فک و فامیله داریم

فک و فامیله داریم

دیروز بابام بهم گفت نسل سوخته اونا هستن نه ما، بخدا دیگه میخام برم تو آب جوب خودمو غرق کنم

دیروز داشت از چشام آب میومد ؛ خواهرم با اعتماد به نفس کامل میگه : چشات آب ریزش بینی داره ؟

دیشب خونه داییم بودم هرکار کردم خوابم نبرد گودزیلای ۳سالش بهم میگه چرا عین سوسک پیف پاف خورده جون میدی!؟!

فکر کنم بابام بهترین امکانات دنیارو هم در اختیار داشته باشه حتی آیفون 5 هم بخره بازم رمز عابر بانکشو تو دفتر تلفن موبایلش ذخیره کنه

مادر بزرگم رفته تموم دوندون هاشو کشیده به جز یکیشو میگم : چرا این یه دونه رو نکشیدی ؟! میگه : میخوام با اون چادرمو بگیرم !

مادر بزرگم میگه : اولش که این کامران و هومن رو دیدم فکر میکردم زن و شوهرن ، تو نگو خواهر برادرن !

مامان بزرگ : ای من به قربون قدت بشم … من : آهان ! کم رنگ بریزم دیگه ؟

مامان بزرگم گفت به منم اینترنت یاد بده ببینم چیه که تورو از کارو زندگی انداخته هیچی دیگه ازساعت ۶:۳۰ شروع کردیم، هنوز نتونستم بهش بگم موس چیه !

مامانم کلاس رانندگی رفت معلمه گفت از پارک برو بیرون مامانم هی نگاه کرده بعد گفته ببخشیدا من یه درختم اینجا نمیبینم شما پارک میبینی؟؟؟!!! فک و فامیله داریم ما؟

مکالمه ای بین من و مادرم: -مامان - جونم - داشتم ماست می خوردم - نوش جونت پسرم - ریخت رو فرش - کوفتو بخوری نکبت؛ خاک تو سرت....

پدرم اصلا بهم افتخار نمیکنه یه روز ازم پرسید :چند سالته؟ گفتم "پنج سالمه" گفت :وقتی من هم سنت بودم شیش سالم بود!!!

پیراهن تازمو با کلی ذوق و شوق به بابام نشون دادم ، میگه مبارکه عین رو بالشیای خدا بیامرز مادربزرگمه !

کمدمو باز کردم میبینم چندتا از لباسای خواهرم قاطی لباسامه به مامانم میگم اینا چرا اینجاست؟ میگه خواهرت گفته اینا رو نمیخواد بدمش به مستحق!

یک قانون همواره ثابت تو خونه ما: هر موقع یکی از ما میره حموم مامانم شروع به ظرف شستن میکنه

یکی از فامیلامونو بعد سالها تو مهمونی دیدم ، بهم گفت : چیکار میکنی ؟ گفتم کار کیف زنونه. گفت با موتور کیف میزنی یا پیاده ؟؟؟

ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﻧﻪ ﮐﻮﻟﺮ ﺭﻭﺷﻨﻪ ﻧﻪ ﺑﺨﺎﺭﯼ، ﺑﺎﺑﺎﻫﺎ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﺑﺎﺱ ﺩﻗﯿﻘﻦ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ؟ ﻫﯽ ﺍﻟﮑﯽ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻥ ﻭ ﺩﺭِ ﮐﺎﺑﯿﻨﺘﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﻭﺑﺴﺘە ﻣﯿﮑﻨﻦ !

!به بابام میگم میخوام برم سمت گیاهخواری ! نظرت چیه ؟ بابام : آفرین پسرم خیلی هم خوبه مگه تو چیت از بـُز !!کمتره فک و فامیله داریم ؟

:واکنش مامانم بعد از شنیدن خبر فوت خالش !!! :|وای خوب شد دیروز موهام و رنگ کردما

آقا فامیل یکی از آشناهامون سکته قلبی کرده. وقتی داشتن میذاشتنش تو قبر چششو باز کرده. همه هم دیدن. اما بازم خاکش کردن. فک کردن خیالاتی شدن

آقام یه جوری پرسید امروز چندشنبه‌س که فک کردم فردا ۲-۳ تا چک داره حتماً. گفتم چی شد مگه؟ گفت هیچی گفتم اگه آشغالی میاد آشغالا رو ببری دم در