبیرا میگه هرچی از دهنش در میاد به منو مامان بابام میده ولی کسی روش نمیشه بهش چیزی بگه. بعد من در جوابش بهش میگم به تو ربط نداره خیلیم آروم که مثلا من باهاش قهر بهم فش میده در اتاقمو میکوبه میره همه منو دعوا میکنن همه فوحشم میدن واقعا واقعا وااقعااا من یک روز نیست گریه نکنم همیشه دارم گریه میکنم خسته شدم کسی انگار نیست درکم کنه، کمکم کنه. فقط همه با من لج دارن ساعت ها ساعت ها به خدا میگم منو بکش راحت شم هم اونا واقعا سودی ندارم واسه هیچ کسی از آنور هم مدرسه رو من فشاره اضافس هیچ کسی با من خوش رفتاری نمیکنه من یک معلم دارم روانشناس هست جوونم هست درک هم داره ولی باز هم با چت نمیتونم احساساتم بگم ایشون هم کم صحبت میکنن... از اون ور هم مادرم اجازه نمیدن برم خونه دوستم به بهانه هایییییییی مختلف اینستاگرامم که میزارن ولی همه دوستام دارن همه دوستامم تا یه اتفاق بد میوفته میان سر من گریه و زاری تموم دق و دلشونو سر من خالی میکنن و گریه میکنن افسردگی بد تر بعد خود دوستم میاد میگه با مامانم آشتی شدم خوشحالم وسیله خریدم اتاقم جدیده در اصل فقط منو آزار داده خوشیاشو خودش کرده فقط من ناراحت شدم خیلی حرفا دیگه دارم ولی به نظرم همینقدر خوبه در حدی که کسی منو درک کنه و حرف دلمو بفهمه و راه چاره بده ببخشید خیلی نوشتم ❤️
لطفا بگید نمیتونم ازکسی بپرسم
ناشناسسلام و خسته نباشید من دختری۱۳ساله هستم عاشق پسر داییم شدم اونم کمی دوستم داره ولی خانوادش راضی نیستن راهمون هم از هم دوره اون شماله من تهران خیلی کم همو میبینیم تورو خدا بگید?
رفتار با اولیا
ناشناسسلام من یه پسر 14 ساله ام. میخواستم بدونم که اگه با مادرمون رفتار شایسته ای نداشته باشیم. و از اون رفتار پشیمون شده باشیم و به درگاه خداوند از ته دل توبه کرده باشیم. و از مادرمون معذرت خواهی کرده باشیم. خداوند مارو میبخشد.
ارتباط با دختر دایی
ناشناسسلام ببخشید من تو بچگی (حدود ۸و۹ سالگی)با دختر داییم می رفتیم باهم تو یه اتاق و به جاهای خصوصی هم دست می زدیم و من ۱۶ سالمه و از همون بچی عاشقش بودم ولی خوب فکر نکنم خانواده ها اجازه ازدواج فامیلی بدند و این تو اینده، تو زندگی جدا گانه مان تاثیر داره؟یعنی اینکه اگه مسیرمون یکی نشد و اون با یکی دیگه و من با یکی دیگه ازداج کنم
دعوا با دوستان و قطع رابطه و ...
ناشناسسلام و خسته نباشید . من ۱۴ سالمه و پسر هستم ، راستش من چند ماه پیش تا الان به یک مشکلی برخوردم و خواستم با شما این رو در میان بذارم و ازتون مشاوره بگیرم . راستش من چند ماه پیش با چند تا از دوستام دعوا کردم و بلاک کردیم و کلا قطع رابطه کردیم ، راستش من الآن نمیدونم دوباره برم باهاشون آشتی کنم و ... یا نه. یعنی درست نمیتونم فکر کنم . حتی درست نمیدونم احساسم نسبت بهشون چیه و ... . گاهی اوقات نسبت بهشون احساس نفرت دارم ، گاهی وقت ها دلم براشون تنگ میشه، گاهی دلم واسه خاطراتمان تنگ میشه و آنها را به یاد میارم و حسرت میخورم که الآن پیشم نیستن ، گاهی وقت ها انگار نمی تونم درست فکر کنم که دقیقا دعوا تقصیر کی بوده و کی کم آورده و ... . اما شاید بگید که اصلا موضوع مهمی نیستن اما خب به هر حال وقتی باشن بهتر از اینه که نباشن ، شاید بگید که به چیز های بزرگ تر فکر کن و خودت رو با کار های دیگه سرگرم کن اما اونا کلا از فکرم نمیرن بیرون ، گاهی اوقات به سرم میزنه برم بهشون فحش بدم و دوباره دعوا کنم ، اما بیشتر وقت ها انگار به سرم میزنه برم بهشون دوباره پیشنهاد دوستی بدهم ، واقعا گیج میشم ، واقعا نمیدونم چیکار باید بکنم ، از یه طرف بعضی وقت ها ازشون متنفرم از یه طرف گاهی اوقات دلم براشون تنگ میشه از یه طرف باید حسرت بخورم که دیگه پیشم نیستن و از یه طرف اگه بخوام آشتی کنم باید برم پا پیش بذارم و پیش قدم شم و غرورم رو خورد کنم (اما مشکل اینجاست که ممکنه جوابم رو ندن یا شاید هم با فحش جوابم رو بدن یا اگه پیشنهاد دوستیم رو قبول کنن ممکنه بعدا دوباره دعوا پیش بیاد و اون موقع حسرت اینو بخورم که چرا غرورم رو شکستم ، اما شاید هم قبول کنن و جوابم رو بدن و هیچ وقت هم دعوامون نشه و ...) حالا پیشنهاد شما چیه؟باید چیکار کنم؟
چطور ب اولیام بگم راضی بشن؟
ناشناسسلام خسته نباشید من۱۵ سالمع عاشق ی پسر هستم ک اونم عاشق منع میخوایم تا ابد با هم باشیم خیلیم خوب میشناسمش فقد نمیتونم راحت برم ببینمش و این خیلی سخت میشع میخوام با مامانم آشناش کنم ولی میدونم مامانم اصلا نمیذارع چطور میتونم بکنم ک مامانم راضی کنم و عشقمون مخفیانع نشع؟؟لدفا بگین چون واقعا نمیتونم تحمل کنم چطور مامانمو قانع کنم.؟؟
چیکار باید بکنم
ناشناسبعد عرضم به حضورتون که اون پسری که ۵ ۶ ماه باهاش آشنا بودم و دوسش داشتم وقتی کات کردیم بعد از ۲ هفته اومد و کلی خواهش کرد که برگردم و قبول نکردم ،روزه بعدش رفتم عذر خواهی کنم چون خیلی سرد برخورد کردم ولی اون شروع کرد به فحاشی و تحقیر من و من واقعا قلبم شکست ،قشنگ خورد شدم میگفت من فقط اومده بودم ولنتاین ازت یه کادو بگیرم تو خیلی زشتی اخه کی با تو دوست میشه و فلان ولی بعد از ۲ ۳ ماه اومد عذر خواهی کرد
- 1
- 2
- ...
- 34(current)
- ...
- 58
- 59