رفتم بچه خواهرمو از مهد کودک بیارم، مربیه میگه :میبریدش؟ پ نه پ همین جا میخورمش
رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟ میگم پََ نه پََ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!
رفتم تو ماهی فروشی به فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین. میگه :واسه خوردن میخای؟ میگم :پَ نَ پَ اومدم واکسن هاری و کزازشو بزنم و برم
رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون، داداشم میگه یعنی مرده؟ میگم پََ نَ پََ دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه
رفتم دم لوازم برقی میگم محافظ دارین، میگه محافظ برق، میگم پ ن پ سوپرمن؛ اسپایدرمن؛ حالا ترنسپرتر هم باشه قبوله. اصن یه وضیییییییییییه.
رفتم رستوران به پيش خدمتش ميگم ميشه منوي غذاتونو بدين، ميگه ميخواي غذا سفارش بدي؟ په نه په ميخواستم ببينم منويه غذاتون چي كم داره بگم مامانم بپزه براتون بيارم
رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه :درستش کنم؟ پ نه پ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!
رفتم سردخونه میگم :بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین. میگه :میخوای خاکش کنی؟ پ نه پ میخوام تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم!
رفتم سینما برا دیدن فیلم جلو گیشه بلیط فروشی یارو بلیط فروشه میپرسه بلیط می خوای؟ گفتم پ نه پ امدم ببینم چطوری از این سوراخ رفتی اون تو بلیط بفروشی!
رفتم قبرستون یکی از رفیقامو دیدم میپرسه اومدی فاتحه؟ گفتم پَ نَ پَ اومدم خونه آخرتمو تحویل بگیرم کم کم اسباب کشی کنم!
رفتم قسطمو بدم دفترچه رو دادم به متصدی. میگه دفترچه قسطته؟ گفتم پ نه پ دفتر پرورشیمه با مداد گلی خط کشی کردم آوردم نمره شو بدی!
رفتم مغازه سیب بخرم فروشنده میگه: :سیب خوب بهت بدم دیگه میگم :پ ن پ توروخدا داداش خرابشو بده شرمنده معرفتت میشم سیب خوب بدی!!!!!
رفتم موبایل فروشی میگم گوشی اچ تی سی اکسپلورر دارید میگه آره میگم میشه بیارید؟؟ میگه میخوای ببینیش میگم په نه په میخوام ببینم داری یا داری دروغ میگی
رفتم پارک به کارمنده میگم :ببخشید شما صندوقدار هستید؟ میگه :پ ن پ، هاچ بکم
رفتم پمپ گاز طرف زده به شیشه ی ماشین میگه میخوای گاز بزنی گفتم پ ن پ میخوام لیس بزنم!!!!!!!
رفتم چین گارسون دو تا چوب آورده خواهرم میگه یعنی باید با اینا غذا بخورم؟ گارسون میگه پ ن پ چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ
رفتم کتابفروشی میگم یه قانون اساسی بده. میگه :برای امتحان دانشگاه میخوای؟ می گم :په نه په، میخوام اجراش کنم بندازنم زندان؟!
سوار تاکسی شدم رسیدم سر خیابون گفتم :مرسی. راننده میگه :پیاده میشی؟ میگم :پ ن پ خواستم بین مسیر یه تشکر نا غافلی کرده باشم جو از سنگینی در بیاد....
سوتی مجری ماه عسل از طرف سوال کرده چند تا خواهر برادرید گفته ۴. بعد پرسیده پشت سر همین. په نه په یکی در میونیم. طرف : خودش:)
سگم رو بردم پیش دامپزشک، منشیش میگه سگتون مریضه؟ پ ن پ خودم هاری گرفتم سگم گفت آشنا داره منو آورد اینجا معالجه کنه.
- 1
- 2
- ...
- 7(current)
- ...
- 59
- 60