فک و فامیله داریم

فک و فامیله داریم

زن عموم می خواست به مادربزرگم بگه بیا ایزی لایفت کنم، برگشت گفت مادر جان بیا ایزوگامت کنم..... من :-)) ایزوگام :- (( مادرجونم ۰-o فک و فامیله ما داریم

زنم میگه این جوک های بی ادبی ارسال نکن . می دونی بفهمن چی میشه ؟! میگم چی میشه ؟؟؟میگه یارانه مونو قطع می کنند

زنه پیام واسه زیر نویس PMC داده: ایمان و مهرداد اینقدر پای فیس بوک نشینید وگرنه اینترنتُ قطع میکنم! فشار تحریما کم بود آلودگی هوا هم مزید بر علت شد!

زنگ زدم به پسر عموم دیدممداحی گذاشته اهنگ پیشوازشبعد که جواب داده بهش گفتم این چه اهنگ پیشوازیه؟لامصـــب میگه از قرض الحسنه مسجد محله درخواست وام کردمقرار شده جوابشو تلفنی بدنمیخوام اگه جوابشون منفی بود اخرین تیرمم زده باشم :|

سر سفره ب داداشم اشاره میکنم گوشه لبتو پاک کن.میگه: به توچه ذخیره غذاییمه میخوام هر وقت گشنم شد بخورمش.من:| غذای گوشه لبش:)!!!

سر صبح از خواب بیدار شدم میگم سلام بابای مهربونم . میگه سلام گرگ بی طمع نیست باز پول میخوای؟ پولاتو چه کار میکنی؟ نکنه معتاد شدی؟ بدبخت ترک کن ؟ بعد 5 دقیقه تیکه انداختن میگه شوخی کردم میخواستم خواب از سرت بپره. فک و فامیله داریم؟

سر میز صبحونه مادر بزرگم که 80 سالشه گفت بیا ننه اینم چاییت بخور. ما هم چایی رو خوردیم بعد که تموم شد مامانم اومد سر سفره گفت اِ چایی من کو؟؟ مادر بزرگمم گفت این ورداشت خورد ننه!! الان ميفهمم من به كي رفتم‏

سر ناهار قهر کردم با گریه رفتم تو اتاقم درو قفل کردم، بعد از چند دقیقه دیدم داداشم اومده در میزنه!! فک میخاد دلداریم بده!! میگم چیکار داری؟؟؟میگه بقیه ی ناهارتو نمیخوری؟؟:|بیا به اینا بگو که نمیخوری!!! اینا نمیزارن بخورم ناهارتو!!!یه همچین داداشه لاشخوری داریم ماااا!!

سرمایه گذاری:امروز بابام اومده میگه میدونی بعضی اشتباها هست که هرچی میگذره ادم میتونه افسوس بخوره چه طور؟!!!!میگه میدونی اگه من 24-25سال پیش یه گوساله گرفته بودم بهش میرسیدم الان20تا گاو داشتم وچغدر سرمایه داشتم ،میگم خوب اشتباه شما چی بود ؟!!!!میگه اینکه خر شدم جای گوساله تورو اوردم روتو سرمایه گذاری کردم که فقط گند زدی تو سرمایه من. اینم بابای ما

سره ظهر یه چند ساعت خوابیدم وقتی بیدار شدم خیلی تشنم بود,یهو دیدم بابام نشسته یه پارچ اب با یخم کنارشه :D پارچو برداشتم یه نفس نسفشو رفتم بالا خیلی چسبید بابام گفت نوشه جونت خنک بود ؟؟ گفتم خــــــــیلی حال داد گفت کفه دستم سوخته میکردم تو پارچ خنک شه بعد با خنده گفت البته نگران نباش دستم تمیز بود. آخه اینم باباست؟؟؟

سن من بستگی به خواست مامانم داره یه وقتا می گه«تو دیگه بچه نیستی، این کارا چیه؟ از تو بعیده»یه وقتا هم می گه«تو هیچی حالیت نیست … بچه ای هنوز، این چیزا رو نمی فهمی!»

شامپو خريدم بيست هزار تومان، ريختمش تو ظرف داروگر خمره اي كه بقيه نفهمن ازش استفاده نكنن! فرداش اومدم برم حموم، ديدم ظرفش خاليه! داد زدم كي اينو زده به سرش؟ بابام اومد يه دونه زد تو سرم گفت: آخه گدا! كي اينو مي زنه به سرش! شامپوت خوراك ماشين شستن بود. برو ببين ماشين چه برقي مي زنه! يعني من الان هيچي ندارم بگم...

شب جلو تلویزیون خوابم برده بود مامانم اومد ساعت ۲ نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم :اهههههههههههه پام داغون شد جواب داد :خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟

شدیدا سرما خوردم به مامانم میگم مامان سرشیر نمی تونم بخورم ؟ واسم خوب نیست نه ؟ میگه نه خوب نیست ولی بخور تا خراب نشده … اصن خدا فامیلو آفریده واسه قطع رابطه و جک ساختن

شما هارو به ته دیگ ماکارونی قسمتون می دم وقتی دارین باتلفن یا موبایل صحبت می کنین با خودکار روی هر چیزی که دم دستتون بود .چرتو پرت ننویسین یا نقاشی نکشین... آخه من الان این مدرک پایان تحصیلاتم که بابام در حال موبایل صحبت کردن روش عکس اولاغ کشیده ،کجا ببرم نشون بدم

شوهر عمه خوشحالم با عمه خوشحالترم تو فیسبوکشون In a relationship زدن!! (به جای Married) بعد پسرش رفته رو والشون نوشته پس من حلال زاده ام این وسط؟؟!!

صبح زود خواب بودم که بابام اومد تو اتاقم با تلفن بلند بلند حرف میزد میگم چرا اومدى اینجا حرف میزنى برگشته میگه اگه اتاقاى دیگه برم بقیه آدما بیدار میشن یعنی با این حرفش خلقته منو برد زیر سوال

طبق اخرین تحقیقات درامد euro 2012 از یک ساعت پخش پیام بازرگانی صدا و سیمای ایران کمتر است والا یه فوتبال 90 دقیقهای میخوان نشونمون بدن قبلش 46 دقیقه پیام بازرگانی نشون میدن صدا و سیماست ما داریم؟

طرح آمارگیری خانوار: شما چند تا بچه دارین؟دو تا,ولی تو شناسنامه که نوشته سه تا؟!اونو می گی؟ دکور خونه است.فقط وقتایی که اینترنت قطع میشه میره بیرون یه دوری بزنه...

طفلکی عمم کلی مهمون داشته میره بیرون خرید.سوار تاکسی که میشه راننده میگه:خانوم وقت داری بریم یه دور بزنیم؟! عمم میگه:وای نه بخدا،اکبر خونه اس منتظره کلی هم مهمون داریم.باشه انشالله یه وقت دیگه. وقتی رسید خونه اومد به شوهرش گفت:ببین اکبر خداچقدر منو دوس داره و حواسش بهم هست،طفلی رانندهه فهمیده بود من خستم و دلم گرفته بهم گفته بیا بریم دور بزنیم دلت باز شه!!! مارو میگی جمعیتی رفتیم رو هوا به این میگن زن ساده و دلپاک ایرونی