عشق عاشقی ...
ناشناسسلام من ی پسری رو دوست دارم اونم همینطور حتی بهم گفته ثابت کرده اینا ولی وقتی من بهش گفتم باور نمیکنه فک میکنه دروغ میگم نمی دونم چکار کنم بعد الان بخاطر همین موضوع با هم نیستیم میشه راهنمایی کنید
چیکار کنم پدر و مادرم بهم اعتماد کنن؟
ناشناسمن یه دختر ۱۶ساله هستم دوست پسر زیاااد داشتم چند باری رل زدم اشتباه کردم خودم می دونم پشیمونم واقعا بابام به خاطر ارتباطم با پسر ها گوشیمو شکوند اما بعد یه مدت کوتاه یه گوشی جدید داد بهم . نمی خوام دیگه برگردم به قبل درسام خیلیییی ضعیفه و چهار تا تجدید آوردم و رشتم انسانی و کلاس دهمم و اگه تجدیدامو درست کنم سال بعد میرم یازدهم . لطفا کمکم کنید من واقعا پشیمونم چیکار کنم اعتماد والدینم برگرده
آیا به دوستی با یک جنس مخالف احتیاج دارم؟
ناشناسسلام بنده پسری ۱۶ ساله هستم. و برام جای سواله که بدونم آیا واقعا من یا هر کس دیگه ای تو این سن نیاز به دوستی با جنس مخالف داریم؟ معایبش چیا هستن؟ آیا مزایایی داره؟ اگر من با هیچ دختری دوست نباشم در آینده که میخوام ازدواج کنم آیا بخاطر عدم شناخت مناسب با جنس مخالف به مشکل نخواهم خورد؟
با داداشم مشکل دارم !
ناشناسسلام من مبینا هستم ۱۶ سالمه و برادرم امیرعلی ۱۰سالشه . برادرم منو هر روز اذیت میکنه حالا به هر نوعی حرصم میده منو مسخره میکنه فحاشی میکنه اونم نه فحشی مثل بیشعوری بیتربیتی چیزی نه ای کاش اینجور بود فحاشی اونم خیلییی افتضاح تر که حتی بابای منم روش نمیشه به کسی بگه کتکم میزنه بهم میگه زر نزن خیلی حرفای زشت میزنه بعضی وقتا دیگه به شدت حرصم و بالا میاره منم جوابشو میدم مثلا بهم میگه پدرسگ? خوب منم زورم میاد بدم میاد از نوع حرف زدنش یعنی چی خوب شما باشید چیکار میکنید مخصوصا اینکه ۶سال ازش بزرگترم منم یه دفعه میگم دهنتو ببند و شروع میکنه کتکم میزنه به مامانمم میگم باور نمیکنه به خاطر اینکه جلوی مامان بابام خیلیی خوب رفتار میکنه ? نمیدونم چیکار کنم هر روز کتکم میزنه!?
عشق و عاشقی
ناشناسخواهش میکنم کمکم کنید
فراموش کنم؟
ناشناسسلام خسته نباشید ببخشید من دخترم و ۱۳ سالمه از پارسال یه حسابی به پسر خالم پیدا کردم و میدونم که عشق نیست ولی همش نگاهش میکنم و رویا سازی میکنم در صورتی که خونشون خیلی دوره و ۱۵ سالشه به نظرتون فراموشش کنم؟
رفتار پدرم
ناشناسسلام خدمت تیم نوجوانی من اوایل تابستون درست وقتی که مدارس تموم شد تصمیم گرفتم که با پدرم برم سر کار کار بابام هم جوشکاری و کار با آهن آلات و ... است و کار سنگینیه منم که تصمیم داشتم تابستون امسال بشینم و یه بار کلا کلاس دهم تجربی رو مرور کنم تا یازدهم راحت تر باشم ولی چون صبح زود میریم سر کار و شب دیر میایم خونه نمیشه درس خوند منم به بابام گفتم که دیگه نمیام سر و میخوام درس بخونم ولی اون خیلی عصبانی شد و حرف هایی زد که اصلا انتظار نداشتم میگفت که تو بی عرضه ای و به خاطر اینکه نیای سر کار بهونه درس خوندن رو میاری و تهدیدم کرد که اگه از فردا از خونه بری بیرون میکشمت و باید 24 ساعته درس بخونی تازه این حرف هارو هم توی جمع پیش خواهراش یعنی عمه های من گفت و میگفت که اگه کار نکنی منم پول درس خوندنت رو نمیدم و خودت باید پول جمع کنی من خیلی میترسم و میخوام درس بخونم ولی با رفتارهای اون با خودم میگم درس رو ول کنم ولی فایده نداره به نظرتون چیکار کنم چرا منو درک نمیکنه
من دوست ندارم
ناشناساز دوران راهنمای و دبیرستان دوست ندارم
لطفاً جواب بدید
ناشناسسلام خسته نباشید من مادر خیلی خودخواهی دارم و همچنین دورو جلوی پدرم خودشو خوب نشون میده جوری که بابام میگه مامانت اصلا مشکل نداره تو بی ادبی اما من بی ادب نیستم فقط صبرم تمام شده وقتی بابام میره سرکار روم داد میزنه بهم گیر میده آزارم میده با این کاراش وقتی بهش میگم این رفتار تو منو اذیت میکنه میگه توعم باید تغییر کنی تا تو تغییر کنی من همینم و ازش راضیم بنظر شما من چطوری باهاش رفتار کنم درست بشه من واقعا خیلی خستم خیلییی
چرا حسادت میکنم
ناشناسسلام من چرا به رابطه مامان و بابام حسودی میکنم خیلی دلم میشکنه اصلا دست خودم نیست نمیدانم چیکار کنم اصلا نمیخام حسادت کنم دوست دارم خانواده شادی باشیم قبلا خوب شده بودم بازم شروع شد توجه بابام خیلی بیشتر به مامانمه و مامانم با بابام خیلی بهتره تا من منو نادیده میگیرن
- 1
- 2
- ...
- 10(current)
- ...
- 58
- 59