دعوت مودبانه ي بابام از من براي صرف شام : تَن لَشتو از پشت كامپيوتر جمع كن بيا پاي سُفره پهن شو ! :|
دقت کردین مامان بزرگ ها چای شون رو با توت میخورن قندشون بالا نره. بعد چهارتا نون خامه ای رو یه ضرب میزنن تو رگ؟
دقت کردین وقتی با مامانتون دردودل میکنین خیلی وقتا بادقتو دلسوزی به حرفاتون گوش میده بعد دوسه روز بعد همونارو بر علیه تون استفاده میکنه!
دهه هشتادیا درعین ترسناک بودن حسود وخطرناک هم هشتن به داداششون هم رحم نمیکنن.
دوستان من چک کردم.اینگودزیلاها ، بچه ننه تر از اونن که بخوان با مامانشون قهر کنن.احتمالا در سال هایبعد با بحران بی خوانندگی موجه خواهیم بود.والا با این نوناشون!
دوستم رفته خاستگاري. اونجا گفته اين دخترتون پرِ جوشِ صورتش. باباي دخترِ هم گفته نه مهم نيست دو تا پوماد بزنه حله. آخه لامصب مگه ماشينه كه پوليش بخوره حله
دیالوگ مادرم وقتی می خواد منو (امین) صدا بزنه : امیر , بنیامین , لاله , ....اه امین بیا اینجا کارت دارم مامان حواس جمعه من دارم ؟
دیروز تو ماشین نشسته بودم. بابام رفت بگه شیشه رو بکش بالا، گفت مهدی شلوارتو بکش بالا!!! به قول شاعر "از چی بگـــــــم...؟" (O_o)
دیروز مامانم در اومده میگه :میگم چرا انقدر این کرم حلزون الکی گرونه؛خودمون میریم حلرون میگیریم چرخ میکنیم میزنیم به صورتمون .خداوکیلی اینم مامانه ماداریم:)
دیروز میخواستم واس خالم عکس بفرستم میگم بلوتوث خودتو روشن کن رفته فرهنگ لغت رو برداشته میگه :بلو میشه آبی ولی توث نمیدونم چیه! فک و فامیله داریم؟ عایا؟
دیشب بعد مدتها فهمیدم معنی حرف مامان که همیشه میگه نمیدونم تو به کی رفتی چی هست! فک کنم منظورش اینکه من سرراهیم دیگه نه؟؟؟
دیشب داشتم فوتبال و از شبکه عربی میدیدم ...گزارشگره هر چی میگفت مادر بزرگم این طرف میگفت آمیییین.
دیگه به آخرای سریال دونگ یی چیزی باقی نمونده . بابای من هنوزم که هنوزه وقت پخش دونگ یی میگه بچه ها بزنید یانگوم داره میده!
رفتم حموم دیدم آب مثه نم نم بارون داره میاد. از تو حموم داد زدم آب فشار نداره. خواهر گودزیلام برگشته میگه :حتما قندش افتاده!!!
رفتم خونه خالم ب دخترخالم میگم تلویزیونتون ال سی دیه یا ال ای دی?میگه الجیه الجججججججی!!!فک وفامیله ماداریم اخهههه!?!
رفتم پيش دختر داييم ميگم موهامو بلوند کن همرو گرفته سوزونده اسم خودشم گذاشته ارايش گر،حالا مجبورم اکستينشن بزارم!! فک فاميل داريم؟؟؟
رفتم یه پیراهن خریدم پوشیدم مادرم دیده میگه عوضی عجب پیرهنی خریدی لامصب چقدر بهت میاد ! یه ماشالا از زبونش در نیومد ! فک و فامیله دارم ؟!
رفتیم خواستگاری برا داییم دختره گفت من دارم درس میخونم بابا بزرگ گفت نمیشه فردا شب بخونی
رفتیم رستوران شیر دستشویی اتوماتیک بود پسر خالم با چه ذوقی اومده داد میزنه:شیرهاش خودش قطع و وصل میشه... ملت برگشتن نگاه میکنن والله ابرو نمیذارن اینا
رو تخت دراز كشيدم و چشمام رو بستم. داداشم اومده ميگه: داري ميخوابي؟ ميگم پ نه پ چشمامو بستم تو بري قايم شي!
- 1
- 2
- ...
- 7(current)
- ...
- 40
- 41