فک و فامیله داریم

فک و فامیله داریم

اینکه تو مناطق سردسیری که خونه ها کولر ندارن، والدین چه جوری حرص بچه هاشون رو در میارن واقعن برام سوال شده :دی

اﮔﻪ 100 ﺗﺎ ﭘﺮﯾﺰ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺑﺮا وﺻﻞ ﮐﺮدن ﺟﺎرو ﺑﺮﻗﻲ , ﮔﻮﺷﯽ ﺗﻮرو از ﺷﺎرژ درﻣﯿﺎرﻩ....

اﻗﺎ ﭘﺪرم ﯾﻬﻮ اوﻣﺪ ﺗﻮ اﺗﺎﻗﻢ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎت ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎت ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ واﺳﻪ ﭼﺸﻤﺎم ﮔﺮﻣﻮ ﻧﺠﯿﺒﻪ ﻣﻦ ﯾﻬﻮ ذوق ﻣﺮگ ﺷﺪم ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮدم اوﻣﺪم دﯾﺪم دارم ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﻟﻨﮓ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪم ﭼﯽ ﺷﺪ ﻓﻘﻂ ﻓﻬﻤﯿﺪم ﮐﺎﻣﻼ ﺧﺮ ﺷﺪم

ب بابام میگم تیغ اصلاح داریم؟ میگه نه بروبخر، رفتی میوه بخرعصرمهمون داریم، نون هم نداریم برای ظهر. راستی تا داروخانم برو یک بسته قرص مسکن بگیر منم گفتم نه احساس میکنم ی نمه ته ریش بذارم بد نیست... والا ب غرعان فک و فامیله ماداریم؟؟

ب مامانم ميگم شام چي داريم؟ميگه يه غذاي خارجيه! ميگم اسمش چيه؟ميگه: اگ !! همون تخم مرغ منظورشه..

با بابا سر مسله ای چند روز بود حرف نمیزدم منت کشی بابا رو داشته باش: اول رد شدن و لگد کردن پاهای من بدبخت روزه دار دوم: ریختن آب سرد یا ته مونده چایی روی سر من فلک زده سوم:کشیدن موتکا از پشت سرم طوریکه با مخ بخورم زمین کسی نیست بهش بگه بابا یه کلام بگو آشتی این کارا چیه اخه بابا داریم ما هم

با بابام برای اولین بار رفته بودیم سونا بابام نشسته بود جلوی در نمیذاشت ملت در رو ببندن می گفت خفه شدیم بابا نفسمون گرفت من:-( ملت=-O ;-) ))

با بابام داریم بازی میکنیم گفتیم اسم دختر و پسر از الف , 50 تا بنویسید ,بنده خدا یه دو سه تا نوشت دیگه یادش نیومد بعد به شوهرم میگه ببین اینا قبوله ما دادیم شوهرم اون کف زمین پخش شد , گفت همه رو نوشته , ابو حامد , ابو مسلم , ابو حمزه ....... یعنی سریع رسیدنش به 50 تا.....

با خانواده دور هم نشسته بودیم داشتیم صحبت میکردیم یهو شنیدیم صدای دادو فریاد میاد ازتو اشپزخونه میگه اتیش اتیش..همه دوییم سمت اشپزخونه دیدیم داداش نابغه ی من داره جورابشو تو ماکروفر خشک میکنه

با داداشم دعوام شده بود بابام اومد بهم گفت بیخیال برو باهاش آشتی کن منم بهش گفتم لازم نکرده گور باباش! هیچی دیگه الان با یه دست و یه پای شکسته دارم برات مینویسم :|

با داداشم رفتیم بوتیک اون جنسی که می خواستم نبود ؛به فروشنده میگم ببخشید ما یه دور بزنیم برمیگردیم …دادشم برگشته به فروشنده میگه :دروغ میگه از صبح به ده نفر دیگه هم همینو گفته ، شما منتظر ما نباشین

با دختر خالم رفته بودیم مهمونی موقع شام دوغ رو بدون اینکه تکون بده خورد وقتی تموم شد همه ی ماست ها ته دوغ مونده بود بعد با جدیت تمام با کلی ذوق برگشته میگه: میبینی چه جالبه!! این دوغا ته ش ماست هم داره!!! من ندیده بودم تا حالا!! من:| کارخونه دوغ آلیس :| مهمونا:| دختر خالم :))))))

با دوستم داشتیم میرفتیم بیرون .مامانم میگه کجا میری؟ میگم بیلیارد.میگه تا کی میخوای این اشغالا رو بخوری بیا خونه خودمون خورشت سبزی داریم

با فامیلمونا و پسرش که تازه کنکور داده بود نشسته بودیم داشتیم راجع به نتایج حرف میزدیم باباش از من پرسید تو کجا دانشگاه میری ؟گفتم من زیاد درس نخوندم آزاد قبول شدم به پسرش گفت :خاک بر سرت تو از این گوسفند هم کمتری؟

با فک فامیل اسم فامیل بازی کردم: اسم:غلام فامیل:غلامی غذا:غلام پلو میوه:غلام سبز شغل:غلامفروشی شهر:غلام رود کشور:غلامستان اشیا:غلام پلاستیکی!!!! ماشین:همونی که غلام سوار میشه(غلامورشه)!!! یه همچین فامیله همه چی دونی داریم ما!!

با كلي ذوق و شوق به مامانم گفتم: مامان روزه جمعه چي كار كنيم, هممون بيكاريم؟ خيلي زيبا گفت: تو شامپو فرش بكش، بابات جارو كنه...! یه همچین خانواده ای هستیم.. /!

با مامانم رفتيم مغازه تعميرات تلفن كه تلفن بي سيم خونرو بديم درست كنن...ياروو تلفنو زده به پيريز بعد با موبايلش زنگ زد كه ببينه زنگ ميخوره يانه ...تلفن كه زنگ خورد مامانم به من ميگه اين آقاهه شماره مارو ازكجا داشت ...

با نامزدم می خوایم بریم بیرون , بچه خواهر 4 سالمم همراه من اومده دختره میپرسه : می خوام بدونم چی شد که شما بین همه منو انتخاب کردید ؟معیارتون چی بوده ؟من اومدم جواب بدم با کلی ناز که بچه خواهرم گفت " هه, انتخاب؟ دلت خوشه ها , داییه من 20 جا رفت خواستگاری هیجا بش زن ندادن , شمام حتما به عیبی داشتی مامانتینا راضی شدن وگرنه کی آخه حاضره زن این بشه؟ "

با گل پسرای فامیل داشتیم سر به سر دختر داییم میذاشتیم(دهه ی هشتادی)گفتم مهسا میدونی بابات کجا رفته؟  مهسا؟کجا  من:به مامانت نگیا رفته خونه زن دومش  مهسا:هه بابای من اون هر جا بره اول از مامانم اجازه میگیره  هی عاقبت مرد!!!عاقبت همه مردا همینه

بابا بزرگم در حال تماشای رقص عربی ازماهواره برگشته می گه: دختره به این خوشگلی می رقصه ولی چه فایده یه آبگوشت نمی تونه درست کنه!!!!ماهواره :Oمن :|