شیشه رفته تو دستم دارم از درد جیغ و داد میکنم به رفیقم میگم در بیاااااار... میگه شیشرو؟ میگم پ ن پ... ادای منو در بیار شاد شیم
شیشه رفته توی دستم دارم جیق میزنم به دوستم میگم دربیار. میگه :شیشه رو؟ گفتم :پ ن پ ادای منو
شیلنگ با یه سطل پر از کف تو دستمه، دوستم میگه :میخوای ماشینو بشوری؟ میگم :پ ن پ دارم ماشینو آبیاری میکنم بزرگ که شد بشه کامیون...!!!
عاقد :النکاح سنتی.... دوشیزه خانم... با مهریه مذکور آیا وکیلم؟ عروس خانم :پ ن پ وزیرید!!!!
عکس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون. برگشته میگه ااِاا داداشت زنم داره؟ پََ نه پََ اینارو تو قرعه کشی بانک برنده شده...
فامیلمون اومده میگه شما دانشجویی ؟ گفتم پـ نـ پـ پشت کنکور مهد کودک گیر کردم !
كلاغ اولي: غار كلاغ دومي: غار؟ كلاغ اولي: په نه په هتل ۵ ستاره!
لیوان از دستم افتاد وسط آشپزخونه شکست، مامانم از تو اتاق میگه :چی بود، ظرف شکست؟ پ ن پ! الستون و ولستون قلب منو شکستن. چه شیطونایی هستن...
ماشینو بردم رو چال تعمیرگاه، میپرسه :خرابه؟ میگم :پ نه پ ماشینم از ارتفاع میترسه آوردم ترسش بریزه.
مامانم میگه ی لیوان آب بده؟ میگم واسه خوردن؟ میگه پ ن پ واسه دوش گرفتن. منم ی لیوان آب جوش بردم واسش گفت اینکه گرمه گفتم خواستم زیر دوش سرما نخوری
مامانم گفت میری مدرسه؟ گفتم :پ نه پ میرم با این کیف و ینیفورم باغچه آب بدم و اواز بخونم لالالالالالا گل پونه!
مامانم یه ظرف انگور گذاشت روی میزم من هم هی میخوردم، بعد از ده دقیقه اومد بردش! گفتم چرا میبری؟ گفت یادم رفته بشورمش! امنیت جانی ندارم من تو اين خونه !!!!
مامانمو صدا کردم جواب نداد میگه منتظر جوابی اونجوری نگام میکنی؟ پ ن پ چند وقتیه میخوام بهت بگم دوستت دارم روم نمیشه
مامور آمار :همین ۵ نفر هستید دیگه؟ گفتم پَ نَ پَ ۶ تامون Hidden شدن باید از Folder Option پیداشون کنید!
منو دیده میگه آخی عینکت چقدر قشنگه از قبلی بیشتر به چهره میاد, عوضش کردی؟؟ پ ن پ همون قبلی سن بلوغشه اقتضای سنشه تغییر کرده!!!!!!!!!
موشه تو تله موش گیر کرده رفیقم میگه :مرده؟!؟ میگم پ نه پ موشه رفته زیرش داره پرس سینه میزنه.
میخوام زغال بزارم. قلیون بکشم مامانم میاد میپرسه میخوای قلیون بکشی؟ میگم پَ نَ پَ میخوام اسفند دود کنم یه وقت چشم نخورم!
میگم :بیا بچه اتوجمع کن خودشو خیس کرده همه جارو به گند کشیده! میگ :اااا... جدا؟ گفتم :پ ن پ داره طرح آبیاری قطره ای رو برای گلای قالی ترتیب میده!
میگه :شما تو خونه، همش سه تا بچه این؟ میگم :پ ن پ! بابام مارو نمونه زده که اگه مقرون به صرفه بودیم ایشالله خط تولید انبوه رو راه اندازی بکنه!
نشستم پشت فرمون بابام اومده میگه:میخوای رانندگی کنی؟ گفتم بله بابا جون میخوام رانندگی کنم. ''ستاد مبارزه با پَ نَ پَ''
- 1
- 2
- ...
- 8(current)
- ...
- 59
- 60